این وبلاگ
تا اطلاع ثانوی تعطیل شد.
در حالي كه فعالين دانشجويي دانشگاه شيراز در حال آماده شدن براي اعتصاب غذاي نا محدود بودند خبري دل گرم كننده مبني بر صدور نامه آزادي دانشجويان در بند منتشر شد. در اين نامه كه تصوير آن در را در پايين مشاهده مي كنيد با صدور قرار وثيقه براي هر 4 دانشجوي بازداشتي از سوي دادستاني شيراز موافقت گرديده است. به نظر مي رسد پس از تجمعات روز هاي يكشنبه، دوشنبه و جمعه هفته گذشته و تهديد به اعتصاب غذا در صورت عدم آزادي دانشجويان، نهادهاي امنيتي استان از مواضع خود به شكل نسبي عقب نشيني نموده اند.
ما فعالين دانشجويي دانشگاه شيراز اين اقدام را به حساب سر عقل آمدن نهادهاي سركوب گر گذاشته و تا اطلاع ثانوي اعتصاب غذاي خود را به تعويق خواهيم انداخت؛ اگر چه اين عمل به هيچ وجه به معناي كوتاه آمدن از مواضعمان نيست و همان طور كه در بيانيه شماره (1) نيز بيان داشتيم حركت اعتراضي خود را تا آزادي دوستان در بندمان ، لغو كليه احضاريه هاي اطلاعات و امحاء كليه احكام انضباطي صادر شده ادامه خواهيم داد و تا احقاق خواسته هاي به حق خود تمامي گزينه هاي ممكن را مد نظر خواهيم داشت.
فعالين جنبش دانشجويي دانشگاه شيراز
در اعتراض به مصادره روز دانشجو و ايجاد جو سركوب و خفقان در جامعه و به خصوص دانشگاه، در روز 18 آذر ماه تريبون آزادِ « آزادي دانشگاه ، آزادي جامعه » در دانشگاه شيراز برگزار شد. پس از برگزاري اين مراسم نيروهاي به اصطلاح ارزشي دانشگاه با هدايت و حمايت علني از نهاد هاي بيرون، با شايعه پردازي و دروغ پراكني به بهانه توهين به شهدا و مقدسات، اقدام به برگزاري اعتكاف سياسي نمودند، در اين اعتكاف آقاي انجوي نژاد، يكي از روحانيون افراطي شيراز ضمن انتقاد از مردم به خاطر عدم سركوب دانشجويان برگزار كننده تريبون آزاد اين دانشجويان را محارب (!) خواند و خواهان برخورد مسئولان با آنان شد.همچنين چندين نفر از سران استاني با حضور در جمع دانشجويان معتكف به آن ها قول هايي مبني بر سركوب دانشجويان دانشگاه شيراز دادند.
متعاقب اين وقايع 37 تن از دانشجويان دانشگاه شيراز به كميته انضباطي دانشگاه احضار شدند كه تا كنون 18 نفر از آنان جمعا 28 ترم از تحصيل محروم شده اند. اما پروژه سركوب جنبش دانشجويي در دانشگاه شيراز در همين سطح باقي نماند و 4 تن از دانشجويان ( لقمان قديري گل تپه، عبد الجليل رضايي، كاظم رضايي و محسن زرين كمر ) در روز پنج شنبه 12 دي ماه با سربرگ قوه قضائيه به اداره اطلاعات (!) احضار شدند كه پس از مراجعه در روز شنبه بازداشت شدند و هم اكنون نيز در بازداشت به سر مي برند. در اعتراض به اين دستگيري ها فعالين جنبش دانشجويي اقدام به برگزاري 2 تجمع در روز هاي يك شنبه و دوشنبه نمودند و متعاقب اين تجمعات از طرف وزارت اطلاعات اطلاع داده شد كه قرار بازداشت دانشجويان به قرار وثيقه تبديل گشته است و اين دانشجويان در روز پنج شنبه آزاد مي شوند. اما با كارشكني اداره اطلاعات در ارسال پرونده دانشجويان به دادگاه اين دانشجويان هنوز در بازداشت هستند.
ما فعالين جنبش دانشجويي دانشگاه شيراز همانطور كه در تجمعات، مراسم و بيانيه هاي خود اعلام كرده ايم تا آزادي دانشجويان در بند و لغو كليه احكام كميته انضباطي از مواضع خود كوتاه نخواهيم آمد و نخواهيم گذاشت كه پرچم ياران دبستانيمان بر زمين بماند.
فعالين جنبش دانشجويي دانشگاه شيراز

دانشجویان دانشگاه شیراز پس از بازداشت 4 دانشجوی این دانشگاه به نامهای کاظم رضایی،جلیل رضایی،لقمان قدیری و محسن زرین کمر و همچنین احضار 10 دانشجوی دیگر توسط اداره اطلاعات ،اعلام کردند که در روز پنجشنبه دست به اعتصاب غذای نا محدود خواهند زد.فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز پس از آنکه در روز یکشنبه در اعتراض به بازداشت دانشجویان در دانشگاه تجمع کردند، به دلیل اخبار رسیده از اداره اطلاعات مبنی بر آزادی دانشجویان در روز دوشنبه به تجمع خود پایان دادند.ولی در روز دوشنبه هیچ خبری از دانشجویان نشد و به همین خاطر این دانشجویان در روز دوشنبه تجمع خود را از سر گرفتند و با پخش بیانیه هایی تهدید کردند که در صورت عدم آزادی دانجویان در بند،در روز پنجشنبه به طور قطع اعتصاب غذا خواهند کرد.همچنین 10 دانشجوی دیگر که در روز دوشنبه به اداره اطلاعات فرا خوانده شدند،اعلام کردند که تا آزادی دانشجویان، خود را به اداره اطلاعات معرفی نخواهند کرد

در اعتراض به ادامه بازداشت 4 دانشجوی دانشگاه شیراز، امروز دوشنبه دانشجویان دانشگاه شیراز تجمع اعتراضی بر پا کردند. محسن زرین کمر، کاظم رضایی، عبدالجلیل رضایی و لقمان قدیری، 4 دانشجوی دانشگاه شیراز هستند که از روز شنبه، پس از احضار و مراجعه به اداره اطلاعات شیراز در بازداشت به سر می برند و اتهام آن ها اقدام علیه امنیت ملی و توهین به سران نظام عنوان شده است. دیروز یکشنبه نیز در اعتراض به بازداشت این دانشجویان، تجمعی اعتراضی در دانشگاه شیراز برگزار شده بود که با اعلام آزادی دانشجویان با قرار وثیقه، این تجمع به صورت مشروط پایان یافته بود. اما امروز علی رغم پیگیری های مصرانه دانشجویان دانشگاه شیراز و خانواده دانشجویان بازداشتی و علی رغم صدور حکم دادگاه مبنی بر آزادی دانشجویان به قید وثیقه، اداره اطلاعات شیراز در اقدامی غیر قانونی با ممانعت از تحویل پرونده دانشجویان به دادگاه، مانع از آزادی این 4 دانشجو شد که این اقدام اداره اطلاعات منجر به برگزاری تجمع اعتراضی در دانشگاه شد.
در ابتدای این حرکت که از ساعت 13 آغاز شد دانشجویان با تجمع در میدان مرکزی دانشگاه، به اداره اطلاعات شیراز 30 دقیقه فرصت دادند تا دانشجویان بازداشت شده را آزاد کنند، با گذشت این 30 دقیقه و عدم آزادی 4 دانشجوی بازداشت شده، دانشجویان با سر دادن شعار " دانشجوی زندانی آزاد باید گردد " و " زندانی سیاسی آزاد باید گردد " رسما تجمع خود را آغاز کردند. دانشجویان شرکت کننده که تصاویر 4 دانشجوی بازداشت شده را در دست داشتند شعارهایی همچون " دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد" ، " مرگ بر دیکتاتور" و " دیکتاتور دیکتاتور خجالت خجالت" سر می دادند. سپس چند نفر از دانشجویان در میان جمع حاضر شدند و به سخنرانی پرداختند. دانشجویان که به علت تعطیلات پیش رو و نزدیکی به امتحانات تعدادشان چندان زیاد نبود و نزدیک به صد نفر بود، پس از این با سر دادن سرود یار دبستانی من به سمت در ورودی دانشگاه حرکت کردند و بعد از دقایقی توقف از دانشگاه خارج شدند و وارد خیابان شدند.
دانشجویان در حالی که شعارهایی همچون " مدعی عدالت خجالت خجالت" ، " مرگ بر دیکتاتور" ، " دیکتاتور دیکتاتور ننگت باد ننگت باد" ، " محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد " و " فرمانده پادگان این آخرین پیام است جنبش دانشجویی آماده قیام است" سر می دادند به سمت میدان دانشجو در مقابل دانشگاه حرکت کردند و در آن جا توقف کردند. پس از دقایقی توقف دانشجویان در این میدان و با حضور مردم و حمایت آنها از دانشجویان، ماموران گارد ویژه ضد شورش با هجوم به منطقه مردم را پراکنده کردند و مانع از فیلم برداری مردم از دانشجویان شدند. در این هنگام تعداد زیادی ماموران ضد شورش و لباس شخصی ها همراه با موتور سواران ضد شورش به طرف دانشجویان حرکت کردند و کوشیدند تا با ایجاد ترس میان دانشجویان آن ها را پراکنده کنند، اما دانشجویان بدون توجه به این تهدید ها به تجمع خود ادامه دادند و پس از گذشت 2 ساعت به دانشگاه برگشتند.
دانشجویان پس از بازگشت به دانشگاه در میدان مرکزی دانشگاه جمع شدند و اعلام کردند تا آزادی دانشجویان بازداشتی از پا نخواهند نشست و در صورت ادامه بازداشت دانشجویان مانع از برگزاری امتحانات در دانشگاه خواهند شد و همچنین دست به اعتصاب غذای نا محدود خواهند زد.سرانجام این تجمع در ساعت 17 به پایان رسید.

صدور احکام باور نکردنی برای دانشجویان دانشگاه شیراز؛ 9 نفر مجموعا به 15 ترم تعلیق و ارجاع به کمیته انضباطی مرکزی محکوم شدند:
9 نفر از فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، مجموعا به 15 ترم ممنوعیت از تحصیل و نیز ارجاع به کمیتهی انضباطی مرکزی وزارن علوم به اتهام توهین به شعائر اسلامی یا ملی و ارتکاب اعمالی بر ضد نظام جمهوری اسلامی محکوم شدند. کاظم رضایی، سعید خلعتبری، عبدالجلیل رضایی، عنایت تقوی و دو تن دیگر از دانشجویان، هر کدام به دو ترم ممنوعیت از تحصیل با احتساب سنوات و ارجاع به کمیتهی انضباطی مرکزی و آرش روستایی، هادی الملی و حمدالله نامجو به یک ترم ممنوعیت از تحصیل با احتساب سنوات و ارجاع به کمیتهی انضباطی مرکزی محکوم شدند. این حکم برای 4 نفر از این دانشجویان به دلیل محدودیت در سنوات آموزشیشان دقیقا به معنای اخراج آنها میباشد. اتهامی که در احکام این دانشجویان عنوان شده است، ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه و توهین به شعائر اسلامی یا ملی و ارتکاب اعمالی بر ضد نظام جمهوری اسلامی عنوان شده است این در حالی است که قبلا در کمیتهی انضباطی اتهام شرکت در تجمعات 16 و 18 آذر ماه به این دانشجویان تفهیم شده بود و هیچکدام از موارد ذکر شده در احکام، به دانشجویان تفهیم نشده بود. از طرفی در حالی این دانشجویان به ممنوعیت از تحصیل محکوم میشوند که علیرغم درخواست آنان جهت دفاع از خود، از حضورشان در جلسه رسمی کمیته انضباطی ممانعت به عمل آمده بود. علاوه بر این در احکام صادره از سوی کمیته ی انضباطی دانشگاه شیراز، این 9 دانشجو در مدت اجرای حکم ممنوع الورود شده اند.
حکم صادر شده برای دانشجویان برای تمام اتهامات ذکر شده در احکام آنان نیست و تصمیم گیری در مورد توهین به شعائر اسلامی یا ملی و اقدام اعمالی بر ضد نظام جمهوری اسلامی به کمیتهی انضباطی مرکزی وزارت علوم واگذار شده است که این امر ممکن است به اخراج تعداد بیشتری از دانشجویان منجر شود.
از طرف دیگر برای 27 نفر از فعالان دانشجویی دیگر که به دلیل شرکت در تجمعات 16 و 18 آذر ماه به کمیته انضباطی احضار شده اند، هنوز حکمی صادر نشده است و احتمالا احکام سنگینی نیز در انتظار آنان خواهد بود.
امروز بیانیهای در سطح دانشگاه شیراز خطاب به «دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران» توزیع شد که فعالان دانشجویی در آن اعلام کرده بودند احکام ذکر شده غیرقانونی است و دانشجویان تا آخرین نفس در مقابل ظلم، ستم و سرکوب ایستادگی خواهند کرد. طی این بیانیه دانشجویان دانشگاه شیراز از تمامی انسانهای شریف و آزاده درخواست حمایت کردهاند.
این اتفاقات در حالی در دانشگاه شیراز روی می دهد که پس از اعتکاف سیاسی- اعتقادی دانشجویان طیف بسیج برای برخورد با فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز، کمیته ی انضباطی این دانشگاه با احضار 36 دانشجو و صدور احکام سنگین برای 9 تن از این دانشجویان تا کنون به خواسته ی دانشجویان بسیجی پاسخ مثبت داده است. نکته ی جالب در مورد دانشجویان بسیجی این است که این دانشجویان با دروغ پردازی و جو سازی علیه دانشجویان منتقد دانشگاه شیراز و تجمعات 16 و 18 آذر این دانشگاه توانسته اند خواسته ی خود را عملی سازند. به نظر می رسد با صدور این احکام برای دانشجویان دانشگاه شیراز، فعالین دانشجویی منتقد واکنش قابل توجهی را در مقابل این احکام نشان خواهند داد.
بیانیه شدیدالحن فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز؛ تعداد احضاری ها در دانشگاه شیراز به 37 نفر رسید:
با احضار حامد معصومی به کمیتهی انضباطی تعداد دانشجویان احضار شده در این دانشگاه به سبب شرکت در تجمعات 16 و 18 آذر ماه این دانشگاه به 37 نفر رسید. این در حالی است که 9 نفر از این دانشجویان مجموعا به 15 ترم ممنوعیت از تحصیل محکوم شدهاند و به اتهام توهین به شعائر اسلامی یا ملی و ارتکاب اعمالی بر ضد نظام جمهوری اسلامی به کمیته انضباطی وزارت علوم ارجاع داده شدهاند. این حکم برای 4 نفر از این دانشجویان به معنای اخراج آنها میباشد.
بنا بر شنیدهها محمدی رییس حراست دانشگاه شیراز، به مدیران وزارت اطلاعات اعلام کرده است که جو دانشگاه شیراز تنها با اخراج تعداد زیادی از فعالان دانشجویی این دانشگاه آرام خواهد شد.
امروز بیانیهای از طرف فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، در سطح وسیع در دانشگاه منتشر شد که متن کامل آن به قرار زیر است:
دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران
از همان زمانی که با همکاری و به پشتیبانیِ نهادهای سرکوبگر بیرون و درون دانشگاه، سناریوی حذف و خفگی فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز به پیش رانده میشد، بر همهی ما روشن بود که این خیمه شببازی وقیحانه، به کجا منجر خواهد شد. دستهای کمیتهی سرکوبگر انضباطی دیروز در حالی 9 تن از یاران دبستانیمان را سلاخی کرد که اینان گناهی جز خواستِ حقطلبی و رهاییبخشیِ اجتماعی نداشتند. از این میان کاظم رضایی، سعید خلعتبری، عبدالجلیل رضایی، عنایت تقوی و دو تن دیگر از دانشجویان به دوترم ممنوعیت از تحصیل با احتساب سنوات و ارجاع به کمیتهی انضباطی مرکزی و آرش روستایی، هادی الملی، حمدالله نامجو به یک ترم ممنوعیت از تحصیل با احتساب سنوات و ارجاع به کمیتهی انضباطی مرکزی محکوم شدند. این در حالی است که 27 نفر دیگر از دانشجویان در صفِ سرکوب و قلع و قمع کمیتهی انضباطی قرار دارند. قابل ذکر است که این حکم برای 4 تن از این دانشجویان تفاوتی با حکم اخراج از دانشگاه ندارد.
آنچه این حکم را بیش از هر چیز دردناکتر میکند و عمق وقاحت و بیشرمی کمیتهی انضباطی و اعضایش را مشخصتر مینماید این است که اتهام ذکر شده در حکم دانشجویان ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه و توهین به شعائر اسلامی یا ملی و ارتکاب اعمالی بر ضد نظام جمهوری اسلامی قلمداد شده است در حالی که مورد تفهیم به دانشجویان در کمیتهی انضباطی شرکت در تجمعات 16 و 18 آذر ماه بوده است، از طرفی این حکم فاقدِ هرگونه استدلال حقوقی و ارائه مدرک، و حق حضور دانشجویان در جلسه رسمی کمیتهی انضباطی به قصد دفاع از خود نیز نادیده گرفته شده است.
امروز دیگر بر همگان روشن شده است که چکمههای ستبر استبداد با توحشِ هر چه تمامتر، حقوق شهروندیِ هر مخالف و منتقدی را نابود کرده است و رفته رفته قصد دارد تا شرایط حذف فیزیکی همه ما را فراهم آورد، کافیست نگاهی به بیانیههای تشکلهای وابسته و حلقه به گوش در مدت اجرای خیمهشب بازیِ هفتههای پیش انداخته شود، تا مهر تاییدی باشد بر گفتهی فوقالذکر. اما بیشک حماسهای که در 16 و 18 آذر در دانشگاه شیراز اتفاق افتاد با احکام پوشالی و غیرِ قانونی این کمیتهی سرکوبگر متوقف نخواهد شد. ما فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز، احکام صادر شده را به دلایل ذکر شده غیرقانونی میدانیم و بر این نظریم که هنوز هیچ اتهامی به ما تفهیم نشده است. ما اعلام میکنیم که با قدرت هر چه بیشتر در مقابل ظلم، ستم و سرکوب خواهیم ایستاد و اجازه نخواهیم داد تا خیمه شببازیِ غلامانِ حلقه به گوش سلطه، اربابان آنها را به حذف و نابودی ما توانا سازد.
دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران؛ بهایی که امروز فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز میپردازند تنها و تنها به این دلیل است که جنبش دانشجویی در شیراز به واسطهی فعالیتهای چند سال گذشتهی فعالان دانشجویی این دانشگاه، به نقطهای رسیده است که میتواند حاکمیت سرکوب و ارتجاع را با خطر جدی مواجه سازد. ما ضمن درخواست حمایت از تمامی انسانهای شریف و آزاده، اعلام میکنیم از آنجا که مسئولان ارشد نظام در مراسم تریبون آزادِ «آزادی دانشگاه؛ آزادی جامعه» با انتقادات فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز مواجه شدند، لذا مسئولیت هرگونه برخوردِ سرکوبگرانهای، بر عهدهی آنان خواهد بود. در این راستا ما تمامی ِگزینههای مقاومت مدنی را پیشِ روی خود داریم و از هر گونه اقدامی که بتواند حقِ تضییع شدهی ما و یاران دبستانیمان را به ما بازگرداند، اجتناب نخواهیم ورزید.
فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز
انقلاب فرهنگی در دانشگاه شیراز؛ 27 ترم ممنوعیت از تحصیل برای 17 نفر
در ادامهی پروژهی سرکوب و قلع و قمع فعالان دانشجویی در دانشگاه شیراز، امروز (چهارشنبه)، 8 نفر دیگر از دانشجویان با احکام سنگین ممنوعیت از تحصیل و ارجاع به کمیتهی انضباطی مرکزی وزارت علوم برای صدور رای در مورد مابقیِ اتهاماتشان محکوم شدند. محسن زرینکمر، اکبر حسنپور، لقمان قدیری، افشین هوشنگ و آلما رنجبر هر کدام به دو ترم ممنوعیت از تحصیل با احتساب سنوات و ارجاع به کمیتهی انضباطی مرکزی برای صدور رای در مورد اتهامِ «توهین به شعائر اسلامی یا ملی و ارتکاب اعمالی بر ضد نظام جمهوری اسلامی» و امین کریمی و آرمین برازش به یک ترم ممنوعیت از تحصیل و همچنین امین درستی به توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند.
پیش از این نیز، کاظم رضایی، سعید خلعتبری، عبدالجلیل رضایی، آرش روستایی، هادی الملی، حمدالله نامجو و دو تن دیگر از دانشجویان مجموعا به 15 ترم ممنوعیت از تحصیل محکوم شده بودند. تمامی این افراد به دلیل شرکت در تجمعات 16 و 18 آذر ماه دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی احضار شده بودند.
این حکم برای 6 نفر از دانشجویان به علت تمام شدن سنوات آموزشیشان به منزلهی اخراج آنها از دانشگاه میباشد. محسن زرینکمر دانشجویی که در جلسهی لاریجانی در دانشگاه شیراز در پشت تریبون قرار گرفت و انتقادات تندی را به مسئولان نظام وارد کرد، با اینکه در تجمعات 16 و 18 آذر ماه حضور نداشت، به اتهام شرکت در این تجمعات به کمیتهی انضباطی احضار شد ولی در حکمی که برای وی صادر شده است به اتهام توهین به مسئولین ارشد نظام به دو ترم ممنوعیت از تحصیل محکوم شده است!!
اتهاماتی که دانشجویان دانشگاه شیراز بنا بر آنها حکم خوردهاند(ایجاد بلوا و آشوب در دانشگاه و توهین به شعائر اسلامی یا ملی و ارتکاب اعمالی بر ضد نظام جمهور اسلامی) با اتهام تفهیم شده به آنها یعنی شرکت در تجمعات 16 و 18 آذر ماه همخوانی ندارد. و این امر بر التهاب فضای دانشگاه شیراز افزوده است. همچنین تمام افرادی که تاکنون برای آنها حکم صادر شده است بنا به بندی در احکامشان در مدت اجرای حکم از حضور در دانشگاه منع شدهاند.
از 37 نفر احضار شده به کمیته انضباطی تاکنون برای 17 نفر آنها، مجموعا حکم 27 ترم ممنوعیت از تحصیل با احتساب سنوات و ارجاع به کمیته انضباطی مرکزی صادر شده است و برای 20 نفر دیگر هنوز حکم انضباطی صادر نشده است که بنا به اظهارات فعالان دانشجویی احکام سنگینی نیز در انتظار آنان خواهد بود.
دانشگاه شیراز در چند سال گذشته همواره دانشگاه معترض و پیشرویی بوده است و تجمعات بسیار گستردهای در این دانشگاه برگزار شده است. به نظر میرسد سرکوب کمسابقهی فعالان دانشجویی این دانشگاه در جوابِ حوادث اتفاق افتاده در جلسهی سخنرانی لاریجانی در دانشگاه شیراز و نیز انتقادات بیسابقه به علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی در مراسم تریبون آزادِ «آزادی دانشگاه؛ آزادی جامعه» بوده باشد. فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز طی بیانیهای اعلام کردهاند که چون در این تریبون آزاد، به مقامات ارشد نظام انتقادات تندی وارد شده است، لذا هر مسئولیت هرگونه سرکوب بر عهدهی این افراد میباشد.
پس از اتمام مراسم تریبون آزاد در روز 18 آذر در دانشگاه شیراز، نیروهای بسیج با خطگیری از نهادهای بیرون دانشگاه با برگزاری اعتکاف سیاسی در مسجد دانشگاه و نیز دیدار با مسئولین استان فارس خواهان قلع و قمع فعالان دانشجویی، اخراج آنها از دانشگاه و برخورد قضایی با آنها شده بودند که تا کنون این سناریو به صورت کامل اجرا شده است.
به نظر میرسد هفتههای آینده جو دانشگاه شیراز به شدت متشنج باشد چرا که فعالان دانشجویی قبلا اعلام کرده بودند در صورت اعمالِ هرگونه سرکوب دست به اعتصاب غذای نامحدود و برگزاری تجمعات گسترده خواهند زد.
کاظم رضایی، عبدالجلیل رضایی و لقمان قدیری از دانشجویان دانشگاه شیراز، ممنوع الورود شدند:
بنا به نامهی محرمانهای که امروز چهارشنبه برای کاظم رضایی، عبدالجلیل رضایی و لقمان قدیری سه تن از فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، ارسال شد، اینان تا اطلاع ثانوی از ورود به تمامی اماکن و فضاهای دانشگاه منع شدند. این نامه از طرف رییس دانشگاه شیراز، محمدهادی صادقی ارسال شده است. علت این امر «برخی تخلفات صورت گرفته و حفظ نظم و آرامش دانشگاه» عنوان شده است.
قابل ذکر است که این سه نفر در جریان تجمعات 16 و 18 آذر ماه به دو ترم ممنوعیت از تحصیل با احتساب سنوات و نیز ارجاع به کمیته انضباطی وزارت علوم برای صدور رای در مورد مابقی اتهاماتشان محکوم شدهاند.
با احضار کاظم رضایی، جلیل رضایی و احمد کهنسال به کمیته انضباطی تعداد دانشجویانِ احضاری در در این دانشگاه به خاطر تجمعات روزهای 16 و 18 آذر به 7 نفر رسید. پیش از این، آرش روستایی، سعید خلعتبری، حمداله نامجو و هادی الملی نیز به کمیته انضباطی احضار شده بودند. از این افراد تا کنون، کاظم رضایی و حمداله نامجو 4 بار و آرش روستایی، سعید خلعتبری و هادی الملی دو بار به کمیته انضباطی دانشگاه شیراز احضار شدهاند. در احضاریههای این افراد قید شده است که یکهفته وقت دارند خود را به کمیته انضباطی معرفی کنند.
از طرفی نیروهای بسیج و سایر تشکلهای وابسته نظیر جامعه اسلامی و انجمن اسلامی مستقل همچنان به اعتکاف خود در مسجد دانشگاه شیراز ادامه میدهند. شیوهی آنها در برگزاری مراسم اعتکاف اینچنین است که در آغاز شب و همزمان با نماز مغرب و عشاء عدهای از نیروهای خود را از دانشگاههای پیام نور، دانشکده فنی باهنر و... به درون دانشگاه میآورند و بعد از صرف شام(که از بیرون دانشگاه تهیه میشود) آنها را از دانشگاه خارج میسازند. با وجود تبلیغات گسترده و به کار گرفتن هزینههای سرسامآور این اعتکاف و سناریوی از پیش طراحی شده، عملا ناموفق بوده است، چرا که افرادی که شب در مسجد دانشگاه میمانند، تعدادشان از 50 نفر نیز تجاوز نمیکند. در اقدامی بینظیر به معتکفان گفته شده است، که روزها میتوانند از مسجد خارج شوند و به کارهای خود برسند!
در ادامه لجنپراکنیها در شیراز بر علیه فعالان دانشجویی این دانشگاه، سید محمد انجوی نژاد رییس کانون رهپویان وصال که در حسینیه وی اقدام به بمبگذاری شد، مرتبا با ایراد سخنرانی جو عمومی را بر علیه دانشجویان تحریک میکند. به گزارش رجا نیوز وی برگزاری مراسم تریبون آزادِ«آزادی دانشگاه؛ آزادی جامعه» را عملیاتِ انتحاری خوانده است و آن را با عملیات انتحاری مجاهدین خلق مقایسه کرده است. وی همچنین قرار است، امشب(دوشنبه شب) در مسجد دانشگاه شیراز حاضر شود. حضور وی در دانشگاه تنها برای اعمال فشار بر مسئولین برای برخورد شدید با دانشجویان برآورد میشود. همچنین قرار است، ظهر سهشنبه، «عماد افروغ» از نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم، در مسجد دانشگاه شیراز برای نیروهای بسیجی سخنرانی کند.
سناریوی اعتکاف با هزینه فراوان که اصلا مشخص نیست از کجا تامین میشود، اجرا میگردد، چنانکه در چند روز گذشته نیروهای بسیج از سلفسرویس دانشگاه نیز استفاده نمیکنند و وعدههای غذای آن مرتبا از بیرون دانشگاه آورده و در مسجد سرو میشود.
معتکفان با پخش اعلامیههای خود در سطحی وسیع و خیرهکننده عملا خواستار قلع و قمع شدید دانشجویان دانشگاه شیراز شدهاند در قسمتی از بیانیه امروز آنان خطاب به وزیر علوم چنین نوشته شده است: « با ما بگویید از چه می ترسید آقای وزیر؟ از بوق های دروغین حقوق بشر و دموکراسی خواهی؟ مگر غزه و عراق و افغانستان و پاکستان را ندیده اید؟ این روبه صفتان چه گلی بر سر دنیای اسلام زده اند که قرار باشد از ادعای واهی آنها هراسی داشته باشی؟ از اغتشاش و درگیری و سوء استفاده تلویزیون های عناصر منافق و ضد انقلاب؟ از آنکه بگویند اینجا مستبد ترین کشور دنیاست؟ مگر امروزه که دست نوازش شما و مسئولین منتصب شما در دانشگاه ها بر سر پیاده نظام آنها سایه افکنده است نظام و انقلاب تو را به استبداد محکوم نمی کنند؟
شما وزیر دولت محمودی احمدی نژاد هستی! شما وزیر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستی، پس یا تصمیم انقلابی بگیر و لکه ننگ جامانده بر دانشگاه ها را محو کن و یا نظاره کن و ببین چگونه خشم انقلابی جنبش دانشجویی مسلمان نه تنها لانه امن کفتارها که میز صدارت شما را می سوزاند.»
در واکنش به این فشارها امروز فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز که اقدام به برگزاری مراسم روز دانشجو در روزهای 16 و 18 آذر کرده بودند، با پخش بیانیهای در سطح دانشگاه(که خطاب به دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران نوشته شده بود)، به سناریو بودنِ کلیتِ این جریان اشاره کردند و اعلام کردند که تا آخرین نفس در مقابل سلطه و سرکوب خواهند ایستاد. همچنین این دانشجویان به مقامات دانشگاه، استان و نیز مسئولان ارشد نظام هشدار دادهاند که در صورتی که روند پروند سازی برای دانشجویان متوقف نشود، مسئولیت هر گونه اقدام احتمالی نظیر تحصن و اعتصاب غذای نامحدود بر عهدهی آنان خواهد بود.
متن کامل بیانیه فعالان دانشجویی که در سطح دانشگاه شیراز توزیع شد:
دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران
بار دیگر نهادهای سرکوب دست به دست هم دادهاند، تا سناریویی دیگر و این بار در دانشگاه شیراز به مرحلهی اجرا درآورند. اکنون بیش از هر چیز بر همگان محرز گشته است که سرکوبِ مخالف و منتقد، به بارزترین شاخصهی حاکمیت تبدیل شده است. همهچیز در اینجا به ابزاری جهتِ حذف و طرد دگراندیشان تبدیل شده است. کسانی که از برگزاری مراسمی 400 نفره در سطح دانشگاه عاجز هستند، با دروغپردازی وقیحانه و آشکار، پروژهای را پیش میبرند که به لطف حمایتهای مالی و معنوی اربابانشان، امروز دیگر بر همگان آشکار گشته است که از کجا آب میخورد. کافی است به حجم بیانیهها و اعلامیههای پخش شده توسط آنان و هزینههایی که احتمالا از خزانهی ملت تامین شده است، نگاه کنیم. اینان اگر ذرهای راستگویی و انصاف در وجودشان میبود، فیلم مراسم باشکوهِ تریبون آزاد را منتشر میکردند تا مشخص شود در کجا توهین صورت گرفتهاست. دانشجویان دانشگاه شیراز خوب میدادنند که در تریبون آزادِ «آزادی دانشگاه؛ آزادی جامعه» نه تنها به شهدا هیچ توهینی صورت نگرفت بلکه از احترام به حقوقِ خانواده و فرزندانِ شهدا سخن به میان آمد.
امروز دیگر بر همگان روشن گشته است که هر گاه نهادهای سلطه و سرکوب، از فریادِ رهایی و آزادیِ مبارزان این مرز و بوم بهراسند، با توسل به انواع شیوههای غیراخلاقی، راه را برای حذفِ همیشگیِ مخالفان هموار میکنند. دستهایی که عروسکهای این خیمهشب بازیِ وقیحانه را اداره میکند، دیگر برای همگان رو شده است. دانشجویان آگاه و بیدار و همچنین ملت شریف ایران، سناریوی جعل نشریات در دانشگاه امیرکبیر را از یاد نبردهاند؛ سناریویی که در نتیجهی آن سه تن از یاران دبستانی ما، در نتیجه آن به زندانِ سرکوب و ارتجاع افتادند و جوِ پویایِ دانشگاه امیرکبیر نیز به شدتِ هر چه تمامتر سرکوب شد.
امروز اما روز دیگریست، از طرفی تشکلهای وابسته و حلقه به گوش، ماهیت واقعی خود را به همگان نشان دادهاند، همهی تشکلهای حکومتی، در عوضِ دم زدن از حقوق و آزادیهای دانشجویان، بر سرکوب و حبس و تعلیق آنها اصرار میورزند و خود آلتِ دستِ حاکمیتِ سرکوب شدهاند. اگر شرایط حال حاضر حاکمیت، دیکتاتوری و استبداد نیست، چرا از دیکتاتوری خطاب کردنِ وضعیتِ کنونی اینچنین به خشم آمدهاید؟ دیکتاتوری و استبداد به چه نشانهای بارزتر از بیانیهها و اعلامیههای شما احتیاج دارد؟ از طرف دیگر جنبش دانشجویی شکل گرفته در شیراز، آنچنان بالغ و پخته شده است که به هیچ وجه مرعوب و مغلوبِِ این دسیسههای شوم نخواهد شد. یک مبارز، در جریان مبارزه برای آزادی و رهایی چیزی جز زنجیرهایش برای از دست دادن ندارد. آگاهی از این امر است که ما را واداشته است تا اعلام کنیم، تا آخرین نفس در مقابل سلطه و استبدادِ لخت و عریان قد علم میکنیم و میایستیم.
در نهایت، ما فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، به مقامات دانشگاه و استان و نیز مقامات ارشد کشور که تا کنون در جریانِ سناریویِ در حالِ اجرا در دانشگاه شیراز قرار گرفتهاند، اخطار میکنیم که روند پرونده سازی و سرکوبِ مخالفان باید خاتمه یابد، در غیر اینصورت مسئولیت هرگونه اقدام احتمالی نظیر تحصن و اعتصاب غذای نامحدود بر عهدهی آنان خواهد بود.
فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز
همچنین فعالان دانشجویی اعلام کردهاند که از دانشجویان سراسر کشور و نیز کلیه نهادهای حقوق بشری درخواست حمایت میکنند.
با اعلام اعتکاف نیروهای بسیج و تشکلهای وابسته در دانشگاه شیراز؛ پروژه سرکوب دانشجویان دانشگاه شیراز وارد فاز جدیدی شد:
تشکلهای وابسته و حکومتی دانشگاه شیراز شامل بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی و انجمن اسلامی مستقل دانشگاه شیراز طی اعلامیههای که در سطح وسیع در دانشگاه شیراز پخش شده است اعلام کردهاند که از فردا(شنبه) در مسجد دانشگاه شیراز معتکف خواهند شد. این تشکلهای وابسته که بعضی از آنها ماهیت شبهنظامی نیز دارند، دلیل اعتکافِ سیاسی خود را «هتک حرمت گستاخانه به شهدا، توهین به مقدسات و اهمال مسئولین» اعلام کردهاند.
پس برگزاری مراسم بزرگداشت روز دانشجو در روزهای 16 و 18 آذر در دانشگاه شیراز که با حضور پرشور دانشجویان این دانشگاه برگزار گردید، نگرانیهای مجموعه حاکمیت نسبت به جو دانشگاه شیراز به شدت افزایش یافته است و نیروهای وابسته و شبهنظامی درون دانشگاه به همراه مسئولین دانشگاه شیراز و نیز مقامات امنیتی استان فارس دست به دست هم دادهاند تا فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز را به شدت سرکوب کنند. این در حالی است که خبرگزاریهای وابسته و حکومتی که ید طولایی در پروندهسازی علیه دانشجویان دارند نیز با جوسازی و لجنپراکنی، فضا را به سمت برخورد شدید با دانشجویان دانشگاه شیراز پیش میبرند. «رجا نیوز» و نیز «شبکه خبر دانشجو» سایت خبری سازمان بسیج دانشجویی عملا از برخورد خشن با دانشجویان صحبت میکنند.
به گزارش شبکه خبر دانشجو معاون سیاسی امنیتی استاندار فارس در دیدار با دانشجویان بسیجی گفته است: «در روش تاكتيكي، بايد به صورت تشكيلاتي عمل كنيد و ابتدا با مشورت و در مرتبه بعد با عمل بتوانيد بيشترين سود و كمترين ضرر را داشته باشيد.» وی همچنین با اشاره به جلسه سخنرانی علی لاریجانی در دانشگاه شیراز، که با اعتراض شدید دانشجویان این دانشگاه همراه بود، گفت: « انتظار ما اين بود كه دانشجوي دشمن شكن فضاي تالار را دست بگيرد تا دانشجويان افراطي و دشمنان نتوانند از اين شور و هيجان فضاسازي كنند.» همچنین بنا گزارش همین خبرگزاری، نیروهای بسیج در این جلسه به حدایق معاون سیاسی امنیتی استانداری فارس گفتهاند: « ما دانشجويان از حق خودمان نمي گذريم و خواهان برخورد قانوني و قاطع شوراي تامين با اين افراد هستيم... اگر با اين مجرمين برخورد نشود مسامحه كرده ايد چرا كه اين افراد با توهين از خط قرمز ارزش ها عبور كرده اند... توهين به ولايت فقيه، توهين به ساحت مقدس حضرت رسول الله مي باشد و ما از آن نمي گذريم».
پایگاه خبری رجانیوز که نزدیکی زیادی با احمدینژاد و روزنامه کیهان دارد، متن بیانیهی بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز که فعالان دانشجویی را تهدید به قتل کردهاند را منتشر کرده است و گزارش داده است که نیروهای بسیج دانشجویی در دیدار با مقامات استانداری فارس جهت برخورد با دانشجویان اولتیماتوم سهروزهای صادر کردهاند.
فشارهای بر روی دانشجویان دانشگاه شیراز در حالی رو به افزایش گذاشته است، که رسانههای اصلاحطلب در این مورد سکوت معناداری را پیش گرفتهاند و عملا همسو با حاکمیت، شرایط را برای ایجاد سناریویی دیگر در دانشگاه شیراز مهیا میکنند.
اعتراضات نیروهای بسیج بیشتر به مراسم تریبون آزاد که در روز 18 آذر در دانشگاه شیراز برگزار شد، برمیگردد. در این مراسم، هیچگاه به شهدا توهین نشد و ماجرایی که نیروهای بسیج به عنوان توهین به شهدا از آن یاد میکنند این است که یکی از دانشجویان در صحبتهای خود با اشاره به کوبیدن سر یکی از دانشجویان در دانشگاه تهران به نردهها در مراسم تریبون آزاد این دانشگاه گفت: «دانشجویی که سر وی را به نردهها کوبیدند، دوست من بود و فرزند شهید است... چرا مدعی هستید که به شهدا احترام میگذارید و به استخوانهای آنها احترام میگذارید اما استخوانهای فرزندش را میشکنید؟» جالب توجه است که تمامی ساعات تریبون آزاد توسط دوربینهای دانشگاه فیلمبرداری شده است و روابط عمومی دانشگاه شیراز میتواند جهت شفافسازی این فیلمها را نمایش بدهد اما به دلیل همدستی مسئولان دانشگاه با نیروهای سرکوبگر تا کنون چنین اقدامی صورت گرفته است. همچنین تعدادی از فعالان دانشجویی اعلام کردهاند، فیلم کامل تجمع دانشجویان را در اختیار دارند که ظرف چند روز آینده آن را در اختیار خبرگزاریها خواهند گذاشت.
اما آنچه که نیروهای بسیجی از آن به عنوان توهین به مقدسات یاد میکنند، چیزی جز انتقاد به رهبری نبوده است که متن آن قبلا در اختیار رسانهها قرار گرفته است و فیلم آن نیز موجود است. یکی از دانشجویان در این مراسم در انتقاد به رهبری گفته بود: «اگر آیتالله خامنهای دیکتاتور نیست، چرا اجازه داده نمیشد در مورد وی نظرسنجی کنیم. اگر خامنهای پیرو امام علی است، چرا در سفر وی به استان فارس این همه ریخت و پاش و تشریفات وجود داشت» این دانشجو که برادرش در جنگ شهید شده بود، همچنین گفته بود که: «برادر من برای خامنهای شهید نشد، بلکه در راه آزادی و وطن شهید شد.» تعدادی از فعالان دانشجویی در شیراز معتقدند که در مراسم تریبون آزاد دانشگاه شیراز به رهبری انتقاد شده است و اگر قرار است به خاطر این انتقادات، آنها سرکوب شوند، مقامات ارشد نظام و از جمله شخص رهبری باید پاسخگو باشد.
به نظر میرسد دستاویزهایی نظیر توهین به مقدسات و شهدا سرپوشی بر پروژه سرکوب دانشجویان دانشگاه شیراز باشد که امسال به شکل جسورانهای مراسم روز دانشجو را برگزار کردند.
«جامعه اسلامی دانشگاه شیراز» نیز با انتشار اعلامیهای خواستار برخورد مسئولان دانشگاه شیراز با فعالان دانشجویی این دانشگاه شد. در قسمتی از این بیانیه آمده است: « سوگمندانه باید گفت که روز 18 آذر دامن دانشگاه شیراز به لکهی ننگ فحاشی و هتاکی آلوده گردید که جز به آب مجازات و تادیب قانونی شسته نخواهد شد.»
همچنین قرار است در مراسم اعتکاف سیاسی نیروهای بسیج «عماد افروغ» حاضر شود و برای آنها سخنرانی کند !!
بعد از برگزاری تجمع بزرگ دانشجویی و تریبون آزاد (( آزادی دانشگاه، آزادی جامعه )) در دانشگاه شیراز، بسیج دانشجویی این دانشگاه با صدور بیانیه ای مانند سناریوی دانشگاه امیرکبیر موضوع توهین به مقدسات را مطرح کرد. عنوان این بیانیه «بیایید طی یک عملیات دسته جمعی بمیریم» است.
بیانیه ی بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز به شرح زیر است:
بیایید طی یک عملیات دسته جمعی بمیریم
از داغ کبود غنچه ها سرشاریم در باغچه بذر عاشقی می کاریم
سوگند به آفتاب راحت باشید ما حرمت لاله را نگه می داریم
لابد از فضای حزن انگیز این روزهای دانشگاه باخبرید و نیازی به مقدمه چینی نیست که نه قلم تاب نگارش دارد و نه دل توان گفتن و شنیدن. اگر قلب درون سینه ات منجمد شده است که هیچ اما اگر هنوز صدای قلبت را می شنوی ادامه اش را بخوان...
-حرفم را با مسئولینی شروع می کنم که دعوت خواب زمستانی را در پاییز لبیک گفته و دانشجویانی که مدعی مذهب و پاسداری از خون شهدا هستند اما خود را مصداق متحجران گوشه نشین در مسجد کرده اند...
من فقط یک سوال از ایشان دارم! آستانه تحمل شما کجاست؟ باید چکارتان بکنند تا خم به ابرو بیاورید؟ در این دانشگاه مکرر دیدید که به تمام مقدسات حداقل زبانیتان توهین شد و دمی برنیاوردید. آیا گریه ی بچه های شهید را ندیدید وقتی پدرش را استخوان خشک و پوسیده می خواندند؟ و در خفقان سرد و لجن زده ی خود ماندید وقتی آشکارا له امام زمان و نائبانش توهین شد خود را به کوچه علی چپ زدید که چه؟ نشنیدید؟
مگر حضرت علی نمی گفت اگر بشنوید خلخال از پای زن بیرون بکشند سزاوار است از غصه دق بکنید؟ چرا شما وقتی اشک های دختر شهیدی که از هتاکی به پدرش در مملکتی که وجب به وجب خاک و عقیده مدیون پدر اوست را می بینید از غصه دق نمی کنید؟
مسلمان نیستید؟ به خدا که طرف صحبت مولا نه مسلمانان بلکه تمام کسانی بود که از انسانیت بو برده اند. اگر نمی میریم و دق نمی کنیم ... لااقل سیب زمینی نباشیم.
چه زیبا گفت امام راحل: خوشا به حال شهدای گمنام که مانند مادرشان حضرت زهرا(س) مونسی جز نسیم بیایان ندارند.
بیایید با توسل به امام زمان و حضرت زهرا(س) در این فضای یخ زده روحی گرم و تازه بدمیم یا لااقل خودمان مانع ظهور امام زمان نباشیم! باور کنیم که تا این کار یک از تو حرکت و از خدا برکتی بیش فاصله نیست... یک یا حسین و یک یا زهرا ...
-حرف دومم با کسانی است که خود را خط امام می نامند اما از آرمانهای او و نائب برحقش فاصله ها دارند. تمام حرف من در یک جمله خلاصه می شود. شهید مطهری می فرمایند: دنیا دارای دو مدرسه است. مدرسه حق و مدرسه باطل. مدرسه اسلام و مدرسه ضد اسلام. مدرسه شهادت و مدرسه ضد شهادت. مدرسه ولی فقیه و مدرسه ضدولایت فقیه. خط خود را مشخص کنید. در کدام مدرسه هستید؟ حتی جرج بوش هم این مساله را فهمیده بود و می گفت یا با مایید و یا بر علیه ما! خط شما کجاست؟ به خدا آن خطی که شما از آن دم می زنید در هیچ دفتر خط خطی دیده نمی شود. به خدا که آن آرمانهایی که امام داشت و آن صحبت هایی که درباره ی ولایت مطلقه ی فقیه و استبداد زدایی ان از کشور می فرمودند این ها نبود.
امامی که وقتی از رادیو شنیدند زنی می گوید: زهرا الگو هزار و چهارصد سال پیش بودند و الگوی امروز ما اشین است!!! فرمودند مصاحبه شونده و مصاحبه کننده و کارگردان هر سه مرتد هستند. تحقیق کنید اگر قصدی در مصاحبه بوده هر سه را اعدام کنید!!!
به راستی چقدر خط شما با این خط امام شبیه است؟ شاید بعضی ها جایی نوشته اند امام خمینی و رویش یک خط کشیده اند و شما آن خط هستید؟
به خدا قسم آن آزادی که اسلام می گوید همین جا به درد می خورد. لحظه ای منصفانه و با نگاه به سرای باقی و فارغ از هر خط و جناحی انتخاب سرنوشت ساز خود را انجام دهید. در کدام مدرسه می خواهید باشید؟ مدرسه حق یا باطل؟
-و اما آن گروه اقلیت روباه صفت و پرتزویر که با جنجال و هیاهو فضای علمی و فکری دانشگاه را شبیه میدان تره بار کرده اند و بدون هیچ دلیل منطقی و مستدل می خواهند دانشگاه را به آشوب بکشانند ( کسانی که حتی در تعریف و اثبات دموکراسی ناتوان ماندید و فرار را ترجیح دادید با دقت بخوانید) بدانند که ماه همیشه پشت ابر نمی ماند و چهره واقعی شما به زودی برای همه مشخص خواهد شد ( هرچند باد صحبت با تلویزیون های منافقین و آمریکایی هر ابری را کنار زده است)
بدانید شما هم به زودی برای گرداننده های اصلی این ماجرا یک مهره تاریخ مصرف گذشته خواهید شد. تاریخ به خوبی نشان داده است که این جریان حتی از حذف کردن اعضای اصلی خود و حتی خانواده خود ابایی ندارد چه برسد به ...
اما کلام آخر: اگر تمام مسئولین هم ساکت بنشینند ما با تمام وجود پیرو خط رهبری خواهیم بود اما در این کربلا دیگر حسین بن علی به قتلگاه نخواهد رفت.
آنم که طلسم بخت را می شکند می غرد و کوه سخت را می شکند
حاشا که به زخم های خود سجده کنم سجده کمر درخت را می شکند
والسلام علی من تبع الهدی
بسیج دانشجویی دانشکده مهندسی
این بیانیه در حالی انتشار یافت که پس از ناکامی بسیج دانشگاه شیراز در برگزاری مراسم 5000 نفری خود در 16 آذر به مناسبت روز دانشجو که با استقبال 400 نفری نیروهای بسیج در تمام دانشگاه های شیراز روبرو شد، مراسم تریبون آزاد دانشجویان منتقد در 18 آذر با استقبال بی نظیر دانشجویان دانشگاه شیراز برگزار شد.
بسیجیان در حالی از توهین به شهدا در بیانیه ی خود سخن گفته اند که در تریبون آزاد هیچ توهینی به شهدا نشده و تنها از احترام به خانواده ی شهدا و عدم مصادره ی شهیدان سخن گفته شده بود. به نظر می رسد باز هم، چون دانشگاه امیرکبیر نیروهای بسیجی قصد سواستفاده از مقدسات را برای برخورد با دانشجویان دانشگاه شیراز که در 2 سال اخیر فعالیت چشمگیری داشته اند را دارند. در ادامه ی این سناریو بسیجیان دانشگاه شیراز با حضور در جلسه ی سخنرانی پورمحمدی، وزیر سابق کشور و رئیس سازمان بازرسی کشور، با برهم زدن نظم جلسه و اعتراضات خود، خواستار برخورد شدید با فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز شدند. در ادامه ی این جلسه که با اطلاع رسانی کمی از سوی برگزارکنندگان برگزار میشد، پور محمدی در حالی که از سخنان مطرح شده در تریبون آزاد اطلاع نداشت اعتراضات بسیجیان را وارد دانسته و به سیاوش پور از مقامات قضایی استان فارس دستور تشکیل کمیته ی ویژه ای برای رسیدگی به این مساله را داد. این در حالی است که تشکیل چنین کمیته ای از حیطه ی مسئولیت پورمحمدی به عنوان رئیس سازمان بازرسی کل کشور خارج است.
در ادامه ی این جلسه یکی دیگر از دانشجویان در دفاع از برگزاری تریبون آزاد ضمن اعتراض به عدم وجود فضای آزاد در دانشگاه شیراز برای فعالیت دانشجویان منتقد و سنگ اندازی های متعدد در مقابل صدور مجوز نشریات و تشکل برای این دانشجویان، نسبت به تکرار سناریوی امیرکبیر در دانشگاه شیراز هشدار داد و آمادگی دانشجویان منتقد برای ایستادگی در مقابل تمام برخوردها از سوی نهادهای خارج و داخل دانشگاه را اعلام کرد.
همه این اتفاقات در حالی روی می دهد که در تریبون آزاد 18 آذر دانشگاه شیراز که با حضور جمع کثیری از دانشجویان برگزار شد، علی رغم اعلام برگزارکنندگان مراسم مبنی بر آزادی حضور طیف های مختلف از جمله بسیج در تریبون و ایراد سخنرانی، هیچ یک از بسیجیان دانشگاه شیراز در پشت تریبون حاضر نشده و صحبت نکردند. از سوی دیگر طبق گفته ی چند تن از ماموران انتظامات که در ابتدای مراسم با حمله به دانشجویان قصد ربودن آمپلی فایرها را داشتند، دکتر صادقی،رئیس دانشگاه، شخصا دستور حمله شدید به دانشجویان و ضرب و شتم آنها برای جلوگیری از برگزاری مراسم را داده است.
از سوی دیگر در طی این چند روز چند تن از دانشجویان، تهدید به قتل شدهاند. این تهدیدات از سوی نیروهای بسیج و مخصوصا از طرف «مصطفی نمازیان» دبیر انجمن اسلامی مستقل دانشگاه شیراز( زیر نظر اتحادیه انجمنهای اسلامی مستقل) صورت گرفته است. در راستای این تهدیدات بعضی از نیروهای بسیج چهارشنبه شب در نمازخانه خوابگاه مفتح جمع شدهاند و گفتهاند که باید عوامل برگزار کننده تریبون آزاد را بکشیم چون به رهبری توهین کردهاند.
تهدیدات فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز تا حدی بوده است که بسیاری از فعالین دانشجویی از روز برگزاری مراسم بزرگداشت روز دانشجو در این دانشگاه تا کنون از دانشگاه خارج نشدهاند، این در حالی است که سکوت رسانهای عجیب و غریبی چه در رسانههای اصلاحطلب!!! و چه اپوزیسیون در این مورد وجود دارد.
در صبح روز دوشنبه افرادی لباس شخصی در دانشگاه شیراز مشاهده میشدند که لباس انتظامات پوشیده بودند ولی یونیفورم آنها اتکت نداشت و تاکنون نیز در دانشگاه رویت نشده بودند. بعضی از دانشجویان مدعی بودند که این افراد توسط شورای تامین استان به دانشگاه وارد شدهاند. این افراد همان کسانی بودند که در تجمع بزرگ دانشجویان دانشگاه شیراز به سمت دانشجویان حمله کردند و بعضی از دانشجویان را مضروب ساختند. جالب اینجاست که در دوشنبه شب، دوباره همین افراد و با همان لباسها در سطح خوابگاههای دانشجویی دیده میشوند که مرتبا در حال کنترل طبقات مختلف خوابگاه هستند. رفت و آمد زیاد افراد مذکور، بیم بازداشت فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز را بیشتر کرده است.
در دقایق اولیه برگزاری تجمع، نیروهای لباس شخصی که مشخص نبود متعلق به چه ارگانی هستند، دستفروشهای بلوار دانشجو(بلوار مشرف به دانشگاه) را با ضرب و شتم جمع میکردند و از جمع شدن مردم در خیابان مشرف به دانشگاه جلوگیری میکردند.
دانشجویان در طول مراسم از نیروهای بسیج درخواست کردند که اگر حرفی برای گفتن دارند در مراسم تریبون آزاد شرکت کنند اما نیروهای بسیج از این امر خودداری کردند و پس از اتمام تجمع دانشجویان در مسجد دانشگاه شیراز جمع شدند و خواستار برخورد شدید با فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز به دلیل آنچه اهانت به رهبری میخواندند، شدند. بسیجیان حتی مقامات دانشگاه شیراز را تهدید کردند که اگر برخوردی صورت نگیرد، خود در مورد اقدام میکنند.
پس از اتمام این مراسم نیز تعداد کثیری از دانشجویان دانشگاه شیراز در اعتراض به حضور خواننده حکومتی (جمشید جم)، که مدعی است برای اولین بار این سرود را خوانده است در تالار فجر حضور یافتند و یکصدا شعار دادند که «خوانندهی حکومتی، مایهی ننگ ملتی». جمشید جم هنگامی که میخواست، این سرود را اجرا کند دانشجویان روی صندلیهای خود ایستند و پشت به وی خودشان یکصدا با هم این سرود را خواندند به نحوی که صدای جمشید جم اصلا به گوش نمیرسید.
شعارهای دانشجویان در مراسم از این قرار بود: « پینوشه،پینوشه، ایران شیلی نمیشه، 18 آذر ما 18 تیر میشه»، «ای عاملان سرکوب، از ظلمتان به خشمیم، ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم»، «محمود احمدینژاد، عامل تبعیض و فساد»، «دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد»، «گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد» و...
هنگامی که نیروهای حراست در ابتدای مراسم به دانشجویان حملهور شد، دانشجویان شعار دادند: «میکشم میکشم، آنکه برادرم کشت»
دانشگاه شیراز تنها دانشگاهی بود که به مناسبت روز دانشجو در آن دو تجمع، یکی در روز شنبه 16 آذر و دیگری در روز دوشنبه 18 آذر برگزار شد.

بنا به فراخوان فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، امروز(18 آذر) تجمع پرشور دانشجویان این دانشگاه با جمعیتی بالغ بر 2500 نفر و در پردیس ارم برگزار گردید. در ابتدای این تجمع نیروهای حراست با حمله به دانشجویان قصد داشتند، سیستم صوتی و دستگاههای آمپلی فایر را مصادره کنند که با واکنش شدید دانشجویان مواجه شدند. نیروهای حراست که مشخص بود از بیرون دانشگاه آورده شده بودند، چند تن از دانشجویان را مضروب کردند و یکی از سه پایههای باندهای سیستم صوتی را دزدیدند. در این هنگام دانشجویان یکصدا فریاد میزدند که «پینوشه، پینوشه؛ ایران شیلی نمیشه، 18 آذر ما، 18 تیر میشه» و «حراست، حراست، خجالت خجالت». یکی از دانشجویان اعلام کرد که اگر یک مو از سر یکی از دانشجویان دانشگاه کم شود، حادثهای نظیر 18 تیر به وجود خواهند آورد.
پس از این که نیروهای حراست موفق نشدند، سیستم صوتی دانشجویان را از کار بیندازند. دانشجویان در میدان پردیس حلقه زدند و سرود «یاردبستانی من» و نیز «حرکت از این بیش شتابان کنید» را خواندند. پلاکاردهایی در دست دانشجویان بود که روی آنها نوشته شده بود: «دانشگاه پادگان نیست»، «روشن از ایمان به طلوعی غریب، چوبهی اعدام چراغان کنید»، «نه به جنگ، نه به استبداد»، «آزادی دانشگاه، آزادی جامعه»، «گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد»، «Live free or die»، «دانشگاه آخرین سنگر آزادی»، «دانشگاه زنده است» و...

این مراسم که با عنوان «آزادی دانشگاه، آزادی جامعه» راس ساعت 11:30 آغاز شده بود، پس از شعار دادن و سرودخوانی وارد فاز تریبون آزاد شد. اولین دانشجو از برخورد حراست دانشگاه و حمله به دانشجویان به شدت انتقاد کرد و گفت: «حاکمیت سعی دارد روز دانشجو را نیز حکومتی کند. و به این ترتیب هرگونه مخالفت را از جنبش دانشجویی حذف کرد». نفر بعدی نسبت به سیاستهای دولت احمدینژاد به شدت انتقاد کرد و صحبتهای خود را به سیاستهای اقتصادی و نیز برخورد سرکوبگرانه این دولت با فعالان دانشجویی و مدنی اختصاص داد.
یکی دیگر از دانشجویان در مورد جنبش دانشجویی و شرایط آن صحبت کرد و گفت جنبش دانشجویی جنبشی آوانگارد و رادیکال است. وی گفت: «آوانگارد کیست؟ ما آوانگاردیم. من یک آوانگارد هستم. آوانگارد، یعنی گاردِ بیحفاظ و بیپوشش، کسی که بدون هیچ سپری در برابر ظلم و ستم میایستد و مبارزه میکند، در برابر تندر میایستد، خانه را روشن میکند و میمیرد... اگر آوانگاردیسم و رادیکالیسم تبهکاری است، من به شخصه به این تبهکاری معترفم.» وی همچنین به دخالتهای وزارت اطلاعات در امور دانشگاهها و نیز به نهاد شورای عالی انقلاب فرهنگی به شدت اعتراض کرد. از جمله موارد دیگری که این دانشجو به آن پرداخت، بازداشت فلهای دانشجویان در 13 آذر 86 و نیز تابستان 87 بود. وی همچنین به بازداشت و حکم فرزاد کمانگر و دیگر معلمان دربند به شدت اعتراض کرد و خواستار لغو فوری احکام همهی فعالان سیاسی و مدنی شد. این فعال دانشجویی که به شدت از طرف دانشجویان تشویق میشد، اعلام کرد که «مواردی که ما به آن اعتراض داریم لیستی از خواستههای ما نیست که بخواهیم ملتمسانه آنها را از حاکمیت طلب کنیم، بلکه بر سر آنها مبارزه میکنیم و تا پیروزی کامل از پای نخواهیم نشست.»

یکی دیگر از دانشجویان گفت: «بحث امروز من در مورد چماق است. یکی از چماقها کارپرور معاون دانشجویی دانشگاه شیراز است. دیگری همین حراست دانشگاه شیراز است که آشکارا به دانشجویان حمله میکند. چماق دیگر وزارت اطلاعات و قوه قضاییه است.»
دانشجویی دیگر در سخنان خود گفت: «بنده انتقاد از احمدینژاد و دولت را به رانندههای تاکسی میسپارم. علت سرکوبهای موجود در جامعه، غیر مردمی بودن نظام حاکم است که سعی در کنترل تمام اجزای جامعه دارد.» وی انتصابی بودن مدیران دانشگاهها را به شدت مورد اعتراض قرار داد و خواستار برکناری کارپرور معاون دانشجویی و ریاست کمیتهی انضباطی شد.
یکی دیگر از فعالان دانشجویی صحبتهای خود را به رهبری اختصاص داد. این دانشجو که از دانشجویان معتقد به روشنفکری دینی بود، گفت: «ما قرار بود نظرسنجی در مورد سطح محبوبیت رهبری در دانشگاه انجام دهیم. هر جور سوال طرح کردیم با آن مخالفت شد و گفته شد که سوالهای شما علمی نیست. این مطلب در نشریه ما به چاپ رسید و در نهایت بنده بدون احضار به کمیتهی انضباطی، به یک ترم محرومیت از تحصیل محروم شدم. من یک سوال دارم. اگر رهبری دیکتاتور نیست چرا نباید در مورد وی نظرسنجی شود؟ رهبر من علی است. اگر رهبری پیرو علی است، چرا در سفر وی به استان فارس این همه ریخت و پاش و تجملات وجود داشت؟ من برادرم شهید شده است. من اعلام میکنم که برادرم در راه رهبری شهید نشده است و در راه آزادی و وطناش جان خود را داده است.» این دانشجو که سیاستهای رهبری را به شدت مورد انتقاد قرار داد، در دفعات متعدد توسط دانشجویان تشویق شد. وی در نهایت که از هیچکس و هیچ چیز نمیترسد و حقیقت را در هر حال خواهد گفت.
پس از صحبت این دانشجو یکی از دانشجویان اعلام کرد که فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز از تمام کسانی که به دلیل فعالیتهای دانشجویی به کمیته انضباطی احضار شدهاند، قاطعانه حمایت خواهند کرد. وی از جمله به مورد «یاسر رحمانی» که اخیرا به کمیته انضباطی مرکزی احضار شده است، اشاره کرد و گفت: «در صورتی که کوچکترین برخوردی با وی صورت گیرد، دانشجویان اعتراضات گستردهای را سازمان خواهند داد»

دانشجویی دیگر در مورد قتلهای زنجیرهای صحبت کرد و گفت که این قتل عامها لکهی ننگی است که هیچگاه از دامن حاکمیت پاک نمیشود. وی سران ارشد نظام را مسئول این قتلها خواند و گفت حتی مجلس نیز نتوانست آنها را جهت ادای توضیحات احضار کند.
یکی از دختران دانشجو هم در مورد حقوق زنان صحبت کرد و خواستار برابری جنسیتی شد.
در پایان مراسم تریبون آزاد که تا ساعت 16:30 به طول انجامیده بود، یکی از دانشجویان که از طرف برگزارکنندگان این مراسم سخن میگفت، اعلام کرد:« از دیروز تا کنون عدهی کثیری از دانشجویان به حراست دانشگاه احضار شدهاند و به آنها گفته شده که دانشگاه شمشیر را از رو بسته است. ما نیز اعلام میکنیم که شمشیرمان را از رو بستهایم. اگر یک نفر از دانشجویان به کمیتهی انضباطی احضار شود، باز ما تجمع برپا میکنیم. به خاطر تحصن آذرماه سال گذشته ما را به کمیتهی انضباطی احضار کردهاند، ساکت نشدیم. در جریان تحصن یازده روز احضار شدیم باز ساکت نشدیم، بلکه رادیکالتر هم شدیم. آنقدر احضار کنند تا ما نبرد مسلحانه پیش بگیریم.» وی همچنین گفت: «از این به بعد جواب هر احضار با یک تحصن داده خواهد شد و فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز نه تنها در مسایل دانشگاه شیراز، بلکه در مسایل دیگر دانشگاهها نیز دخالت خواهند کرد.»
دانشجویان در پایان این مراسم دور میدان پردیس با سرود «حرکت از این بیش شتابان کنید» رژه رفتند و همچنین سرود « لا لا دیگه بسه گل لاله» نیز پخش شد.
در نهایت دانشجویان با شعار دادن مراسم را به پایان رساندند.
لازم به ذکر است که پس از اتمام این مراسم، عدهای از بسیجیان در مسجد دانشگاه جمع شدند و گفتند: « این دانشجویان به رهبری توهین کردهاند و اگر ریاست دانشگاه نمیتواند با آنها برخورد کند باید استعفا دهد و ما به صورت کفنپوش با آنها برخورد میکنیم.»
مراسم ذکر شده توسط ائتلاف فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز برگزار شده بود اخباری که در بعضی از سایتها مبنی بر برگزاری مراسم توسط «دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر کشور» درج شده است، کذب محض میباشد و این خبر قویا تکذیب میشود.
قابل توجه کلیۀ دانشجویان عزیز
مراسم بزرگداشت روز دانشجو
دوشنبه مورخ18/9/87 از ساعت 15الی17 برگزار می گردد.از شما عزیزان دعوت می شود که در این مراسم حضور به هم رسانید.
(مکان: خیابان مشیر فاطمی،کوچۀ5(نصریه)-پلاک7،ساختمان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان فارس)


شاید بعد از جنگ جهانی اول و شکست ژرمن های مغرور انتظار آمدن یک جمهوری یک شگفتی بود اما اینکه از دل جمهوری وایمار، هیتلر و رژیم فاشیستی بیرون بیاید چیزی شبیه به افسانۀ منفی داستان های شفاهی بود. تولد فاشیست هایی که بزرگترین جنایت انسان را در برابر انسان رقم زدند تا گفتۀ هابز که انسان گرگ انسان است را برای ابد در تاریخ بشریت به عنوان یک اصل انکار ناپذیر در کنار دیگر خصوصیات بشر باقی بگذارد.اما گرگ ها انسان هایی هستند که در اکثریت جماعت، بشر زاییده نمی شوند.
تاریخ و مسیر حرکت آن سعی دارد تمام پلیدی های ساخت دست گرگ انسان ها را پاک کند و سرنوشت محتوم تفکراتی که با ذات پلید طبیعت همراه بوده اند، نابودی است.
ایدئولوژی های توتالیتر و در جز افراطی آن فاشیست ها علی رغم موفقیت های ابتدایی در مسیر تاریخ محکوم به نابودی شدند.این حکم را انسان ها بر علیه گرگ انسان های اونیفورم پوش صادر می کنند تا آزادی همیشه مانا باشد.
با رخ دادن انقلاب اسلامی ایران جامعۀ ایرانی دچار استحاله و دگرگونی های فراوانی شد و بر اساس شرایط، روح انقلابی در تمامی جامعه موج می زد و این موج ملتهب تا پایان جنگ تحمیلی ادامه داشت اما در این بین و با توجه به شرایط انقلابی-جنگی کشور شاهد پدید آمدن تفکرات دگم حافظ انقلاب هستیم که حفظ ارزش ها و شعارهای انقلاب را به هر طریق و وسیله ای حتی سرکوب نیازها و عرف های جامعه وظیفۀ اصلی خود می دانست و این نوع نگرش که در عمل هم پیاده می شد با تغییر رهبری شدت بیش تری پیدا کرد این روند که با بستن فضای سیاسی در جامعه همراه بود تا پایان دولت سازندگی ادامه داشت و موجب زایش تفکرات اصلاحی در پی یک نیاز فراگیر اجتماعی شد که تبلور این نهضت اصلاحی در دوم خرداد76 رخ داد اما در مقابل تفکرات اصلاحی که یک خواست فراگیر اجتماعی بود شاهد مقاومت در برابر روند اصلاحی جامعه و دولت هستیم که اکثرا از سوی محافظه کاران نوین انقلابی نشات می گرفت و تا جایی این مسئله حیاتی شده بود که ستادهای ضد اصلاحات به راه انداخته بودند که ناشی از ترس از دست دادن قدرت و مشروعیت یا به تعبیری مقبولیت عام بود در نتیجه ایشان به دلیل دغدغۀ حفظ بقا در راس حکومت به تجمع قدرت در یک نقطه روی آوردند تا بتوانند جلوی این روند را بگیرند.طبقۀ محافظه کار به وجود آمده که در طی هشت سال اصلاحات بارها طعم ترس از دست دادن قدرت و ایجاد دگرگونی های اساسی در سطح جامعه را چشیده بودند با همکاری قوۀ قضاییه و دیگر ارگان های تحت پوشش خود که بعدا مجلس هفتم هم به آن پیوست سعی در جهت تقطعه کردن روند اصلاحی در جامعۀ ایران کردند و عملا توانستند در کنار اشتباهات اصلاح طلبان موتور حرکت آنها را از کار بیاندازند برای انجام این مهم نیاز به همراهی مردم در صحنۀ انتخابات ریاست جمهوری نهم داشتند که با هدف گذاری بر روی ابتدایی ترین در خواست های ذاتی یک ملت و با حمایت و پشتیبانی حزب پادگانی خود نمایندۀ مورد نظر خود را به قدرت رسانند.
بالا خره بعد طلوع عصر اصلاحات در ایران بعد از انقلاب شاهد ظهور اونیفورم پوش ها هستیم که با سردادن شعارهای پوپولیستی و استفاده از نیروی حزب پادگانی و همچنین به دلیل ترس از گذشته که به تعبیر وکیلان خود در مجالس هفتم و هشتم «هشت سالی که خون دل خوردند و یک شب خواب راحت نداشتند» روی کار آمدند و به خاطر تجربۀ تلخی که در هشت سال طلایی ایران بعد از انقلاب داشتند به سوی یکدست سازی حاکمیت پیش می روند تا دیگر تفکری مخالف آنها اجازۀ بروز نداشته باشد تا همانند هر دیکتاتور دیگری فریاد زنند هرکه با ما نیست دشمن ماست تا بتوانند با این جمله صدای جامعه را به راحتی خاموش کنند.
اما مملکت داری یک فن و هنر است و باید توسط متخصصین امر صورت گیرد نه روسای دفاتر و هیچ کس ها که متاسفانه از 84 تا به حال این اتفاق در ایران افتاد که باعث شد بارها و بارها این جمله که انقلاب فرزندان خود را می خورد در محافل مختلف بیان شود.روندی که دولت نهم برای خود در راستای یکدست سازی حاکمیت برگزید که منجر شد تمامی کسانی که برای انقلاب و ایران جان خود را گذاشته بودند قلع و قمع شوند و هریک به کناری روند.حتی فرهیختگانی از جناح اصولگرا در ابتدای امر به خاطر شعار بازگشت به آرمان های انقلاب با دولت نهم و عقبۀ آن همراهی کردند در میانۀ راه به دلیل حفظ انقلاب و امام و مردم و ایران خود را از ماشین جنگی دولت نهم کنار کشیدند.وزرای مستعفی و نمایندگانی که به منتقدین راست دولت از آنها یاد می شوند کسانی هستند که از این ماشین جنگی پیاده شدند.
کارنامۀ سه سال و چند ماهۀ دولت نهم چه در عملکرد خارجی و چه داخلی به گونه ایست که ایران را در بد ترین موقعیت خود بعد از انقلاب قرار داده که جامعۀ ایرانی در آستانۀ یک فروپاشی تواما داخلی و خارجی قرار دارد که این خطر بالقوه تمامی ایرانیانی را که برای ایران،انقلاب می تپند را به تکاپو انداخته تا بتوانند ایران را از دست اونیفورم پوش های اقتدارطلب نجات دهند و این مهم باعث شده که همۀ این بزرگواران چه از جناح اصلاح طلب و چه از جناح اصولگرا و حتی راس هرم قدرت در ایران را به این اجماع و واقعیت رسانده که آیندۀ ایران در دستان چهره ای است اصلاح طلب که مقبولیتی جهانی و فرهیختگی ای دوست داشتنی در میان ایرانیان سراسر جهان دارد.کسی که توانست ایران را بعد از انقلاب به جایگاه واقعی خود در میان جهانیان برگرداند.
کسی که توانست حقوق شهروندی، جامعۀ مدنی، توسعۀ سیاسی در ایران و تنش زدایی و دوستی با جهانیان را برای ایران عزیز به ارمغان بیاورد. برعکس اونیفورم پوش ها که عوام فریبی، بی عدالتی،سرکوب در ایران و چهره ای جنگی و تهاجمی را در جهان برای ایران باقی گذاشتند.
آری رهبر اصلاحات ایران، آن چهرۀ دوست داشتنی با عبای شکلاتی تنها کسی است که می تواند منجی ایران زمین باشد و آن کسی نیست جز سید محمد خاتمی رییس جمهور پرافتخار هشت سالۀ اصلاحات تاریخ انقلاب ایران.
اکنون همه منتظریم با تمامی دلتنگی هایمان برای آقای خاتمی، ایشان بیایند تا ما را تا ایرانیان را تا ایران را از دستان سرکوب و ارتجاع اونیفورم پوش ها نجات دهند.
آقای خاتمی ایران، ایرانیان،ما منتظریم...
محمد علی تارخ
به نام خداوندگار مهر
خاتمی عزیز؛
این صدا که تو را میخواند صدای نسل دوم و سوم انقلاب است، نسلی جوان و آرمانگرا، نسلی که فراموش نمیکند خرداد 76 را، سالی که مردی در آن پا به عرصه قدرت نهاد و در ناامیدکنندهترین سالهای پس از انقلاب، دوران سرد و ساکت پس از جنگ، با دستهای سخاوتمندش شور و نشاط جوانی به نسل ما بخشید و از آن روزهایی که میتوانست برای جوانیمان تلخترین باشد، به ما آموخت که عزت، پویایی و رشادت مهمترین شاخصهی نسل جوان است و به نسل اولیها باورا ند که باورمان کنند.
آری، اینک همین نسل است که از آن روزها تجربه اندوخته و حسرت میخورد برای امروز کشورش. این نسل تو را میخواند تا روزهایی اینچنین که کشور زمان را بیهوده از دست میدهد و از شتاب پیشرفت جهانی جا میماند به پابان رسد. امروز ایران باز هم مردی را میخواهد که در سایهی اراده و همتش، همگان آستین همت بالا زنند و این سقوط بیتوقف را توقفی باشند.
تو را میخوانیم اگرچه خودخواهانه است و خود میدانیم؛ میدانیم که تو سالها آبرویت را که بزرگترین سرمایهات بود، برای همهی ما و برای خاکت به میان آوردی و با آن سودا کردی. آنچه در تو هست همه رأفت و مهربانی است و همین ما را جسارت میدهد که چنین مصرانه تو را بخوانیم، اگرچه نیک میدانیم تو را گوشهی چشمی به قدرت نیست و میدانیم که تو را به میدان آوردن، تمام آبرویت را به مصاف بیآبروییها بردن است، آنهم در این برحه از زمان که بازسازی همهی افولها و ضعفها و سوءمدیریتها کار سادهای نیست و شاید حتی با مدیریت توانمند تو، کشور پا به فراراه رشد نگذارد؛ اما نباید به این بهانه دست بر دست نهاد و نظارهگر بیاعتنای پسرفتها بود.
سید بزرگوار؛
ما جوانان مهد پارس، به تمام باورهایمان سوگند میخوریم که اگر پا به میدان گذاری، تنهایت نخواهیم گذارد؛ آن هم نه به اندازهی برگ رأیی که به صندوق خواهیم ریخت و نه به اندازهی شبها و روزهایی که در ستادهایت شب از روز نخواهیم شناخت؛ بلکه این بار تو را خواهیم فهمید و به جای آنکه سرعتسنج کندروی و تندرویات باشیم، یاور تصمیمهایت خواهیم بود.
بیا که قصر امل سخت سست بنیادست بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
آبگونی رضا
آریا امید
آسمانی حسین
آگنجی سعید
ابراهیمی سام
ابراهيمي محمد
ابولپور سمانه
احمديان حسن
ارزاقی امیررضا
ارسالی کریم
ارکاس میلاد
اسفندیاری علی
اسماعیلی احمد
البرز عباس
امیرآبادی مجتبی
امین مرضیه
بامودت امین
بامودت محمدجعفر
بحرانی احمد
بحرانی علی
بحرینی سیده زینب
بنان امیر
بهرمن مریم
پالاش يوسف
پولادی احسان
تابعی صادق
تارخ محمدعلی
تراب جهرمی سید علی
تند علي
جعفریان شهلا
جعفریان مژگان
جمشیدی محمد حسن
جوانمردی حدیث
حسن شاهی امید
حسن شاهی علی رضا
حسن لی احسان
حسین بیگی علیرضا
حسینی نژاد جواد
حصیری سینا
حق بین عادل
حقیقت علیرضا
خالقی امیر
خباز محسن
خبازمجتبی
خردمند عبدالله
خوش نیت حسن
دستغیب سلما
دوزندگان ايوب
دولتخواه عسل
دهقانی رخساره
ذوالفقاری بهار
رستگار آرش
رستگارفر محمدحامد
رضایی معصومه
رهبری مسعود
ریاحی رضا
زارع علی
زارع مجتبی
زرین پوریا
سپهر امیر
سپهرامیرحسین
سروری علی
سعیدی امید
سهامی مهدی
شاه حسینی مسعود
شجاعی محمدعلی
شجاعی نادعلی
شريفي عبدالجليل
شفاعت پناهی امین
شفاعت پناهی علی
شقاقیان علی
شکری مریم
شلتوک کار محمد جواد
شیری وجیهه
صادقی مهدی
صدیقی بهمن
صفایی علی رضا
صمدی علیرضا
عبادی احمد
عبادی نسب علی
عباسیان محمد صابر
علایی حسین
فتحی مهدی
فتوتی علی
فدایی فرهاد
فرحزاد رضا
فرزانه علیرضا
فرزانه محمد
فرزین پویان
فرزین شیوا
فلاحی شیوا
قائدی محمد
قانع
قدسی مهناز
قدسی مهنوش
قربانی نژاد شیرازی محمد امین
قشقایی رضا
قلی خانی محمدرضا
قنبری ساناز
قهرمانی علی
کامران زاده امین
کامران زاده رسول
کریمی شیرین
کشاورز امیر
کمالدار محمدرضا
کمالی خسرو
کمالی شیدا
مازندرانی احسان
مبینی فرزاد
محمدابراهیمی مهدی
محمدنيا سيد يعقوب
مختاری محمد علی
مرادزاده علی
مرشدی سید بهاءالدین
مستعد مهران
مسعودی علی
منظمی احسان
موسوی سید کاوه
موسوی مریم
مهربانی محمدرضا
میرزایی امیر
نامجو حمدالله
نبوی زاده مجتبی
نجفی حسین
نرگس منا زار
نعمت اللهی رسول
نعیمی امیرحسین
نکویی سارا
نورانی رحیم
نیک آئین احسان الله
نیکویی علی
وفایی رویا
وکیل زاده هادی
هاشمی زهرا
هاشمی عبادالله
هاشمی علی
هاشمی عنایت الله
هجر حسین
همتی سارویی جلیل
یوسفیان حانیه
50 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه شیراز به دلیل آنچه که مسئولین کمیتهی انضباطی «بدحجابی» خواندهاند، به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند.
بنا به گزارش تعدادی از این دانشجویان، مسئولین کمیته انضباطی در هنگام مراجعه این دانشجویان برگههای احضاریه را از آنها گرفتهاند و گفتهاند که تمامی آنها باید ابتدا تعهد دهند که وضع پوشش خود را تغییر میدهند و سپس نیز باید به انتظار احکام صادره توسط کمیته انضباطی باشند. نکته جالب در احضار این دانشجویان این است که حراست دانشگاه حتی یکبار هم در مورد وضع پوشش به این دانشجویان تذکر نداده است و تمامی آنها مستقیما به کمیته انضباطی احضار شدهاند.
بنا به اعلام تعدادی از دخترانی که به کمیته انضباطی مراجعه کردند، مسئولین کمیته انضباطی به آنها گفتهاند که سه نفر از دانشجویان دختر این دانشگاه قبلا به دلیل بدحجابی از دانشگاه اخراج شدهاند. این در حالی است که جو عمومی دانشجویی از چنین موضوعی بیخبر بوده است و به نظر میرسد با فشار بر این سه دانشجوی اخراجی، از علنی شدن اخراج آنها جلوگیری شده است. همچنین به این دسته از دانشجویانی که احضار شدهاند گفته شده است که باید لیستی از دخترانی که بقیه دخترانِ دانشجو را اغفال میکنند به همراه تعهد نامه خود به کمیته انضباطی تحویل دهند!
جالب اینجاست که دانشجویانی که احضار شدهاند مطابق عرف دانشجویی لباس میپوشند و هیچکدام از آنها سابقهی احضار یا حتی تذکر قبلی را هم نداشتهاند.
با احضار این 50 نفر، تعداد احضار دانشجویان به کمیته انضباطی در زمان ریاست دکتر کارپرور بر کمیته انضباطی، به عنوان معاون دانشجویی دانشگاه شیراز، به بیش از 100 تن رسیده است . دکتر کارپرور همان کسی است که با انحلال شورای صنفی منتخب دانشجویی، شورای صنفی وابسته را در دانشگاه شیراز روی کار آورد و در جریان انتخابات شورای صنفی این دانشگاه، 108 نفر از کاندیداهای این انتخابات را ردصلاحیت کرد.
دانشجویان دختر دانشگاه شیراز در تحصن یازده روزه اسفندماه سال گذشته حضور بسیار چشمگیری داشتند و به نظر میرسد که این احضار و اخراجها در راستای نوعی انتقام و نیز ترساندن آنها از برگزاری هرگونه حرکت اعتراضی باشد.
کارپرور در جریان روزه سیاسی در اعتراض به تداوم بازداشت دانشجویان بیگناه دانشگاه امیرکبیر، 7نفر، در جریان برگزاری تجمع اعتراضی به بازداشت یکی از دانشجویان دانشگاه شیراز، 4 نفر، در جریان انتخابات شورای صنفی، 5 نفر، در جریان تحصن اسفندماه، 30 نفر و از ابتدای سال تحصیلی تا کنون نیز 5 نفر به نامهای نوید غفاری، آلما رنجبر، اکبر حسنپور، کاظم رضایی و امین درستی را به اتهام پخش شبنامه در خوابگاههای پسران و دختران به کمیتهی انضباطی احضار کرده بود که با احتساب این 50 نفر تعداد دانشجویان احضاری در یک سال گذشته به بیش از 100 نفر میرسد. البته این آمارها، آمارهای رسمی است و تخمین زده میشود که تعداد دانشجویانی که از علنی شدن خبر احضارشان بر حذر داشته شدهاند به بیش از اینها میرسد.
به نظر میرسد در صورت تداوم رفتار سرکوبگرانه، دکتر کارپرور با واکنش جدی دانشجویان دانشگاه شیراز مواجه خواهد شد. بسیاری از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شیراز نارضایتی خود را از نحوهی رفتار وی اعلام کردهاند و احتمالا وضعیت دانشگاه شیراز به سمتی پیش میرود که در آینده نزدیک دوباره آبستن تنشهای زیادی خواهد بود.
امروز پنج شنبه 18 مهرماه علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی، به دعوت تشکلِ اصولگرا و حکومتی جامعه اسلامی این دانشگاه برای سخنرانی به تالار فجر این دانشگاه آمده بود که این جلسه به تشنج کشیده شد.

از ساعتی پیش از شروع این جلسه مامورین حراست دانشگاه و همچنین نیروهای اطلاعاتی و امنیتی به وفور در سطح دانشگاه و در جلوی تالار فجر دیده میشدند. بنا به اعلام حراست، دانشجویان حق نداشتند کیفها و موبایلهای خود را به محل برگزاری جلسه وارد کنند و همه دانشجویان قبل از ورود به تالار بازبینی بدنی شدند. همچنین دانشجویان پلاکاردهایی با خود حمل میکردند که اجازه ورود به این پلاکاردها نیز داده نشد.
با باز شدن درب تالار فجر و ورود دانشجویان مشاهده شد که قسمت اعظم تالار، با نیروهای بسیجی که از بیرون دانشگاه آورده شده بودند، پر شده است با این وجود تعداد زیادی از دانشجویان منتقد توانستند به درون تالار فجر راه یابند.
قبل از ورود لاریجانی و پیش از آغاز جلسه، دانشجویان یکصدا سرود «یار دبستانی من» را خواندند و شعار میدادند: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، « نصر منالله و فتح قریب، ننگ بر این دولت مردم فریب»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و... با ورود علی لاریجانی به تالار فجر عدهای از دانشجویان وی را هو کردند و شعار میدادند: «خاتمی پاینده؛ رییس جمهور آینده».
در ادامه جلسه لاریجانی در پشت تریبون قرار گرفت و دانشجویان در همین حین شعار میدادند: «مجلس فرمایشی نمیخوایم، نمیخوایم». لاریجانی سخنانش را چنین شروع کرد که «تعدادی از دانشجویان در همین ابتدای کار با شعارهای خود تکلیف انتخابات ریاست جمهوری را مشخص کردند» که دانشجویان دوباره شعار دادند: «خاتمی پاینده؛ رییس جمهور آینده». در ادامه وی برای دقایقی از افتخارات جمهوری اسلامی و این که جمهوری اسلامی تنها کشوری است که از حدود 30 سال پیش توانسته است خود را بلوک شرق و غرب جدا کند، سخن گفت. وی از پیشرفت علمی و هستهای جمهوری اسلامی سخن گفت و اضافه کرد:« ایران تنها کشور مردمی در منطقه است که توانسته است جلوی زورگوییهای آمریکا بایستد و مسیر پیشرفت را با افتخار طی کند» در همین حال یکی از دانشجویان از جای خود بلند شد و گفت: « ما این تاریخ سازیها را زیاد شنیدهایم، اگر راست میگویید در مورد وضعیت فعلی صحبت کنید، در مورد تورم 28 درصدی، لایحه حمایت از خانواده، مدرک کردان، تعلیق و اخراج و زندانی کردن دانشجویان و مخالفان.» اما لاریجانی پاسخ دقیقی به این سوال مطرح شده نداد.
پس از اتمام سخنان لاریجانی از سوی جامعه اسلامی عنوان شد که اجازه طرح سوالات شفاهی را نخواهند داد و تنها سوالات کتبی مطرح خواهد شد. دانشجویان که به شدت به این امر معترض بودند، اعتراض خود را با هو کردن به این مطلب نشان دادند.
در جلسه پرسش و پاسخ یکی از سوالات در مورد مدرک کردان بود و دانشجویان خواستار استیضاح و برکناری علی کردان شده بودند. تعدادی از دانشجویان در این هنگام یکصدا شعار می دادند: «کردان مدارکت کو؟؛ مجلس نطارتت کو؟» لاریجانی اعلام کرد که «مجلس در هنگام دادن رای اعتماد به کردان از جعلی بودن مدرک وی خبر نداشته است و اصولا در چنین سطحی نباید چنین اشتباهی رخ داده باشد و مجلس کلا پایگاهی برای رسیدگی به مدارک افراد نیست، ولی اکنون جعلی شدن مدرک کردان محرز شده است، مجلس اقدامات لازم را برای برکناری وی انجام خواهد داد.» در این هنگام یکی از دانشجویان فریاد زد که « در صدا و سیما،کردان معاون خود شما بوده است. او با مدرک جعلی در دانشگاه تدریس کرده و حقوق گرفته است، چگونه شما میتوانید همهی این مسائل را انکار کنید؟» لاریجانی در پاسخ گفت: «در زمانی که کردان معاون من بوده است هم بنده از جعلی بودن مدرک وی اطلاع نداشتهام.» در این هنگام دانشجویان لاریجانی را به شدت هو کردند.
سوال دیگر که مطرح شد در مورد تجمعات یازده روزه در اسفندماه سوال گذشته در دانشگاه شیراز بود و این که پس از این تحصن دانشجویان فراوانی به کمیته انضباطی فراخوانده شدند و با تعلیق و ممانعت از تحصیل مواجه شدند. دانشجویان در این هنگام شعار دادند: «دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد» و... لاریجانی اما در جواب گفت که «سال گذشته در جریان این تجمعات قرار گرفته ام ولی از مطالبی که شما هم اکنون میگویید اطلاعی ندارم. شما میتوانید موارد ذکر شده را از طریق یکی از نمایندگان استان فارس که هماکنون هم در جلسه هستند پیگیری کنید.» در این هنگام یکی از دانشجویان فریاد زد: «حتما نماینده مورد نظر هم به شیوهی دانشگاه زنجان این مسائل را پیگیری خواهد کرد.» این گفته باعث شد که دوباره دانشجویان رییس مجلس را هو کنند.
در ادامه کار تعدادی از دانشجویان تقاضای پرسش شفاهی کردند که یکی از آنها توانست با فشار دانشجویان پشت تریبون قرار گیرد. این دانشجو گفت: « من با شما به عنوان رییس مجلس حرف نمیزنم و هیچ سوالی از شما با این عنوان ندارم، چرا که معتقدم شما ریاست مجلسی هستید که با ردصلاحیتهای گسترده شورای نگهبان و گرفتن حق تصمیمگیری آزادنه از ملت بر سر کار آمده است. سخنان من ممکن است به گوش کسانی که در ردیف جلو نشستهاند و با اعمال سرکوب همهی مجاری اعتراض و انتقاد را بستهاند خوش نیاید. از جمله انحلال انجمن اسلامی و تکصدایی کردن دانشگاه با ایجاد تشکلهای دستساز و دولتی...» این دانشجو در ادامه چنین اضافه کرد: «من از سه چیز متنفرم. یکم محمود احمدی نژاد، به دلیل مردم فریبی و سرکوب آزادیهای ملت. حتی از قیافه وی هم بدم میآید» در این هنگام عدهای از دانشجویان بسیجی به سمت وی حمله کردند که تعدادی از دانشجویان با کنترل آنها نگذاشتند که به این دانشجو صدمهای وارد شود. تریبون دانشجوی مورد نظر هم قطع شد و او نتوانست صحبتهای خود را تکمیل کند. پس از صحبتهای این دانشجو جو جلسه به شدت متشنج شد و تعدادی از دانشجویان بسیجی شعار میدادند: «مرگ بر منافق» در عوض بقیق دانشجویان هم شعار میدادند: «مرگ بر جیره خور»، «محمود احمدی نژاد؛ عامل تبعیض و فساد»، «نصر من الله و فتح قریب، ننگ بر این دولت مردم فریب» و... لاریجانی واکنشی به سخنان این دانشجو نشان نداد و از دانشجویان خواست که از این دعواها دست بردارند.
در ادامه سوالات کتبی، در مورد تفکیک جنسیتی که اخیرا در دانشگاه شیراز صورت گرفته است و کلاسهای عمومی پسران و دختران از هم جدا شده است، بحث شد و لاریجانی گفت: « چرا شما دوست دارید همیشه قاطی باشید و دختر و پسر در کنار هم باشند.» دانشجویان این حرف لاریجانی را به شدت هو کردند و یکی از دانشجویان از جای خود برخاست و این حرف لاریجانی را توهین به دانشجویان خواند و از وی خواست که معذرت خواهی کند. لاریجانی هم در ادامه گفت: «اگر به کسی توهین شد، من واقعا عذر میخواهم».
پس از اتمام این جلسه دانشجویان یکصدا با هم سرود یار دبستانی من را خواندند و به سمت بیرون تالار حرکت کردند. دانشجویان در این هنگام با خیل عظیمی(حدودا 500 نفر) از دوستانشان روبرو شدند که نتوانسته بودند به درون تالار فجر راه یابند. پس از اتمام جلسه دانشجویان منتقد که تعدادشان به بیش از 800 نفر میرسد در میدان روبرو تالار فجر جمع شدند و به شعار دادن و سرود خواندن مشغول شدند. شعارها از این قرار بود: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، « دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد»، «دانشجوی احضاری حمایتت میکنیم»، «ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «ستاره دانشجو مدال افتخار است» و... دانشجویان در حالی که شعار میدادند به سمت میدان پردیس ارم حرکت کردند و یکساعت به شعار دادن و سرودخوانی مشغول بودند.
گزارشی در مورد وضعیت بیرون تالار فجر در حین سخنرانی لاریجانی:

علی لاریجانی در حالی در تالار فجر به سخنرانی میپرداخت که از ورود بیش از 500 نفر از دانشجویان به درون تالار فجر ممانعت به عمل آمده بود. این دانشجویان پلاکاردهایی به همراه خود داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «خواست ما استیضاح کردان و پیگرد قضایی وی»، «مجلس خانه ملت است، یا محل ضرب و شتم دانشجویان»، «سهمیه بندی جنسیتی، انقلاب فرهنگی دوم»، «بومی سازی پذیرش دانشجو = بیعدالتی» و...
دانشجویان وقتی با دربهای بسته روبرو شدند، حصارهای اطراف در کندند و شیشههای آن را شکستند ولی تعدادی از نیروهای بسیجی و حراست دانشگاه مانع ورود دانشجویان به درون تالار فجر شدند.

دانشجویان مورد نظر تمام مدت سخنرانی را به شعار دادن سپری کردند و در حین خروج لاریجانی از تالار فجر شعار می دادند: «مجلس بیکفایت، مایهی ننگ ملت» و...

حاشیهای بسیار جالب از جلسه سخنرانی لاریجانی:
پس از این یکی از دانشجویان با فشار حمایت دانشجویان منتقد توانست تریبون را در دست بگیرد و اعلام کرد که از محمود احمدی نژاد متنفر است، عده ای از نیروهای بسیج شعار دادند: «احمدی قهرمان، محبوب نسل جوان» این شعار نیروهای بسیج خنده و مسخرهی حضار را تا جایی به همراه داشت که لاریجانی هم نتوانست جلوی خنده خودش را بگیرد.
16 آذر 32 روزی که سه آذر اهورایی برای تمام سالیان دانشگاه را ترجمه کردند، 13 آبان 58 را ساختند تا آزادی خود را اعلام کنند و 18 تیر 78 فریاد حق طلبی را سر دادند تا ما امروز دانشجو باشیم، تا افتخارمان دانشجو و خانۀمان دانشگاه باشد.
سال تحصیلی جدید در حالی آغاز می شود که تابستانی سرد و یخ زده را در فضای دانشگاهی پشت سر گذاشتیم تابستانی که به تعداد فصل های دولت اقتدار طلب نهم زمستانی بود. بهار پاییزی دانشگاه در حالی برفی است که سال تحصیلی گذشته برای دانشگاه سال خاموشی صاحبان علم بود.
سالی را پشت سر گذاشتیم که از همان ابتدا دولتمردان دولت نهم دنبال می کردند.در این سال که می توان آن را سال انتقام گیری جریان اقتدارگرای حاکم، از جنبش دانشجویی و دانشگاه نامید در آن روزانه شاهد سرکوب دانشجویان حق طلب با صدای مخالف جریان حاکم،زندانی کردن و اخراج دانشجویان بودیم.سالی که فضای دانشگاه ها کاملا پلیسی-امنیتی بود طوری که فعالیت حزب پادگانی از طریق ارگان نیمه سیاسی-نیمه نظامی خود تنها فعالیت قابل رویت در دانشگاه ها بود.تربیت دانشجویان مرتجع و حمله کننده به آرمان های دانشجویی از دستاورد های تلاش سه سالۀ دولت نهم است.
اخراج اساتید بلند پایۀ دانشگاه ها و مخصوصا در حوزۀ علوم انسانی که همواره خطری برای دولت اقتدارگرا بودند، فشار بی سابقه بر دانشجویان دگر اندیش، تعطیلی اجباری و بی بهانۀ دانشگاه ها در تابستان87 همه نشان از دنبال کردن پروژۀ انقلاب فرهنگی دوم از سوی اقتدارگرایان برای یکدست سازی حاکمیت و پایه گذاری حزب پادگانی در تمامی شئون جامعه دارد.
در سال گذشته تلاش برای یکدست سازی حاکمیت و پاکسازی دانشگاه ها از دگر اندیشان آنچنان دنبال شد که صدای دانشجو را از گردن بریدند تا اوین دانشگاه باشد و بیت مصباح، مدیریت دانشگاه.
سال تحصیلی جدید در حالی آغاز می شود که دیگر جانی برای مشتاقان علم و دانشگاه باقی نمانده، مدرک دانشگاهی برای رییسان دولت اقتدار گرا کاغذ پاره ای بیش نیست، وزیر دانشگاهیمان برای وزارت تنها مجوز خواندن و نوشتن صادر می کند و به طور کلی این دولت سواد مکتب خانه ای را زنده کرد.
دانش ستیزان اقتدارگرا و مخالفین علم و دانشگاه تنها به مکتب خانه و مدرسین مکتب خانه ای و سیاست های مکتب خانه ای و جامعۀ مکتب خانه ای می اندیشند تا اقتدارگرایشان و اعتقاداتشان به خطر نیافتد و این گونه است که برای ورود به دانشگاه تنها کسان مکتب خانه ای را پذیرش می کنند تا با هزاران سهمیه ای که دارند تنها مغزهای باقی مانده در کشور را به سوی سرزمین های به اصطلاح خودشان کفر پرواز دهند.
آری دانشجو آگاه باش که ما سال تحصیلی جدید را در حالی آغاز خواهیم کرد تا همچنان ثابت کنیم 16 آذر و 13 آبان و 18 تیر تنها ارقام روی تقویم نیستند و همچنان دانشجویانی هستند که دانشگاه و دانشجو را آرمان خواه، ایدآل گرا و عدالت جو بخوانند و فریاد حق طلبی را ثابت کنند تا جلوی دستان اقتدارگرایی و ارتجاع را که می خواهند میهن و خانۀ مان را به ویرانه ای مکتب خانه ای تبدیل کنند بگیرند.
یار دبستانی من؛
من اگر بنشینم!تو اگر بنشینی!چه کسی برخیزد؟؟؟
من اگر برخیزم!تو اگر برخیزی !همه بر می خیزند! (محمد علی تارخ)
جامعۀ ایرانی یک
جامعۀ جهان سومی و توده ای است و اساسا در مقوله ای مانند انتخابات مردم نقش خود
را از دست می دهند و تمام چینش ها و انتخاب یا به طور دقیق تر انتصاب افراد در راس
قدرت اتخاذ می شود. زمانی که جامعه توده ای باشد و نظام بر اساس مولفه های
دیکتاتوری رهبری و هدایت شود، دیگر انتخابات و مردم موضوعیت خودشان را از دست می
دهند و مردم تنها در روزهای حساس نظام و یا در زمان سفرهای مسئولین به کار گرفته
می شوند. واقعیت جامعۀ توده ای ایران در انتخابات ریاست جمهوری نهم به خوبی نمایان
شد به این ترتیب که: سطح آگاهی جامعه پایین، دریافت شعارهای
پوپولیستی از طرف مردم و هل دادن آنها از سوی کانون قدرت در صحنۀ تلویزیونی و در آخر
ساختن رای و انتشار آمار 67 درصد در نتیجه در ایران تنها راه اصلاح با کمترین
هزینه های انسانی چانه زنی در بالا و وادار کردن کانون قدرت به پذیرش اصلاحات و
انتقال ترس طغیان از پایین است با توجه به این موضوعات، انتخابات ریاست جمهوری دهم
در جمهوری اسلامی به نوعی حساس ترین و مهم ترین انتخابات در ایران شده است چرا که
با توجه به عملکرد بسیار ضعیف دولت اقتدارگرای نهم که همواره از حمایت و پشتیبانی
کانون های قدرت و مخصوصا راس هرم قدرت در کشور همراه بوده و برگزاری دو انتخابات
کاملا فرمایشی شوراها و مجلس، نظام را با دو چالش بسیار مهم روبرو کرده؛ یکی بحران
عدم کارایی و دیگری بحران مشروعیت. البته طبق مولفه های علوم سیاسی و با توجه به
جمهوریت نظام اگر قبول داشته باشیم که مشروعیت نظام به رای مردم بستگی دارد نه
مقبولیت، اکنون با قهر سیاسی مردم که از سال های 82-83 شروع شده و برگزاری
انتخابات های فرمایشی یکی از ستون های حیاتی هر نظامی که همواره مشروعیت مردمی است
در نظام جمهوری اسلامی به خطر افتاده و ستون دیگر که کارایی نظام است با آمدن دولت
اقتدارطلب نهم کاملا متزلزل شده و مردم و مسئولین ارشد نظام به این عدم کارایی
اذعان داشته اند.
حال کانون قدرت در
جمهوری اسلامی برای برون رفت از این بحران بسیار جدی، می تواند به انتخابات پیش رو
تکیه کند تا شاید با عملکرد مناسب و اتخاذ تصمیمات هوشمندانه هم به بحران مشروعیت
خود و قهر مردم از صندوق های رای خاتمه دهد و هم کارایی خود را بازسازی کند در
نتیجه با توجه به این که احزاب در ایران برش اشخاص را ندارند چینش های سیاسی در ایران
چندین حالت را به وجود می آورد که به طور خلاصه در زیر به آن پرداخته می شود.
1. حالت اول: آمدن
روحانی
انتخابات
دهم ریاست جمهوری به پیچده ترین انتخابات 30 سال گذشته تبدیل می شود به این دلیل
که:
مهره های
اصلی نظام، آنهایی که در راس قدرت قرار دارند و جز موسسین نظام هستند تغییر ماهیت
داده اند و دیگر آن اتحاد دهۀ اول نظام را ندارند و از یکدیگر منفک شده اند. از
سوی دیگر جامعۀ توده ای یعنی مردم به لطف رسانه در حال آگاهی پیدا کردن از اجحاف
هایی است که در حق حیات اجتماعیشان می شود هستند و با دنیای مدرن و توسعه یافته در
حال آشنایی هستند. حال در این میان چندین طیف که در راس آنها اشخاص قرار دارند به
وجود می آید:
الف)
ولایتمداران به رهبری آقای خامنه ای که جریان اصلی راست اصولگرایی هستند و راس هرم
قدرت را دراختیار دارند.
ب)
کارگزاران و تکنوکرات های اقتصادی به رهبری آقای هاشمی رفسنجانی که در جریانی بینا
بین قرار می گیرند و جز اصلی کانون قدرت هستند و قدرت در سایه را در اختیار دارند.
ج) اصلاح
طلبان و روشنفکران به رهبری آقای خاتمی که جریان اصلی چپ اصلاحات هستند و تلاش
دارند بعد از دور افتادن از هرم قدرت به جایگاه هشت سالۀ خود برگردند.
د) سکولار
ها و نیرو های مخالف و برانداز که می خواهند نقش اپوزسیون داخل کشور را بازی کنند
اما از فقدان رهبری واحد رنج می برند اما به عدۀ نیرو های خود امید دارند.
اکنون با
توجه به این دسته بندی به جزیات آنها پرداخته می شود.
در دستۀ
نخست یعنی طیف آقای خامنه ای بعد از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد برای نزدیکتر
شدن به راس هرم قدرت که همراه با خود زنی های فراوان و قلع و قمع کردن راست سنتی
بود و سکوت آقای خامنه ای در برابر این نوع برخوردها، شکاف عمیقی ایجاد شد به طوری
که راست سنتی به طور کامل خود را از بازی های هرم قدرت بیرون کشید و خود را مجبور
به قهر سیاسی دید.خانه نشینی آقای ناطق نوری عینی ترین مثال این قهر است.اما با
نزدیک شدن انتخابات دهم راست سنتی می خواهد خود را از قهر سیاسی خارج کند و به
جایگاه اولیۀ خود برگردد. ذکر این نکته لازم است که وفاداری راست سنتی به جایگاه
قدرت مرکزی به شخص نیست بلکه وفاداری آنها به انقلاب و امام خمینی است که در کنار
آن جایگاه مانده اند.(البته به ظن خود). در نتیجه دستۀ اول دچار نوعی بیماری مزمن
است که از وجود آن باید دچار رنج باشد اما کام شیرین قدرت مطلقه این دسته را دچار
بی حسی کرده و عاجز از درک هرگونه درد شده است. نه صدای دوستان و نه فریاد مردم به
گوش می رسد.
با روی کار
آمدن دولت اقتدارگرای نهم و سکوت بیش اندازۀ آقای خامنه ای در مقابل این
اقتدارگرایی ها دستۀ دوم یعنی طیف آقای هشمی و دستۀ سوم یعنی طیف آقای خاتمی را به
نگرانی انداخته و ترس از انحصار قدرت بی پاسخ را در دستان دستۀ اول آنها را متوجه
این خطر بالقوه کرده است در نتیجه مخصوصا طیف آقای هاشمی را به تکاپو انداخته که
از به وجود آمدن این خطر بالقوه جلوگیری کنند.طیف آقای خاتمی که از انتخابات مجلس
هفتم این زنگ خطر را به کار انداخته بودند اما در متقاعد کردن دیگر مهره ها ناتوان
بودند زیرا در آن سال ها اصلاح طلبان دشمن مشترک مهره های هرم قدرت بودند. اما از
به وجود آمدن این خطر تنها دستۀ چهارم که نقش اپوزسیون را می خواهند بازی کنند می
توانند خوشحال باشند تا از این فرصت بتوانند مقبولیت مردمی پیدا کنند اما چون از
نبود رهبری واحد رنج می برند خود را در خطر نابودی کامل احساس می کنند به همین
خاطر ناخودآگاه با دستۀ دوم و سوم برای جلوگیری از این خطر یعنی انحصار قدرت در
دستان دستۀ نخست جلوگیری کنند.
همان طور که
ذکر شد جامعۀ ایران، توده ای است در نتیجه تمامی انتخاب ها در راس هرم قدرت شکل می
گیرد.اکنون با این فرض که آقای خامنه ای از بیماری طیف خود آگاه شده و نارضایتی و
دلخوری دوستان سابق(طیف هاشمی رفسنجانی) را درک کرده باشند، در صدد رفع کدورت ها و
نارضایتی ها بر می آید و در مواجهه با اصلاح طلبان و طیف خاتمی به این دلیل که
اکثر مدیران لایق و روشنفکران جامعه در این طیف قرار دارند که توانایی نجات کشور
را از دو بحران مشروعیت و کارایی را دارند و شخص آقای خاتمی مقبولیت عام دارد و
اکنون توده را از دست مرکز قدرت خارج کرده و ایشان برای راس قدرت خطر بزرگی شده
است برای اینکه جلوی خطر خاتمی هم گرفته شود؛ عامل اصلی این نارضایتی ها و بحران
ها را یعنی محمود احمدی نژاد را کنار می گذارد و برای اینکه راس قدرت را از دست
ندهد و با کم کردن کمی از قدرت خود به گزینه ای مانند آقای روحانی می رسد
که تقریبا همه با این گزینه به اجماع می رسند.
2. حالت دوم: آمدن
ضرغامی یا لاریجانی
این حالت با
این فرض به وجود می آید که آقای خامنه ای درصدد ترمیم طیف خود و بازوهای اجرایی
خود بپردازد به این معنی که دل راست سنتی و تا حدودی آقای هاشمی رفسنجانی که از
مهره های اصلی قدرت در نظام است و یار قدیمی سال های دور ایشان است را به دست
بیاورد و از سوی دیگر به دلیل اینکه ایشان در صدد ترمیم طیف خود است به کلی طیف
آقای خاتمی را به کنار بگذارد. با توجه به این فرض محمود احمدی نژاد محکوم به حذف
است تا ترمیم صورت بگیرد چرا که احمدی نژاد عامل بیماری دستۀ اول شناخته می شود،
در نتیجه آقای خامنه ای به مهره های وفادار با چهره های محبوب تر در نزد یاران خود
و نزد آقای هاشمی گرایش پیدا می کنند که در میان چهره های راست اصولگرا آقایان
ضرغامی و لاریجانی مقبولیت بیشتری دارند که مشخص کردن دقیق یکی از آنها را فضا
خرداد 88 مشخص می کند.
3. حالت سوم: جنگ خاتمی
و احمدی نژاد
حالت سوم با
این پیش فرض بوجود می آید که آقای خامنه ای با یاران سنتی خود کنار بیاید اما
نتواند آقای هاشمی را به دلیل این که به عقبۀ خود یعنی کارگزاران به نوعی وابسته است
با آوردن ضرغامی یا لاریجانی راضی کند. همان طور که ذکر شد یاران آقای خامنه ای
اصلاح طلبان را کنار زده و به نوعی آنها را با دستۀ چهارم یعنی اپوزسیون در یک
اردوگاه قرار داده اند، با این پیش فرض یاران هاشمی و اصلاح طلبان و دستۀ چهارم در
یک طرف قرار می گیرند و آقای خامنه ای و یارانش در طرف دیگر در نتیجه اتحاد
نانوشتۀ آن سه دسته آنها را به سمتی سوق می دهد که کاندیدایی را حمایت کنند که هم
از فیلتر شورای نگهبان بگذرد و هم مقبولیت مردمی تا اینکه جلوی خطر قدرت انحصاری
را بگیرند و در بازی قدرت همواره نقش ایفا کنند در حال حاضر تنها گزینه ای که می
تواند این ویژگی ها را به نظر ایشان داشته باشد آقای خاتمی است که هر سه دسته
اجماع بدون شرطی روی شخص آقای خاتمی دارند. اما آمدن آقای خاتمی، راس قدرت را برای
اینکه مرکزیت خود را داشته باشد مجبور می کند که نارضایتی یاران سنتی خود را
نادیده بگیرد و به بالفعل ترین و گوش به فرمان ترین مهرۀ خود که یارای مقابله با
مقبولیت مردمی آقای خاتمی را دارد، تکیه بزند و آن محمود احمدی نژاد است. که در
این حالت معرفی خاتمی به نوعی شمشیر را از رو بستن برای کانون قدرت است و محمود
احمدی نژاد جان نثار راس قدرت است که تقابل این دو نیروی بالقوه با توجه به اشخاصی
که در این صحنه بازی می کنند میدان نبرد برای آزادی خواهی و استبداد مطلقه است که
اگر قواعد نبرد جوانمردانه رعایت شود قطعا پیروزی از آن آزادی خواهان است چرا که
همیشه استبداد منفور بوده و استقبال مردمی را ندارد در حالی که در جبهۀ آزادی
خواهان مردم هم همراهی می کنند.
4. حالت چهارم: تحریم
انتخابات دهم و بوجود آوردن قدرت مطلقۀ استبدادی و گامی به سوی انقلاب
در این حالت
که بدبینانه ترین و بدترین حالت که ممکن است به وجود آید این است که کام شیرین
قدرت مطلقه آن چنان آقای خامنه ای را شی ء گشتۀ خود ساخته باشد که کلا اشخاص را به
دو دسته تقسیم کند. بدین معنی که هر که با ما نیست دشمن ماست. به این ترتیب ایشان
در صدد رفع کدورت ها و حل بحران های دوگانه بر نیایند در نتیجه برای ایشان بهترین
گزینه ها غلامان خانزاد و چاکران جان نثار است که اگر تا چند ماه آینده محمود
احمدی نژاد با توجه به مشکلات اجرایی که به وجود آورده است جان نثاری خود را ثابت
نکند قطعا یکی از غلامان خانزاد جای وی را خواهد گرفت. در طرف دیگر اگر آقای خاتمی
حاضر به آمدن نشود و طیف آقای هاشمی با اصلاح طلبان به جمع بندی در ارتباط با شخصی
که خصوصیات آقای خاتمی را داشته باشد نرسند یا اجماع در شخصی داشته باشند که قادر
به عبور از بازوهای اجرایی آقای خامنه ای نباشد قطعا به سمت قهر سیاسی و تحریم
انتخابات سوق داده می شوند که این حالت بغرنج که کمک به ایجاد استبداد مطلقه می
کند به سود دستۀ چهارم و مخالفین نظام است که تفکرات انقلابی و براندازانه دارند
چرا که همان طور که تاریخ نشان داده است ایجاد استبدادهای مطلقه باعث سرریز مردم
به خیابان ها و بروز انقلاب ها شده است.
در پایان
اگر تمامی مهره ها و اشخاص تاثیر گذار در هرم قدرت طبق قاعدۀ بازی نقش خود را ایفا
کنند این طور به نظر می آید که مناسب ترین شخص برای نجات نظام و کشور که می تواند
تمامی اشخاص درگیر در بازی را راضی نگه دارد آقای روحانی است اما به اعتقاد
نگارنده که معتقد به اصلاحات در یک پروسۀ زمانی است گزینۀ آقای خاتمی تنها گزینه
است که روند اصلاحات را تسریع می بخشد.
محمد
علی تارخ


روزنامه کیهان با درج مطلبی در ستون «یادداشت روز» خود، به نقش نیروهای بسیج در انتخابات سوم تیرماه 84 اعتراف کرد. این مطلب که تحت عنوان «آسيبهاي روابط راس – بدنه در جريان اصولگرايي» در کیهان 29 مردادماه به چاپ رسیده است، عنوان می کند: « مجموعه اي از «راي سازان» و فعالان سياسي وجود دارند كه نقش اصلي در شكل گيري پديده مبارك سوم تير داشته اند. اين مجموعه هنوز هم به همان نيرومندي سابق و بلكه با نشاط تر از قبل در صحنه حضور دارد و در هر آوردگاهي در آينده نقشي كليدي بر عهده خواهد داشت. بي آنكه قصدي براي محدود ساختن اين مجموعه در طيفي خاص در ميان باشد، صرفا به عنوان يك آدرس، مي شود اينگونه فرض كرد كه تشكل هايي چون بسيج دانشجويي، بسيج طلاب، بسيج اساتيد و حوزه هاي شهري و روستايي مقاومت بسيج جزو اصلي ترين اركان مجموعه راي ساز در سوم تير 84 بودند.»
اعتراف کیهان به نقش نیروهای بسیج در رای سازی انتخابات 3 تیر در حالی صورت می گیرد که پیشتر از این بسیاری از شخصیت ها و رسانه های منتقد و حتی تعدادی از رسانه های درون حاکمیت نیز به این مطلب اشاره کرده بودند. معروف ترین اعتراضات به دخالت نیروهای بسیج در انتخابات به نامه ای برمی گردد که «مهدی کروبی» پس از پایان دور اول انتخابات ریاست جمهوری در 27 خرداد 84 به آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی نوشت و در آن صراحتا بسیج را به تقلبِ گسترده در انتخابات متهم کرد.
کیهان حتی اشاره کرده است که امکان دارد باز هم بسیج در روند انتخابات دخالت داشته باشد. یادداشت نویس کیهان چنین ادامه می دهد: « همه آنها كه در آن روزها ولو از دور دستي بر آتش داشتند مي دانند كه جوانان مومن و بسيجي بي آنكه هيچ اراده تشكيلاتي آنها را حمايت كند و صرفا با تكيه بر انگيزه هاي اعتقادي و سيراب از نيرويي كه بازگشت به آرمان هاي اصيل انقلاب در آنها بوجود آورده بود، به پا خاستند و چون خويش را مامور به اداي تكليفي مي دانستند خستگي ناپذير و مشتاق تا روستاهاي دورافتاده هم رفتند مگر پيام تحولي كه در راه بود را به گوش همه مشتاقان برسانند. آيا آن اتفاق مجددا تكرار شدني است؟ حتما بلي، به شرط آنكه صداهاي ناجور از دل اردوگاه سوم تيردر آن اراده ها تزلزلي به وجود نياورد و جوانان مومن بتوانند همچنان مطمئن باشند كه پايمردي منتخبانشان بر آرمان هاي انقلاب اسلامي بدون ذره اي تغيير به قوت پيشين باقي مانده است.» کیهان در حالی عنوان می کند که هیچ اراده ای پشت جریان رای سازی نبوده است که بسیج کاملا به سپاه پاسداران وابسته است و فرماندهان آن توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشخص می شوند و زیر نظر این نهاد نیز فعالیت می کنند.
این اولین بار است که یک رسانه ی حکومتی به دخالت نیروهای نظامی در انتخابات اذعان می کند و با بی شرمی هر چه تمام تر از تکرار این دخالت ها نیز صحبت به میان می آورد.
روزنامه ی کیهان نماینده ی طیفی توتالیتر درون حاکمیت جمهوری اسلامی است که با وجود در اختیار داشتن ابزاری نظیر شورای نگهبان، همچنان دخالت نیروهای بسیج را طلب می کند تا پیروزی شان در انتخابات ریاست جمهوری دهم قطعی شود.
مجموعة نيروهاي اصولگرا در قائن پس از قريب 5 ماه كشمكش و درگيري، هنوز بر سر يك فرد براي به عهدهگيري سمت رياست دانشگاه آزاد قائن به توافق نرسيدهاند.
[كميتة دانشجويي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي]
بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق در نامه يي سرگشاده به رئيس جمهور پيرامون اظهارات اخير برخي مقامات دولت نهم درباره برقراري رابطه با امريکا اظهارنظر کرد و «هشدار» داد که هرگز اجازه نمي دهد هيچ کس از خط قرمزهاي انقلاب عبور کند.به گزارش شهاب نيوز، بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق در ابتداي اين بيانيه خطاب به احمدي نژاد با اشاره به آنچه از آن به عنوان «استماع مکرر سخنان تاسف بار برخي مقامات دولت نهم در رابطه با شروع مذاکرات با ايالات متحده امريکا» ياد شده، اين موضوع را عامل مکدر شدن خاطر دغدغه مندان انقلاب اسلامي دانسته اند.در بخشي از اين بيانيه آمده است؛ اگرچه دولت اسلامي براي فرزندان خميني عزيز است اما انقلاب اسلامي صدها برابر عزيزتر است؛ جنبش دانشجويي مسلمان با هيچ کس پيمان اخوت ندارد و هرجا در هر نقطه يي که احساس کند کساني قصد عبور از خط قرمزهاي نظام را دارند به شدت با ايشان برخورد خواهد کرد.
[اعتماد – 13 مرداد 87]
«سيوان فرخزادي» از دانشجويان دانشگاه تربيت معلم به طور غيابي به دو ترم تعليق و محروميت از تحصيل محکوم شد. [...] در اين حکم به نقش وي در تجمع هاي دانشگاه تربيت معلم اشاره شده است.
[اعتماد – 13 مرداد 87]
در حالي که همه بازداشت شدگان مشهد آزاد شده اند، «فرزاد حسن زاده» و «محمد زراعتي» دو فعال دانشجويي دانشگاه فردوسي کماکان در بازداشت به سر مي برند.اين دو فعال دانشجويي در روزهاي 7 و 9 تير با وجود آنکه در هيچ تجمعي شرکت نکرده بودند، دستگير شدند. همچنين بازجويي هاي اين دو دانشجو به گفته مقامات مسوول 25 روز قبل به پايان رسيد.
[اعتماد – 14 مرداد 87]
«علي عزيزي» عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت(طيف علامه) به سه سال حبس تعزيري محکوم شد.[...] وکيل عزيزي درباره اتهام هاي اين فعال دانشجويي گفت؛ «شعبه 28 دادگاه انقلاب، علي عزيزي را به سبب اقدام عليه امنيت ملي از طريق شرکت در تجمعات روز دانشجوي سال 85 در دانشگاه تهران و 30 مهر 86 در دانشگاه اميرکبير به دو سال حبس تعزيري محکوم کرده است. همچنين وي به سبب تبليغ عليه نظام از طريق مصاحبه با رسانه هاي مختلف به يک سال حبس تعزيري محکوم شده که در مجموع سه سال حبس تعزيري براي عزيزي صادر شد.» [...]
[اعتماد – 14 مرداد 87]
رايزن علمي و سرپرست دانشجويان ايراني در جنوب شرق آسيا گفت؛ خانواده ها براي تحصيل در مقطع کارشناسي، فرزندان خود را به خارج از کشور نفرستند زيرا صدمات جبران ناپذير و غيرقابل پيشگيري به دنبال دارد. [...]
[اعتماد – 14 مرداد 87]
دکتر محمدتقي احمدي استاد دانشگاه تربيت مدرس درباره چاپ يک گزارش در روزنامه اعتماد توضيحي را به اين شرح اعلام کرد؛ با سلام، احتراماً اينجانب دکتر محمدتقي احمدي استاد دانشگاه تربيت مدرس نسبت به درج خبر مربوط به شخص خود مندرج در صفحه اول روزنامه اعتماد مورخ روز پنجشنبه 3 مردادماه 87 درباره ممنوعيت تدريس به شدت اعتراض دارم. اين خبر کذب محض بوده و نشر آن در يک روزنامه وزين آن هم در صفحه اول بدون تحقيق و بررسي از سوي سردبير بسيار عجيب و دور از انتظار من است. از آنجا که چنين مشکلي هيچ گاه برايم پيش نيامده و اصولاً دليلي براي آن وجود ندارد [...].
[اعتماد – 14 مرداد 87]
يک حقوقدان با بيان اينکه «علم مادام العمر است و بازنشستگي ندارد»، گفت؛ «استاد هرچه ورزيده تر و سابقه اش بيشتر شود، بهتر مي تواند به جامعه خدمت کند.» دکتر محمود آخوندي درباره تاثيرات بازنشستگي استادان برجسته از دانشگاه بر تربيت دانشجويان اين رشته و وکلاي دادگستري در گفت وگو با ايسنا اظهار کرد؛ «در فهرست بازنشستگان دانشگاه تهران، استادان صاحب نام و نام آور و چهره هاي درخشان عالم علم و دانش وجود دارد، اينها را بازنشسته مي کنيم، جانشين آنها را از کجا تامين مي کنيم؟ کدام فردي در کشور ما مي تواند ادعا کند که جانشين «ناصر کاتوزيان» مي شود؟ او بايد بماند، هنوز اين توان را دارد که از آن استفاده کند و براي خود جانشين تربيت کند.» وي گفت؛ «حضور و فعاليت نسل جوان لازم است تا مانند کاتوزيان ها، الماسي ها و آشوري ها را زياد داشته باشيم؛ اينها مربوط به نسل هاي گذشته هستند و در بين جوان نسل امروزي فردي که اين شايستگي ها را داشته باشد، هنوز ظاهر نشده است؛ زماني اين حق را داريم که از حضور اين استادها استفاده نکنيم، که جايگزين هاي خوبي داشته باشيم.» آخوندي با تاکيد بر اينکه دانستن قاعده حقوقي و قواعد سنتي، قديمي و از رده خارج، انسان را حقوقدان نمي کند، افزود؛ «حقوقدان بايد فکر و انديشه نوآور داشته باشد، بدبختانه در حال حاضر طبقه جواني که در دانشگاه ها تدريس مي کنند، افکار و عقيده شان سنتي و مربوط به قرن هاي گذشته است و نوآوري ندارند.»
[...]آخوندي با بيان اينکه اين نوع عملکرد، افراد جامعه را نسبت به دانشگاه و علم بدبين مي کند، افزود؛ «وقتي «دکتر کاتوزيان» را در حالي که ميتواند مطلب بنويسد، بازنشسته کنيم، نسل جوان ديگر نمي خواهد دنبال کاتوزيان ها برود و نسبت به علم بدبين مي شود.» [...]
[اعتماد – 16 مرداد 87]
جمعي از فعالان دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي و انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير با انتشار دو بيانيه جداگانه به بازداشت فعالان دانشجويي اعتراض کردند و خواستار آزادي فوري همه دانشجويان زنداني شدند.در بيانيه دانشگاه آزاد [...] به گذشت يک ماه از دستگيري «مهدي خدايي» دبير سابق انجمن اسلامي دانشگاه آزاد واحد شهرري و «سلمان سيما» عضو سه دوره هيات موسس انجمن اسلامي در دانشگاه آزاد تهران جنوب [اشاره شده است] [...]
[اعتماد – 13 مرداد 87]
پس از بحث و جدل هاي فراوان برخي نمايندگان مجلس درباره تحقيق و تفحص از آموزش عالي، سرانجام روز گذشته رئيس کميسيون آموزش مجلس هفتم درباره دلايل رد گزارش هيات تحقيق و تفحص به اظهارنظر پرداخت. علي عباسپور [...] با اشاره به برخي ابهامات در گزارش، با انتقاد از اتلاف وقت اعضاي هيات در تنظيم و ارائه گزارش به کميسيون گفت؛ «گزارش تحقيق و تفحص از آموزش عالي بسيار دير و دو هفته مانده به پايان عمر مجلس هفتم به کميسيون آموزش و تحقيقات ارائه شد، آن هم در حالي که اين گزارش تصويب نهايي کميته تحقيق را هم نداشت.»
[...] علي عباسپور با اشاره به برخي از اين اشکالات و حواشي گفت؛ «به عنوان مثال تحقيق و تفحص از دانشگاه پيام نور از سال 84 به بعد صورت نگرفته بود، اين درحالي است که وضعيت اين دانشگاه و مشکلات مربوط به آن با توجه به گسترش اين دانشگاه از سال 84 به بعد اتفاق افتاده است.»
وي ادامه داد؛ «در مورد دانشگاه آزاد نيز در گزارش آمده بود، با توجه به اينکه در سال 84 مجلس 60 ميليارد تومان اعتبار براي وام شهريه به صندوق رفاه اختصاص داده است و از اين مبلغ 35 ميليارد تومان به دانشگاه آزاد مربوط مي شده است، آنچه توسط دانشگاه آزاد به اين امر اختصاص يافته در صورت در نظر گرفتن سال هاي 84 و 85 تنها 11 ميليارد تومان بوده است، بنابراين در گزارش تحقيق و تفحص نبود 23 ميليارد تومان باقيمانده به عنوان ابهامي در عملکرد دانشگاه آزاد ذکر شده بود.» نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در تشريح اشتباه هيات تحقيق در اين باره ادامه داد؛ «اين در حالي است که در سال 84 قرار بود 35 ميليارد تومان از طريق چهار بانک در اختيار دانشگاه آزاد قرار داده شود که بانک ها از اين کار امتناع کردند و اصلاً اعتباري به صندوق رفاه دانشجويان اختصاص نيافت و مبلغي که دانشگاه آزاد توانسته بود به وام شهريه اختصاص دهد، از درآمدهاي خودش بوده، بدين ترتيب اين بخش از گزارش غلط بوده است.»
اشاره موردي عباسپور به موضوع دانشگاه آزاد در گزارش تحقيق و تفحص در حالي است که در چند ماه پاياني مجلس هفتم، موضوع تحقيق و تفحص و اختلاف و دعواي رئيس هيات با مسوولان دانشگاه آزاد به يکي از جنجالي ترين مسائل حاشيه يي حوزه آموزش عالي که آميخته با سياست به نظر مي رسيد بدل شده بود. انتشار بخش هايي از گزارش از سوي علي زاکاني - رئيس کميته تحقيق و تفحص - بدون تصويب گزارش در شورا و جوابيه هاي دانشگاه آزاد و اظهارنظرهاي برخي از افراد خارج از مجلس درباره وجود تخلفات گسترده در اين دانشگاه و طرح گسترده رسانه يي موضوع از طرف برخي روزنامه هاي نزديک به دولت، شائبه اختلاف نظر سياسي برخي از اعضاي کميته با مديران ارشد دانشگاه آزاد را در جريان پرونده گزارش هيات تحقيق وتفحص از آموزش عالي تقويت مي کرد. رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات دوره هاي هفتم و هشتم مجلس شوراي اسلامي نيز در گفت وگوي روز گذشته خود با اشاره کلي به اين موضوع «وجود موضع گيري هايي در گزارش کميته تحقيق و تفحص» را دليل ديگري براي لزوم بررسي دقيق و جدي آن از سوي کميسيون عنوان کرد. عباسپور درباره مسائل فرهنگي دانشگاه ها و مشکلات مربوط به آن نيز که در گزارش به مواردي از آن اشاره شده بود، گفت؛ «در اين مورد نيز نظر برخي اعضاي کميته متفاوت بود و نياز به وقت مبسوط جهت بررسي و تبادل نظر در اين باره وجود داشت.» [...] رئيس کميسيون آموزش مجلس با جمع بندي اين موارد، تاييد گزارش در يک جلسه کميسيون را امري محال توصيف کرد و تشخيص اينکه «گزارش براي ارائه به صحن علني آماده نيست» را موضوعي طبيعي دانست.
[اعتماد – 16 مرداد 87]
ادامه نشست مطبوعاتي [سخنگوي قوه قضائيه] به سمت مسائل مربوط به دانشجويان بازداشتي سوق داده شد تا جمشيدي درخصوص اين بازداشت ها توضيحاتي را ارائه کند. وي گفت در قانون جديد ديوان عدالت پيش بيني شده مسائل انضباطي دانشگاه ها در کميته هاي انضباطي رسيدگي شود که اين امر منوط به تصويب در شوراي انقلاب فرهنگي است که در صورت تصويب مراجع قضايي طي مسائل انضباطي دانشگاه ها دخالتي نخواهد داشت، اما جرائم را قوه قضائيه رسيدگي مي کند.
[اعتماد – 16 مرداد 87]
ايران از دانشگاه الازهر مصر براي تاسيس شعبه در ايران به صورت رسمي دعوت کرد. [...]
[اعتماد – 19 مرداد 87]
در روزهايي که تعطيلات تابستاني دانشگاه هاي کشور کم کم رو به پايان است، تعداد دانشجويان بازداشتي به سرعت افزايش مي يابد. در حالي که هنوز وضعيت دانشجوياني که در اواسط تيرماه دستگير شده اند، نامشخص است، از زنجان خبر مي رسد سه دانشجو به تازگي بازداشت شده اند. همچنين «بهرام واحدي» دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان نيز ظهر چهارشنبه گذشته در منزلش در تبريز بازداشت شد. اين موضوع در کنار برخي محدوديت هاي فضاي دانشگاه هاي کشور همچون محروميت از تحصيل دانشجويان در مقاطع بالاتر از ليسانس و برخورد با نهادهاي دانشجويي، سال تحصيلي جديد را با بيانيه هاي اعتراضي تشکل هاي مختلف روبه رو کرده است. انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي روز پنجشنبه گذشته با انتشار بيانيه يي به بازداشت دانشجويان در شهرهاي مختلف و محروميت دانشجويان از حق تحصيل اعتراض کرد.اين انجمن با اشاره به دستگيري تعدادي از دانشجويان در تهران، تبريز، زنجان، مشهد، اصفهان، رشت و... آورده است؛ «در تهران دو عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت(طيف علامه) (بهاره هدايت و محمد هاشمي) در زندان همچنان منتظرند. مجيد اسدي دانشجوي دانشگاه علامه به همراه خدايي و سلمان سيما از فعالان دانشگاه آزاد هفته ها است در بازداشت هستند. همچنين خبر مي رسد در دانشگاه تربيت معلم احکام زيادي مبني بر منع موقت از تحصيل صادر شده است.» [...] در اين اطلاعيه آمده است؛ « [...] در سال 1385 همزمان با ثبت نام پذيرفته شدگان کارشناسي ارشد دانشگاه ها حدود 1700 نفر از فعالان دانشجويي پذيرفته شده با درج يک، دو و سه ستاره در کنار اسامي شان مواجه شدند و در نهايت نيز 17 نفر از آنها که سه ستاره داشتند به رغم قبولي نهايي در دانشگاه ها نتوانستند ثبت نام نمايند. خوشبختانه اين اقدام با انتقادات فراوان روبه رو گشت و حتي ديوان عدالت اداري نيز راي به بازگشت آنها به دانشگاه داد، هرچند اين راي هيچ گاه اجرايي نشد، با توجه به اين اعتراضات در سال 1386 روش ديگري در پيش گرفته شد و از ارائه کارنامه به برخي فعالان دانشجويي خودداري شد و در نهايت نيز اين دانشجويان هيچ گاه نتوانستند کارنامه خود را دريافت نمايند. متاسفانه اين اتفاق در سال جاري نيز به وقوع پيوست و نکته تاثر آور اينکه برخي از دانشجوياني که در دو سال گذشته نيز نتوانسته بودند به تحصيل ادامه دهند امسال نيز نتوانسته اند کارنامه خود را دريافت نمايند و به نظر مي رسد اين دانشجويان به محروميتي هميشگي دچار شده اند. هرچند برخي از اين دانشجويان اکنون شکايتي را در ديوان عدالت اداري ثبت نموده اند اما وضعيت ادامه تحصيل آنها همچنان در هاله يي از ابهام است و نکته مهم آنکه سازمان سنجش در توجيه عدم ارائه کارنامه به اين دانشجويان به صراحت از نداشتن صلاحيت عمومي سخن مي گويد و اين درحالي است که هيچ کدام از اين دانشجويان در دادگاهي صالحه به محروميت از تحصيل محکوم نگشته اند.» دفتر تحکيم(طيف علامه) درباره مصاديق ديگر محدوديت از تحصيل توضيح داد؛ «اين روند تنها معطوف به تحصيل در مقاله بالاتر نمي باشد و صدور انواع گوناگون احکام کميته انضباطي از ديگر مصاديق محروميت از تحصيل مي باشد. احضار و همچنين صدور بيش از 800 حکم کميته انضباطي براي فعالان دانشجويي در کنار بيش از 4000حکم کميته انضباطي که به دليل نحوه پوشش و مسائل ديگر از نمونه هاي بارز محروميت از تحصيل است. احکامي که گاه شامل محروميت از چهار ترم تحصيلي به دليل سخنان انتقادي است. سهميه بندي جنسيتي نيز از ديگر اقدام ها در اين رابطه است.»
[اعتماد – 19 مرداد 87]
شاخه جوانان و دانشجویان جبهه مشاركت ایران اسلامی اردوی سراسری خود را به مدت دو روز از 31 مرداد تا اول شهریور در اصفهان برگزار میكند. این اردو با عنوان «با هم برای فردا» و با حضور اعضای شاخههای جوانان و دانشجویان جبهه مشاركت در سراسر كشور برگزار میشود. در افتتاحیه این اردو محسن میردامادی دبیركل جبهه مشاركت به ایراد سخن خواهد پرداخت و پس از آن اعضای شاخههای جوانان و دانشجویان درباره مسائل تشكیلاتی و انتخابات ریاستجمهوری به بحث و تبادل نظر میپردازند.
[كارگزاران – 13 مرداد 87]
با برگزاری انتخابات محمدعباس ظریفی، مصطفی قاسمیپور، علی جوادی، مجید مجیدی، مصطفی دهقان، حسین شاهمرادی، زینب جلوانی، نجمه محمدی و الهام آقایی به عنوان اعضای اصلی و حسین پور غریبشاهی، ابوالفضل حسینی و زهرا كاظمیمقدم به عنوان اعضای علیالبدل شورای مركزی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان انتخاب شدند. همچنین پژمان شیخالاسلام و محسن منصوری برای عضویت در هیات عالی نظارت كه متشكل از پنج نفر، شامل نماینده هیات موسس اتحادیه، دو نفر منتخب كنگره و دو نفر منتخب مجمع نمایندگان است، انتخاب شدند.
[كارگزاران – 14 مرداد 87]
محمدیان رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها با تاكید بر اینكه دفاتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای مختلف رقیب هیچ تشكلی نیستند، گفت: به شهادت بسیاری از افراد صاحبنظر در هر دو جناح كشور، نهاد موضع بیطرفی خود را بسیار خوب حفظ كرده و تمام تلاشش برای پیگیری منویات و مطالبات مقام معظم رهبری و اصول انقلاب است. محمدیان اضافه كرد: قبل و بعد از انقلاب اسلامی عدهای به شدت با جمهوری اسلامی مخالف بودند. این عده در داخل اصول و مبانی را قبول ندارند، ولی از آنجا كه به صراحت عدمالتزام خود را به انقلاب اعلام میكنند، با آنها زیاد مشكل نداریم. وی افزود: گروه دیگر عدهای هستند كه ما را قبول ندارند ولی به عنوان نفوذی و به خاطر مطامع دنیوی و رسیدن به نام و عنوان و از همه مهمتر برای از هم پاشیدن انقلاب دارند گروه خودی میشوند كه باید مراقب این گروه بود. محمدیان در ادامه گفت: هنگامی كه اعضای انجمن اسلامی به خدمت امام (ره) رسیدند امام میدانستند در آن زمان رقیبی برای آنها در دانشگاه نیست. ایشان با همان تیزبینیشان خطاب به این اعضا فرمودند كه دیوارهای انجمن شما نازك نشود تا بتوانند در مجموعه شما نفوذ كنند. در آن دوران اعضای انجمن به این موضوع واقف بودند ولی بعدها نفوذیها وارد شدند و آنها از اساسنامه و مرامنامهشان دور شدند.
[كارگزاران – 14 مرداد 87]
شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت (طیف علامه) [...] در ادامه بیانیه خود تلاش برای جدا كردن محمد هاشمی و بهاره هدایت دو عضو بازداشتشده تحكیم را از كلیت این اتحادیه امری دانستهاند كه در گذشته در مورد اصلاحطلبان و تقسیمبندی آنها به تندرو و معتدل جهت ایجاد انشقاق در آنها انجام پذیرفت و اكنون بار دیگر در حال تكرار است. [...]
[كارگزاران – 15 مرداد 87]
[...] 120 نفر از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد با صدور اطلاعیهای به تداوم بازداشت سلمان سیما و مهدی خدایی دو دانشجوی دانشگاههای تهران و شهرری دانشگاه آزاد انتقاد كردند.
[كارگزاران – 16 مرداد 87]
امین آریا، محمد شریفی، فاروق معروفی، امیر سالاری، عباس رشیدی، مصلح فتاحپور و خانم صداقتی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم هستند كه تاكنون از حكم دو ترم محرومیت از تحصیل خود با خبر گشتهاند. تاكنون بیش از 40 نفر از دانشجویان این دانشگاه نیز به كمیته انضباطی در وسط تابستان فراخوانده شدهاند. برگههای احضاریه آنها به درب منزل آنها فرستاده شده است و از آنها خواسته شده است در وسط تابستان در كمیته انضباطی حاضر شوند.
[كارگزاران – 17 مرداد 87]
دادستان عمومی و انقلاب زنجان با اشاره به حادثه دانشگاه زنجان، از آزادی متهمان این پرونده خبر داد و گفت: یك دانشجو در جریان تحصن دانشگاه زنجان در بازداشت به سر میبرد. جعفر گلمحمدی به ایسنا گفت: طبق اظهارات دو متهم صیغه محرمیت جاری شده بود.
[كارگزاران – 17 مرداد 87]
مركزيت فرقه صهيونيستي بهائيان در اسرائيل با ارسال نامه اي به شيرين عبادي، از اقدامات وي در برگزاري كنفرانس مطبوعاتي «حق آموزش و پرورش» و نيز مفاد بيانيه پاياني كنفرانس مزبور تقدير كرد و آن را نشان از حسن نيت(!)، صداقت(!) و شجاعت شيرين عبادي و همكارانش دانست!
گفتني است شيرين عبادي كه اقدامات مشكوك خود را در پوشش محفلي موسوم به كانون مدافعان حقوق بشر دنبال مي كند، مهر ماه گذشته از فردي به نام «پرهام اقدسي» به عنوان نماينده دانشجويان بهايي محروم از ورود به دانشگاه براي شركت در كنفرانس موسوم به «حق آموزش و پرورش» دعوت به عمل آورده و در بيانيه پاياني كنفرانس نيز خواستار به رسميت شناختن حقوق جامعه بهائي(!) شده بود. [...]
[كيهان – 13 مرداد 87]
فرمانده كل سپاه با اشاره به تغييرات ساختاري صورت گرفته درباره سرنوشت بخش هاي مختلف بسيج از جمله بسيج دانشجويي اظهار كرد: نگاه جديد سپاه به اقشار مختلف اين است كه سپاه، بسيج دانشجويي را تشكيلات وابسته به سپاه صرفا از بعد نظامي نمي داند، بلكه بسيج و به خصوص اقشار مختلف آن مثل بسيج دانشجويي نوعي ارتباط سازماني و تعريف شده با سپاه دارند.
وي افزود: بسيج دانشجويي در انجام فعاليت هاي خود در دانشگاه ها آزادي بيشتري نسبت به گذشته دارد و آن كه امروز تصويب شده، عمل به نيمه مستقل آن است. ضرورتي ندارد كه اقشار مختلف بسيج در فعاليت هاي خود لزوما با سپاه هماهنگ عمل كنند و اين تغييرات، آزادي عمل بيشتري به آنها مي دهد.
[كيهان – 15 مرداد 87]
[...] مديركل سياسي وزارت كشور هم با تاكيد بر ضرورت بهينه سازي فضاي سياسي تصريح كرد: كشور در شرايط فعلي نيازمند طرح تحول سياسي است. محمود عباس زاده مشگيني [...] تصريح كرد: طرح تحول سياسي مي تواند براي احزاب و گروههاي سياسي، انتخابات ها، آموزش مديريت سياسي، نخبه پروري سياسي و پويايي سياسي دانشگاه ها را در بر گيرد و با نظام مند سازي عرصه سياسي كشور با افزايش مشاركت سياسي جمعي موجب نشاط سياسي شود. [...]
[كيهان – 15 مرداد 87]
«استراتژي وحدت براي خاتمي از سوي كساني مطرح مي شود كه در زمان رياست جمهوري وي، پروژه عبور از خاتمي را مطرح كردند و امروز او را منجي مي دانند!»
مهدي مازني عضو شوراي مركزي شاخه دانشجويي حزب اعتماد ملي ضمن اعلام اين مطلب گفت:«مهدي كروبي بعد از پايان انتخابات نهم حزب اعتماد ملي را بنيان نهاد تا مشي و منش اصلي اش را فارغ از هياهوي اصلاح طلبان دنبال كند و اصلاحات را احياء انديشه امام و نه تقابل با آن بداند.» [...]
[كيهان – 15 مرداد 87]
چكيدة اخبار دانشجويي روزنامههاي اعتماد، كيهان و كارگزاران
8 تا 12 مرداد 87
انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده مهندسي نفت آبادان (دانشگاه صنعت نفت) با صدور بيانيه يي به بازداشت دانشجويان اعتراض کرد.[...] در همين حال «مجتبي باستاني» دانشجوي سابق دانشگاه علوم اقتصادي هفته گذشته پس از سپري شدن دو ماه از بازداشتش با خانواده خود تماس گرفت[...] گفتني است دادگاه انقلاب تاکنون اتهامات اين فعال دانشجويي را اعلام نکرده است
[اعتماد – 8 مرداد 87]
سه عضو هيات تحريريه نشريه دانشجويي نوبهار از دانشگاه آزاد اسلامي واحد بجنورد اخراج شدند. يکي از اعضاي هيات تحريريه نشريه «نوبهار» در اين زمينه به ادوارنيوز گفت؛ صاحب امتياز و مديرمسوول و سردبير نشريه دانشجويي «نوبهار»، بدون هيچ گونه بررسي و اجماعي در کميته نظارت بر نشريات و حتي کميته انضباطي و به رغم مخالفت هاي استادان و دانشجويان، به دستور شفاهي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد بجنورد به مدت نامشخصي از تحصيل محروم شدند و از ورود آنها به جلسه امتحانات ترم گذشته جلوگيري شد.
[اعتماد – 8 مرداد 87]
مسعود حيدري مديرعامل سابق ايلنا [...] به پرداخت 15 ميليون ريال جزاي نقدي بدل از سه ماه و يک روز حبس و 10 ضربه شلاق براي افترا و تحمل سه ماه و يک روز حبس تعزيري براي نشر اکاذيب محکوم شد. اين حکم بر اساس شکايت وزارت کار و امور اجتماعي، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، دانشگاه صنعتي اميرکبير و يک دانشجوي دانشگاه اميرکبير صادر شده است.محمد شريف وکيل حيدري [...] به شکايت رئيس دانشگاه اميرکبير اشاره کرد و گفت؛ دعواي مطروحه از سوي رئيس دانشگاه اميرکبير مرتبط با شخص حقيقي رئيس دانشگاه بود، در حالي که تحت عنوان نام دانشگاه اميرکبير مطرح شد. ايرادات ديگري نيز بود که با کمال تاسف به رغم صراحت و روشن بودن دادگاه به آنها توجه نکرد و اينجانب نمي دانم آيا دادگاه تجديدنظر به اين ايرادات توجه خواهد کرد يا خير؟
[اعتماد – 8 مرداد 87]
روز گذشته خبرگزاري فارس به نقل از يک منبع آگاه، خبر عجيبي درباره حضور «زننده» تعدادي از دانشجويان دوره بيرمنگام واحد بين الملل دانشگاه صنعتي اميرکبير در مهماني هاي شبانه منتشر کرد و با تنظيم مفصل خبر و استفاده از عکسي غيرواضح، شديداً به انتقاد از آنچه «وضع فرهنگي بسيار نامناسب» دانشجويان اين دوره ها در انگليس پرداخت.
بلافاصله پس از انتشار اين خبر دانشگاه اميرکبير در واکنشي رسانه يي با ارسال توضيحي به فارس، اصل خبر و تيتر آن را تکذيب و اعلام کرد؛ «دانشجويان ما حضور يا تجمعي در محيط هاي نامناسب خارج از کشور نداشته اند.» دانشگاه اميرکبير در ادامه توضيح خود با اعتراض به آنچه از آن به عنوان تجاوز به حريم خصوصي افراد ياد کرده، آورده است؛ «براساس اصول قانوني و شرعي دستگاه هاي مختلف اجازه کنکاش در حريم هاي خصوصي افراد را داخل کشور ندارند چه رسد به جمعي که در خارج از کشور و در يک دانشگاه بيگانه مشغول به تحصيل هستند.براساس ابلاغيه وزارت علوم، پذيرش دانشجويان بين المللي، اين دانشگاه جذب دانشجو در سطح کارشناسي را به مناطق آزاد منتقل کرده است.» از سوي ديگر رئيس دانشگاه اميرکبير هم در گفت وگويي با اين خبرگزاري، با لحني که توجيه گر به نظر مي رسيد، توضيح داد؛ «وقتي دانشجو به دانشگاه بيرمنگام منتقل شد دانشجوي آنجا هستند نه دانشجوي اميرکبير که بخواهيم مسائل خاصي را مدنظر قرار دهيم. وقتي دانشجويان خارج از کشور مي روند تقريباً تحت نظارت و کنترل ما نيستند.»
عليرضا رهايي با اذعان به اينکه «برخي اخبار از وضعيت فرهنگي نامناسب اين دانشجويان در انگليس حکايت دارد» در پاسخ به اين سوال که «آيا اطلاعي در اين زمينه داريد و پيگيري مي کنيد؟»، گفت؛ « در کليات اين افراد به طور رسمي دانشجوي ما نيستند چون اينها دانشجوي اميرکبير محسوب نمي شوند، در حقيقت دانشجوي يک دانشگاه ديگر محسوب مي شوند و ما در قالب يک قرارداد مشترک، دوره يي مشترک برگزار مي کنيم که بخشي از دروس را در ايران ارائه مي کنيم لذا وقتي دانشجو به دانشگاه بيرمنگام منتقل شد دانشجوي آنجا هستند نه دانشجوي اميرکبير که بخواهيم مسائل خاصي را مدنظر قرار دهيم.»
[...] منبع بي نام و آگاه خبري فارس در خبر روز گذشته اين خبرگزاري گفته بود؛ «مسوولان وزارت علوم با برگزاري چنين دوره هايي آن هم در سطح ليسانس (نه تحصيلات تکميلي) موافق نيستند، اما دانشگاه ها به خاطر درآمد زايي و سود سرشار واگذاري چنين امتيازي، اقدام به پذيرش دانشجو کرده و هيچ نظارتي هم به رفتار دانشجويان شان در خارج کشور ندارند. متاسفانه انعقاد چنين قراردادهايي در ساير دانشگاه ها در حال افزايش است و به جاي ارتقاي سطح علمي و فرهنگي جنبه درآمدزايي بيشتر مدنظر قرار گرفته است.»
[اعتماد – 8 مرداد 87]
یكی از تشکلهای دانشجویی اصفهان كه زیرمجموعه جریان موسوم به «دانشجویان عدالتخواه» فعالیت میكند، در بیانیهای به شدت از مذاكرات ایران و آمریكا در ژنو انتقاد كرد. در بخشی از این بیانیه به بحث نظارت رهبری بر این مذاكرات پرداخته شده و آمده: «گفته میشود رهبری بر این مسئله نظارت دارند، سوال اینجاست که مگر رهبری در زمان دولت اصلاحات و تعلیق فعالیتهای هستهای ایران نظارت نداشتند؟ آیا سیره عملی امام و رهبری که - برپایه دیدگاه فقهی و دینی- تصمیمگیری بر اساس ظرفیت موجود در جامعه و استفاده از نظر کارشناسی است، هنوز درک نشده است؟ تصمیم به پایان جنگ به دلیل خالی بودن جبهه از نیرو و نظر کارشناسی فرماندهان سیاسی و نظامی جنگ بهرغم نظر امام به جنگ تا رفع فتنه از عالم را ندیدهاند؟ توصیه امام به زدن اولین ناو جنگی واردشونده به خلیج فارس و منوط کردن اجرای آن به نظر کارشناسی فرماندهان که به خاطر آن نیز لغو شد را ندیدهاند؟ چرا نمیخواهند که از خود هزینه کنند و سکوت و عافیتطلبی خویش را نشانه ولایتپذیری خویش اعلام میکنند و به جای فدایی ولایت شدن، ولی را سپر سلامت و عافیت خود مینمایند؟». در این اطلاعیه همچنین خطاب به مسوولان ایرانی و دیپلماتهای آمریكایی اعلام شده كه در صورت راهاندازی دفتر حافظ منافع آمریكا در تهران، «باید در انتظار وقوع انقلاب سوم و تسخیر مجدد لانه جاسوسی شیطان بزرگ توسط فرزندان نسل سوم انقلاب اسلامی باشید
[كارگزاران – 8 مرداد 87]
هفته گذشته ديوان عدالت اداري حکم انفصال رئيس دانشگاه علم و صنعت را صادر کرد که علت اصلي آن عدم اجراي راي صادره قبلي ديوان عدالت بود. [...] ديوان عدالت اداري به منظور رسيدگي به شکايات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به ماموران و ادارات و آيين نامه هاي دولتي خلاف قانون يا شرع يا خارج از اختيارات تصويب کننده زير نظر رياست قوه قضائيه تشکيل مي شود که دانشگاه ها نيز شامل آن مي شوند. [...]
متاسفانه مشکلات آموزشي و اقدامات غيرقانوني و تبعيض آميز صورت گرفته از سوي برخي مسوولان دانشگاهي که موجبات تضييع حقوق دانشجويان را فراهم مي آورد در دانشگاه هاي کشور رو به افزايش است و برخي مديران دانشگاهي متاسفانه اين نگرش و تلقي کاذب را در ذهن دانشجويان به وجود آورده اند که قانون همانا راي و سليقه آنهاست. اين برداشت ناصحيح از استقلال دانشگاه هاست چرا که اگر دانشگاهي بخواهد با تاسي به «استقلال» از حيطه قانون خارج شود، وظيفه وزارت علوم پيگيري و صيانت همه جانبه از قانون بدون مسامحه کاري است. اقدام دانشجوي پيگير در صيانت از حقوق دانشجويي در دانشگاه از طريق ديوان عدالت اداري، از نظري راهگشاي موثري براي تزلزل آن تلقين هاي کاذب در دانشگاه هاست و ديوان عدالت به عنوان گوشه يي از قوه قضائيه يک نظام اسلامي، اکنون جايگاه ويژه يي در ميان دانشجويان و شوراهاي صنفي پيگيري کننده حقوق دانشجويان پيدا کرده است.
بايد به افرادي که بر اقدامات ديوان عدالت اداري خرده مي گيرند اينگونه پاسخ داد که اگر اين دانشجوي پيگير و عدالت خواه با در بسته ديوان عدالت همانند دانشگاه و وزارت علوم مواجه و حق او ضايع مي شد، سرنوشت او چه مي شد؟ آيا اين مشکل ديوان عدالت است يا مساله دانشگاه ها و وزارت علوم؟ نبايد فراموش کرد وزارت علوم تنها مربوط به مسوولان دانشگاهي نيست بلکه مربوط به دانشجويان نيز هست و بايد اين اقدام ديوان عدالت را براي صيانت از حقوق دانشجويان به فال نيک گرفت و از آن استقبال کرد. [...]
هادي عسكري - دبير شوراهاي صنفي دانشگاه هاي سراسر کشور
[اعتماد – 12 مرداد 87]
[...] به گفته «امين احمديان» همسر [بهاره] هدايت به رغم صدور قرار قانوني و وعده مقامات قضايي مبني بر آزادي آنها، اين امر محقق نشده است. احمديان به ادوارنيوز گفت؛ «خانواده هاشمي و هدايت ساعت ها در برابر زندان منتظر آزادي فرزندان شان بودند اما در ساعت 2 نيمه شب چهارشنبه به خانواده ها اعلام شد هيچ دستوري مبني بر آزادي دو عضو دفتر تحکيم صادر نشده است[...]
« «سعيد حجاريان» [...] با اشاره به سالگرد 18 تير امسال عنوان کرد؛ «در آستانه 18 تير صداوسيما به يکباره کودتاي نوژه را علم کرد و برنامه 18 تير شد کودتاي نوژه و در خلال اين برنامه به طعنه گفتند انگار 18 تير يک عده دانشجو مي خواستند کودتا کنند که بشود کودتاي دوم. خيلي خنده دار است، چون دانشجو نمي تواند کودتا کند.» [...]ضياء نبوي از دانشجويان ستاره دار و محروم از تحصيل نيز به آمار دانشجوياني که در مقطع کارشناسي ارشد از تحصيل محروم شده اند، اشاره کرد و گفت؛ «تعداد دانشجويان ستاره دار در سال 85 ، 1700 نفر بود که در نهايت با پيگيري هايي که انجام شد تنها 15 نفر نتوانستند ادامه تحصيل بدهند. سال گذشته (86) به 50 نفر اصلاً کارنامه داده نشد. امسال هم مثل پارسال بوده و تقريباً همين تعداد موفق به دريافت کارنامه نشده اند.» [...]
[اعتماد – 12 مرداد 87]
[...] محمدمهدي زاهدي در مراسم افتتاحيه هفتمين اردوي آموزش سياسي دانشجويان دانشگاه هاي کشور ويژه برادران که در دانشگاه شهيد عباسپور برگزار شد، اظهار کرد؛ «تشکل هاي دانشجويي از يک خلاء تئوريک، عقيدتي و سياسي رنج مي برند و خود را در مضيقه قرار داده اند، شما بايد حتماً از اين لحاظ تقويت شويد، چرا که يک طرف مبارزه ما بحث هاي عقيدتي و سياسي است.»
زاهدي با تاکيد بر اينکه تشکل هاي دانشجويي بايد خلاء تئوريک خود را برطرف کنند، اظهار کرد؛ «يکي از دوستان مي گفت غروري که برخي تشکل هاي دانشجويي را فراگرفته مانع مي شود به مباحث اساسي بپردازند و احساس مي کنند از لحاظ تئوريک کاملاً خودکفا شده اند؛ ان شاءالله اين طور نيست اما بايد از لحاظ تئوري احساس نياز کنيم، البته براي رفع اين احساس نياز مي توانيم با مراجع علمي، سياسي و فرهنگي ارتباط برقرار کنيم.» وزير علوم همچنين با تاکيد بر اينکه تشکل هاي دانشجويي بايد با حوزه هاي علميه در تماس باشند و درس بگيرند، گفت؛ «شما بايد با افراد فرهيخته جامعه در تماس باشيد و مباحث مختلف را حتي به صورت گفتمان چالشي مطرح کنيد، مهم آن است که احساس نياز در شما دانشجويان بيدار شود.»
زاهدي با تاکيد بر اينکه تشکل هاي دانشجويي بايد قدرت تحليل مسائل سياسي ايران و جهان را داشته باشند، گفت؛ «تشکل هاي دانشجويي بهتر است پيله را از دور خود خارج کنند و به پروانه يي زيبا تبديل شوند تا جهان را ببينند؛ از اين رو در تحريم هاي سياسي خود را درگير مسائل کوچک نکنيم، اينکه جامعه اسلامي بگويد بسيج اين کار را کرد يا بسيج دانشجويي بگويد انجمن اسلامي اين کار را کار کرد يا انجمن اسلامي بگويد انجمن اسلامي مستقل اين کار را کرد، اين موارد را از خود دور کنيد و خود را درگير آن نکنيد؛ چرا که شما بايد احياگر تمدن اسلامي باشيد و براي ساير کشورها تمدن سازي کنيد.»
[...] در ادامه اين مراسم دبير سياسي جامعه اسلامي دانشجويان از وزير علوم پرسيد؛ «آنچه پس از گذشت سه سال از وزارت شما در وزارت علوم براي ما قابل شنيدن است ارائه گزارش از عملکردتان است. شما در ديدار با آيت الله مصباح يزدي گفته بوديد که پنج ساله مي خواهيد دانشگاه را اسلامي کنيد، از اين رو خواستاريم گوشه يي از برنامه هاي خود را در اين مورد ارائه کنيد.» زاهدي هم در پاسخ گفت؛ «بنده نگفتم پنج ساله مي خواهم دانشگاه را اسلامي کنم. کسي که اين حرف را بزند نمي داند چه گفته، در پنج سال مي توان بسترها را فراهم کرد، به شرطي که زيرساخت هاي لازم به صورت جامع در کشور ايجاد شده باشد. البته ما به دنبال چيزي فراتر از دانشگاه اسلامي هستيم. در پنج سال مي توان بستر دانشگاه اسلامي را فراهم کرد ولي نمي توان آن را در پنج سال ايجاد کرد.» وزير علوم تاکيد کرد؛ «اسلامي شدن بدان معنا نيست که به دخترها و پسرهاي دانشجو بگوييم چه بپوشند؛ بلکه بدان معناست که تفکر اسلامي و بازگشت و تمدن سازي و احياگري صورت بگيرد که اين موارد فراتر از ظاهر است و نياز به زيرساخت دارد.»
[اعتماد – 12 مرداد 87]
رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها گفت: اطلاعات نسل جوان نسبت به وقايع انقلاب كافي نيست. [...] حجت الاسلام محمد محمديان روز جمعه در جمع فعالان دانشجو كه به حسينيه جماران آمده بودند، افزود: اين نهاد به سمت تربيت نيروهاي تأثيرگذار در دانشگاه ها گام برداشته است تا نخبه پروري سياسي مدنظر مقام معظم رهبري تحقق يابد.
وي هر كدام از دانشجويان حاضر را عصاره فعالان سياسي و فرهنگي دانشگاه ها خواند و با اشاره به اهداف اردوي آموزشي و سياسي دانشجويان سراسر كشور اظهار داشت: ما سعي مي كنيم اين دانشجويان به عنوان يك مربي، منشأ تحولات و انتقال اطلاعات در محيط دانشگاه شوند.
[...] رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها در پايان گفت: نسل جوان و دانشجو محوري براي انتقال معارف ناب اسلامي و مباني انقلاب اسلامي است.
[كيهان – 12 مرداد 87]
[...] كامران باقري لنكراني در يازدهمين كنگره سراسري اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان كه در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد، اظهار داشت: اين مجموعه دانشجويي خيلي غريبانه شكل گرفت. يادآوري تشكيل اين نهاد شايد براي برخي كه در فضاي امروز دانشگاه ها تنفس مي كنند، غيرقابل تصور باشد. به وجود آوردن صداي ديگري در دانشگاه ها براي خيلي ها اتفاق بسيار ناميموني بود. سال 69 وقتي در دانشگاه علوم پزشكي تشكيل جامعه اسلامي دانشجويان اعلام عمومي شد هم جلوي برگزاري مراسم گرفته شد، در سالن قفل شد و هم يكي از برادران را مورد ضرب و شتم قرار دادند. ] آن روز[ كساني كه امروز مدعي آزادانديشي هستند قدرت را در دست داشتند و مانع حرف زدن ها مي شدند. [...]
[كيهان – 12 مرداد 87]
[...] انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف، شاهرود (این انجمن توسط مدیریت دانشگاه منحل اعلام شده است) در بیانیههای خود خواستار آزادی دانشجویان زندانی شدهاند. همچنین انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام در نشستی با حضور جمعی از دانشجویان به بحث پیرامون بازداشتهای اخیر دانشجویان پرداخت. در كنار اخبار این نشستهای انتقادی خبر آزادی اشكان آرشیان با تودیع قرار وثیقه 100 میلیون تومانی نیز منتشر شد. این در حالی بود كه همچنان محمد هاشمی و بهاره هدایت علیرغم صدور قرار قانونی در بازداشت به سر میبرند. همانگونه كه سلمان سیما، مهدی خدایی، مجید اسدی، پیام شكیبا، آرش رایجی، حسن جنیدی، ودود اسدی، سجاد رادمهر، آیدین خواجهای، فراز زهتابی، داریوش حاتمی، پیمان غلامی، علی عبداللهزاده، فرزاد حسنزاده و محمد زراعتی در بازداشت به سر میبرند.
[كارگزاران – 12 مرداد 87]
تاریخ یک علم پویا است و به دلیل علم بودنش تکرارپذیر است. چه بسیار کسانی آمدند و خدمات بزرگی برای حفظ حکومت های خود کردند اما نمی دانستند که تاریخ مصرفشان تنها برای مدت کوتاهی است. آموختن از تاریخ علم به آینده است.
هنگامی که دکتر مصدق دولت ملی را با پشتیبانی ملت، با قدرت در برابر یگانه سرور آن روز خلیج فارس به پیش می برد،با اینکه دکتر مصدق قول حفظ سلطنت را به شاه داده بود، شاه و دربار در برابر این قدرت عظیم مردمی احساس خطر کردند و برای حفظ تاج و تخت پادشاهی به کودتای 28 مرداد32 با کمک انگلستان و آمریکا تن دادند. بعد از شکل گیری دولت کودتا، سپهبد زاهدی که تنها وظیفۀ برگرداندن تاج و تخت سلطنت را به شاه داشت دست به سرکوب شدیدی در کشور زد. اما با سپری شدن اوضاع وحشت و تشنج و برقراری ثبات نسبی بر اثر سرکوب، تاریخ مصرف زاهدی برای شاه می رسد. اعلیحضرت با درک کامل خدمات زاهدی در برگرداندن تاج و تخت به وی، زاهدی را به راحتی کنار گذاشت و بعد از آن شاهد ظهور دموکراسی صوری برای راضی نگهداشتن اربابان غربی هستیم. دولت های غلام خانزاد و چاکر جان نثار یکی پس از دیگری روی کار آمدند تا روزی که شاه تمامی احزاب را منحل کرد و حزب رستاخیز را تشکیل داد که این اقدام اعلیحضرت به روند انقلاب اسلامی مردم ایران سرعت بخشید.
هنگامی که اصلاح طلبان به رهبری آقای خاتمی با پشتیبانی عظیم مردمی در مسند قدرت قرار گرفتند با اینکه هیچگاه فکر مقابله با انقلاب را نداشتند و تمام نیروهای خود را در جهت اصلاح و حفظ انقلاب به کار می بردند (مانند هر نظام دیگری که پس از مدتی نیاز به اصلاحات را در سطح بالا دارد.) عده ای که منافع خود را درگیر حفظ وضع موجود می دانستند به مبارزۀ تمام عیاری در مقابل جریان اصلاحی کشور پرداختند تا این جریان را از کار بیاندازند. اما پس از هشت سال ترس و دلهره برای جناح مقابل که بارها با تهمت های فراوان از قبیل عمال غرب زدۀ آمریکایی سعی در خراب کردن اصلاح طلبان داشتند در طی یک فرایند انتخابات کاملا مهندسی شده توسط قدرت برتر در سایۀ کشور برای ریاست جمهوری نهم فردی بر کرسی ریاست جمهوری با تمام مؤلفه های اقتدارگرایی و بنیاد گرایی نشست که تنها وظیفۀ برگرداندن کشور را به دوران قبل از اصلاحات و حتی سازندگی داشت و در این راه با کمک رسانه های کاملا در اختیار و قوای کاملا هماهنگ به سرکوب کامل جریان اصلاحی کشور پرداختند. اما اقتدارگرایی فرد تا جایی کافی و خوب است که منافع گروه پشتیبان را تأمین کند و اگر در جایی جلوی اقتدار گرایی لجام گیسخته گرفته نشود دامن خود حامیان اصلی را هم می گیرد و تبدیل به یک دیکتاتوری بی رقیب می شود مانند ناپلئون که تاج پادشاهی را پس از یک جمهوری خودش بر سر گذاشت. این خطر از حدود یک سال پیش از سوی جناح حاکم احساس شد. در نتیجۀ آن شاهد دو دستگی در جناح اقتدارطلب بودیم، کلیه رهبران و چهره های راست به مقابله با رییس جمهور جناح حاکم پرداختند که نتیجۀ این برخورد ها و به تعبیری خودزنی ها هزینه کردن از مقام رهبری توسط رییس جمهور جناح حاکم برای حفظ بقا بود. در آخرین برخورد دو شقۀ جناح حاکم، رییس جمهور مجبور به گرفتن حکم حکومتی از رهبری به خاطر معرفی نکردن وزیر اقتصاد به مجلس بود که با واکنش های تند سران جناح حاکم روبرو شد. می توان از این واقعه به کلید خوردن حذف رییس دولت اقتدارطلب نهم از صحنۀ قدرت نام برد. هزینه کردن از مقام رهبری در مورد مسئلۀ ساده ای که بر اثر سؤ مدیریت و بی کفایتی و اقتدار طلبی وی در معرفی نکردن وزیر به مجلس پیش آمد گناه نابخشودنی برای محافظه کاران جریان راست کشور بود که آنها را در صدد حذف کامل و عملی رییس دولت نهم از جریان قدرت در کشور قرار داد.
با توجه به این سناریو آیا زین پس باید شاهد روی کار آمدن غلامان خانزاد و چاکران جان نثار باشیم؟ آیا از این به بعد فقط گردش قدرت بین اشخاص جناح راستِ حاکم، خواهد بود؟ اصلاح طلبان به کجا کشانده خواهند شد؟ آیا بقا و حیات اصلاح طلبان در صحنۀ سیاسی-اجتماعی کشور شرطی می شود؟ آیا روح انقلابی در جامعه دوباره دمیده می شود؟؟؟ شاید تاریخ پاسخ های مناسب را داده باشد....
(م.ع.تارخ)
گرد همايي بزرگ دانشجویی ۱۸ تیر
با سخنرانی دکتر تاجرنيا
شیراز-خيابان مشير فاطمي کوچه 5-نصريه-روبروي خيابان معدل- پلاک7
داود آموزگار 56ب123
جعفر آي 56الف247
سهيلا ابراهيمي 56ب157
عبدالمجيد ابيار 56ب457
اكبر اجرايي 56الف156
طاهره احمدي 56ب346
محسن ارغوان 56ج367
حيدر اسكندرپور 56الف456
عباس اسكندري 56ب347
رضا اسمعيل خاني 56ب127
مسعود اشرف زاده 57الف246
امين رضا افريني 56الف234
محمد رضا اكبري 57الف135
محمود اميري 57الف235
ابو الفضل انصاري هزار دره 56الف126
رامين بابادائي ساماني 56ب124
محمد باستان 56ج567
امين باقري كراچي 56الف167
ابراهيم بديعي 56الف123
شهريار برومند 56ب345
عباس بشردوست 56ب356
كرامت بلاغي 56ج256
ناصر بهاري خوب 57الف357
سيما بهبودي 56ب267
فريبرز پرويزي 56ج245
سعيد پروين حقيقي 56ب145
عليرضا پژوهش 56ج134
علي پهلوساي 56ج124
سكينه توتونچيان 56ب156
مهرداد توحيدي 57الف345
سعيد توكلي 56ب146
رضا ثابت اقدم 56ب134
محمد علي ثابت حاجيوني 57الف145
عليرضا جاويد 56ج135
خدايار جعفري 56الف467
محمد جعفري 57الف124
ابوالفتح جمشيدي مطلق 56الف134
ميترا جنتي جهرمي 57الف356
فرهاد جوانمردي 56ج236
رسول حاجي زاده 56ب126
سيد نا صرالدين حجت 56ب247
محسن حساني 56ج356
رحيم حسن زاده 56ب125
احد حسين دوست 56الف135
محمد كاظم حقيقت 57الف156
حيفا حميدي 56الف457
محسن خادمي 56ج456
عبدالغفار خاضعي 56ب456
محمد خباز شيرازي 57الف126
كاظم خلوصيان 56ج247
محمد علي خورسنديان 57الف146
محسن درخشنده گلپايگان 56ج457
احمد درويشي 56الف136
سيد احمد رضا دستغيب 56ب235
سيد احمدرضا دستغيب 56ب236
سيد مرتضي دستغيب 56ب246
محمد امين ده بزرگي 56ج467
مريم ده بزرگي 57الف236
علي دهقان فارسي 56ج125
بهرام دوكوهكي 56الف237
مريم ديهيم 57الف237
سيد حسين ذوالانوار 56ب237
محمد حسين ذوالعدل 57الف125
محمد رحيمي 57الف134
جلال رحيميان 56الف257
مريم رزم آهنگ 57الف245
ايرج رستمي 56الف235
سعيد رستمي 56ب137
مسعود رضائي 57الف247
سيد ابراهيم رضوي 56ب167
ابراهيم رنجبر 56الف124
غلامحسين رهبر 56ج137
رحمت روحاني سروستاني 57الف457
محمد هادي روحيان 57الف167
مهدي روزي طلب 57الف267
منصور روستا 57الف257
غلامرضا زارع 56ج146
كريم زارع 56ج345
كرامت الله زارع پناه 56ج257
فرهاد زارع داريوني 56ج235
علي زاهد روزگار 56ج126
ابو طالب زاهدي 56الف127
كرامت اله زندي قشقايي 56ج267
حسين علي ساساني 56الف356
احمد رضا ستاري 56الف137
غلامحسين ستايشگر 56ج145
علي ستوده 56ج127
غلامرضا سراداري 56ج147
غلام رضا سياري 56ج136
سيد احسان شاه اميريان 56ب234
مسلم شريفي 57الف256
محمد جعفر شعله 57الف123
يوسف شمس 57الف456
نرگس خاتون صباغ 57الف367
مهرزاد صنعتي ابنوي 57الف347
ابراهيم طالب پور 56الف125
فرزانه طالبي 56ج234
احمد رضا طالبي نژاد 56الف145
حميد طالع زاده شيرازي 56الف367
سعيد طوسانيان 56ب147
محمد عباس پور 57الف137
جواد عرفان منش 56الف345
سيروس فارسي 56ب256
علي فاني بنادكي 56ب567
پرويز فتاحي 56الف246
فاضل فتوحي آزاد 56ج156
محمد فرشيد مهر 57الف147
فرخ فضلي 56ج157
محبوبه فولادفر 56ج346
جعفر قادري 56الف256
محبوبه قاسم زاده 56ج347
عظيم قاسمي 56ب467
فرهاد قاسمي 56ج237
فرزاد قندهاري 56ج167
فضل اله قيصري 56ج246
خليل كلانتري 56الف567
امير پيروز كلاهي آذر 56الف157
زهره كلبعلي 56ب136
جهانزير كوه نبرد خلاري 56الف267
بهنام گرامي نيك 56الف245
محمد خليل گراهم 57الف127
جواد گرگين 56الف346
سيروس مختار 56ب257
محمد هادي ملازم 57الف234
مهرداد منصوري 57الف346
ارش مهدوي 56الف146
سيد عبدالرزاق موسوي 56ب245
محمد رضا نامور منصور ابادي 57الف136
اسد نصيري 56الف147
علي اكبر نصيري 56ج123
بابك نصيري قرقاني 56الف236
محمد مهدي نعمتي 57الف157
حميد رضا نوراني 56الف357
حسن نيلي احمدآبادي 56الف347
زهرا وحيد 56ب135
عباس وهابي 56ب357
محسن يزدان پناه 56ج357
عبدالحميد يوسفي 56ب367
به نام خدا
چند روزی تا 24 اسفند 86 باقی نمانده. روزی که باید نماینده ای را انتخاب کنیم تا مجلسی سازد که تجلی ارادۀ ملی است. می گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست و ما بهار 86 را با نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی آغاز کردیم تا سالی نکو داشته باشیم اما چه شد که پایان 86 نکو نیست و رنگی از اتحاد و انسجام در آن دیده نمی شود؟
انتظار 24 اسفند از ابتدای 86 برای همگان زیبا بود زیرا بالاخره بعد از 4 سال به ندانم کاری ها و عوام فریبی های مجلس هفتم و پیروی کورکورانه اش را از دولت نهم پایان می بخشید. مجلس هفتمی که دو بودجۀ تورمی و غیر علمی دولت اقتدارگرای نهم را به تصویب رساند و آن قدر ضعیف و نا توان بود که در آخرین لحظات پایان عمر خود نتوانست مقابل قدرت لجام گسیختۀ دولت اقتدارگرا را بگیرد و برای امضای قانونی که رئیس دولت نهم از آن سر باز زده، در نامه ای بی ریط از مقام رهبری اجازه می گیرد در حالی که دولت همواره باید پاسخگوی مجلس باشد اما این مجلس ضعیف و ناکارآمد که بارها با همراهی های جاهلانۀ خود حقوق حقۀ مردم را ضایع کرده، پاسخگوی دولت است.
مجلس هفتم به پایان خود رسید در حالی که اجاره نشینان کرسی های بهارستان آنجا را با مسجد و نمازخانه بارها اشتباه گرفتند و در صحن مجلس بارها شاهد ریاکاری های نمایندگان بودیم، نمایندگانی که شأن نمایندگیشان را حفظ نمی کردند، نماز جماعت هایی را در صحن مجلس هنگام سخنرانی ها برپا می کردند که نوعی بی حرمتی به ساحت مقدس نماز بود، نمایندگانی که عادت به نشستن بر روی صندلی نداشتند و بارها با در آوردن کفش های خود جلسات گپ و گفتگوی چند نفرۀ خود را بر روی زمین صحن بر پا می کردند.
افسوس 24 اسفندی که می آید نه آن 24 اسفند زیباست که مردم انتظار آن را می کشیدند.مردمی که همواره دارای فهم و بینش سیاسی دقیقی هستند و این را در دوم خرداد 76 ثابت کردند.اما دولت نهم و طرفداران سینه چاک آن همواره منکر این فهم و بینش هستند و معتقدند که این ملت عزیز و شریف محتاج به قیم است، قیمی که به اسم مردم می نویسد اما به نام اقتدارگرایی می خواند.
در حالی به 24 اسفند نزدیک می شویم که علی رغم تأکید مقام رهبری بر پرهیز از بداخلاقی های انتخاباتی بارها شاهد این بداخلاقی ها بوده ایم که دیگر نمی توان به آن بداخلاقی گفت بلکه جنایتی تاریخی است در حق این ملت ستم دیده که شهیدانی در راه اسلام و آزادی داده تا انتخاباتی آزاد بر پایۀ مردم سالاری داشته باشد.
شورای نگهبان با لبیک گفتن به دولت اقتدارگرا در حالی به بداخلاقی انتخاباتی دست زد که به هیچ یک از ارزش ها و آرمان های انقلاب توجهی نکرد، سخنان امام خمینی(ره) و مقام رهبری را به گوشه ای گذارد و اقدام به رد صلاحیت های گستردۀ نیروهای فرهیخته و نخبه و انقلابی کشور به جرم اصلاح طلب بودن زد.عزیزانی که هریک در ساختن این انقلاب و این جمهوری اسلامی سهم عمده ای داشتند. شورای نگهبان تا جایی به بیعت خود پای بند ماند که حتی رحمی به منتقدان هم مسلک خود نکرد و آن ها را هم از گردونۀ انتخابات خارج کرد. شورای نگهبان این بار مردم را به مرگ گرفت تا به تب راضی شوند.با رد صلاحیت فله ای و تأیید قطره چکانی نامزدها در چند روز باقی مانده به 24 اسفند تأیید صلاحیت فله ای انجام داد که تقریبا تمام فله ای های صلاحیت شده از طرفداران جریان اصولگرایی هستند تا شورای نگهبان به نوعی خوش خدمتی خود را به رییس دولت اقتدارگرا نشان دهد.
در این دوره طرفداران جریان اقتدارگرا بد اخلاقی انتخاباتی را به حد اعلای خود رساندند تا جایی که به مراجع گرانقدر منتقد عملکرد دولت و روند تأیید صلاحیت ها واکنش های تندی نشان دادند، فاطمه رجبی همسر الهام وزیر الوزرا و سلطان سمت های دولتی ماشین فحش خود را با توجه به منع شرعی ایشان توسط مقام رهبری با قدرت به کار انداخته، توهین به بیت امام و قدردانی و دلداری حسین شریعتمداری از مدیر سایت نوسازی و اعتراض اشخاص اصولگرای اقتدارگرا به بستن سایت نوسازی، دخالت فرماندهان نظامی اقتدارگرا در امر انتخابات و امور سیاسی و جهت دهی به اذهان علی رغم مخالفت شدید امام خمینی(ره) و منع دخالت نظامیان در امور سیاسی، و در آخر تمام این بد اخلاقی های انتخاباتی باعث از دست دادن عزیزی شد که تا آخرین لحظات زندگی با سعادتش وفاداری خود را به اندیشه ها و شخص امام(ره) نشان داد. آیت الله توسلی همراه همیشگی آقای خاتمی در حال دفاع از ارزش ها و بیت امام دعوت حق را لبیک گفتند.
انتخابات 24 اسفند در حالی می خواهد برگزار شود که با نگاهی به تاریخ گذشتۀمان ما را به یاد انتخابات رضاخانی و مجالس فرمایشی و هزار فامیلی می اندازد.انتخاباتی که نه آزاد است و نه رقابتی و کرسی های آن برای گروه 6+5 خالی گذاشته شده تا با میثاق نامه ای که از افراد این گروه گرفته شده دیگر در مجلس هشتم حتی شاهد یک استیضاح از وزیران رییس اقتدارگرای 6+5 نباشیم.
مجلس هشتم در حالی می خواهد متولد شود که از همان روزهای اولیۀ سال 86 احمد جنتی، محمود احمدی نژاد، غلامحسین الهام، فاطمه رجبی، غلامعلی حداد عادل، محمد رضا باهنر و حسین شریعتمداری جشن پیروزی خود را گرفته بودند. جشنی که سردار جعفری فرماندۀ جدید سپاه به تازگی به آن پیوسته. وی با سخنرانی خود برای دانشجویان بسیجی و اذعان اینکه ما دو قوه از سه قوه را در اختیار داریم و ان شاالله قوۀ قضاییه هم با ما همراه شود، هم توانست به این کلوپ بپیوندد و هم نوعی بی حرمتی به مقام رهبری کند چرا که منظور ایشان و همفکرانشان این است که اصلاح طلبان نیروهایی ضد انقلاب هستند و ما توانستیم دو قوه را از این جریان بگیریم و قوۀ سوم که قوۀ قضاییه است و رییس این قوه منصوب مقام رهبری است انشاالله به جریان اصولگرایی بپیوندد به این معنی که این قوه همچنان در دست اصلاح طلبان ضد انقلاب است چرا که اصولگرایان خود را نیروهای اصلی انقلاب، پیروی خط امام و رهبری و حافظ جمهوری اسلامی، دلسوز مردم و هزار جملۀ دهن پر کن دیگر می دانند.
امیدواریم روزی شاهد برپایی انتخاباتی باشیم که خون شهیدان انقلاب و دفاع مقدس را پایمال نکند، انتخاباتی که باعث حضور مردم عزیزمان پای صندوق های رأی شود، حضوری که در دوم خرداد 76 به واقعیت پیوست.
محمد علی تارخ
عضو شورای منطقه شاخه دانشجویان فارس
گروه سیاسی
گروهي از سازمانهاي مردمنهاد فرهنگي و كانونهاي دانشجويي با انتشار بيانيهاي، ويژگيهاي نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي را برشمردند. آنان ضمن اشاره به لزوم توجه بيشتر نمايندگان به مسايل ملي و پاسداشت ميراث فرهنگي و معنوي و محيط زيست ايران، خواهان اعلام پايبندي نامزدهاي مجلس شوراي اسلامي به اصول مطرح شده از سوي اين انجمنها و كانونها شدند.
متن كامل بيانيهي انتخاباتي سازمانهاي مردمنهاد فرهنگي و كانونهاي دانشجويي به شرح زير است:
ميدانِ ديد نمايندگان نبايد محدود به منافع محلي باشد و بايد مسايل را بر مبناي توسعهي درازمدت و هدفمند و يكپارچهي ايرانِ پهناور و از زاويهي منافع ملي تحليل كنند و ياريگر همهي تيرههاي ايراني براي رسيدن به حقوقشان - به دور از هرگونه تبعيض - باشند. پيگيري حق 50 درصدي ايران در درياي مازندران و دفاع از حقوقمان در اروندرود و ايستادگي در برابر هوچيگريهاي برخي سردمداران شيخنشينهاي خليج فارس دربارهي جزاير ايراني و توطئههاي آشكار دشمنان شكوه و اقتدار ايران در مورد عنوان تاريخي خليج فارس، از جمله مسايلي است كه بايد پيوسته پيگيري شود.
2- پاسداري از زيستبومهاي ايران
شوربختانه ضعف مسؤولان سازمان حفاظت از محيط زيست از سويي، و نيرومندي پيمانكاراني كه از طريق وزارتخانهها اهداف سودجويانهشان را در قالب طرحهايي به ظاهر عمراني پي ميگيرند، كار را به جايي رسانده كه ايران از نظر شاخصهاي پايداري محيط زيست در ميان 146 كشور جهان رتبهي 132 را بهدست آورد. روند تخريب جنگلها و خاك (كه با ادامهي آن تا كمتر از 20 سال ديگر خاك مرغوبي براي كشاورزي و نزديك به 60 سال ديگر جنگلي نخواهيم داشت) و روند ويران شدن مناطق حفاظتشده، پاركهاي ملي و تالابها و درياچهها، به اندازهاي سهمگين است كه براي كاستن از شتاب آن تنها عزمي ملي را نيازمنديم. آشكار است كه نهتنها نمايندگان منتخب جوامع مدني فرهنگي بلكه همهي نمايندگان بايد براي علميسازي مديريت در اين مورد و پشتيباني بيدريغ از كارشناسان، همگام شوند.
3- عشق به تاريخ و فرهنگ ايران
نمايندگان بايد ضمن آشنايي با تاريخ و فرهنگ ايران، به كليت آن - بدون جدا كردن بخشهايي معين - عشق بورزند و در برابر تحريفهايي همچون گذاردن بخشهايي از تاريخ ايران رو در روي بخشهايي ديگر - كه نشانههايي از آن گاهي به رسانهها يا حتي كتابهاي درسي راه مييابند - بايستند. از ديد ما مردماني كه باشندگان نخستين اين سرزمين بودند، آنهايي كه فرمانرواييهاي شكوهمند باستاني ما را پي ريختند و كساني كه ضمن پذيرش دين مبين اسلام از مبارزه براي استقلال ايران كوتاه نيامدند و انقلاب بزرگي را در دانش جهاني رقم زدند، و كوتاه آنكه همهي انسانهايي كه ايستاده بودن ايران امروزمان را - كم يا بيش - به آنها مديون هستيم، شايستهي احترام هستند.
از نگاه جوامع مدني فرهنگي، مصداقهاي عشق به تاريخ و فرهنگ ايران عبارتند از:
تمام مردماني كه جشن/ عيد بزرگ نوروز را برپا ميكنند، گذشتهاي يگانه با ما دارند و جدا از سياستهاي ايرانستيزانهي برخي از حاكمان آن سرزمينها بايد در روابط خارجي جايگاه مهمي را براي آن مردمان قائل شد.
براي نمونه ميتوان اشاره كرد به توجه بيشتر به جشنهاي ملي ايرانيان از جمله نوروز، مهرگان، شب چله (يلدا)، چهارشنبهسوري، سيزدهبهدر و... - در كنار جشنهاي مذهبي ايرانيان - و همچنين تلاش براي بازگرداندن نشان تاريخي و مليمذهبي شيروخورشيد سرخ - بهجاي هلال احمر عثمانيان - كه در شرايطي سخت و با زحمت بسيار در زمان خود (1334 قمري/ 1903 ميلادي) جزو سه نماد جهاني امدادرساني قرار گرفت ولي با بيتوجهي ما احتمال حذف آن ميرود.
پ) پاسداري از ميراث فرهنگي ايران
ما عملكرد سازمان متولي ميراث فرهنگي (سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري) را در تمام اين سالها كه شكل گرفته است - به نسبت اهميت ميراث فرهنگي در سرزمين كهنسالي چون ايران – به جز كمشمار حركتهاي خودجوش معدودي مدير آگاه، ضعيف ارزيابي كرده و از نمايندگانمان خواهيم خواست تا ضمن تلاش براي تبديل آن سازمان به وزارتخانهاي در خور، از گزينش مديراني آگاهتر و كارشناستر كه با شور و شوق بيشتري به ايران عشق بورزند براي مديريت آن، حمايت كنند. ايستادگي در برابر فشارهاي غيررسمي برخي كانونهاي قدرتطلب و جلوگيري از طرحهاي بيمطالعهي آسيبرسان به ميراث فرهنگي از جمله ساخت برخي سدهاي بزرگ مخزني - كه نابودكنندهي زيستگاهها هم هستند - و شماري از راهسازيهاي غيراصولي و همچنين دفاع از بافتهاي تاريخي برخي شهرها و روستاها و تلاش در راه بهبود وضعيت گردشگري و... از جمله وظايف اين نمايندگان به شمار ميرود.
بيانيه به تأييد اين سازمانهاي مردمنهاد فرهنگي و كانونهاي دانشجويي رسيده است:
انجمن دوستداران میراث فرهنگی ايذه (تاریشا)، انجمن دوستداران ميراث فرهنگي افراز (تهران)، انجمن حقوق زنان ایرانبان (قزوين)، انجمن اهورامنش (مرودشت)، انجمن توفا (شوشتر)، انجمن چيستاگشت (تهران)، کانون جوانان پارس (شيراز)، انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان (تاريانا)، انجمن فرپاد (شيراز)، انجمن کهندژ (همدان)، انجمن دوستداران میراث فرهنگی کاسپین (قزوين)، جمعیت دوستداران میراث فرهنگی یادگار (يزد)، جمعیت جوانان عصر سبز (يزد)، جمعیت سپندارمدان (تهران)، جمعیت مبارزه با اعتیاد (قزوين)، جمعيت دختران حنانه (تهران)، خانهی مأوای جوان (گرگان)، كانون ايرانشناسي پاسارگاد دانشگاه تهران، كانون ايرانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي (تهران)، كانون ايرانشناسي دانشگاه اميركبير (تهران)، کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ (اصفهان)، کانون اندیشهي سپید (تبريز)، کانون پاسارگاد (گرگان)، کانون دانشگران فردا (گرگان)، کانون نفس به نفس (تبريز)، موسسهي حمايت از زيستبومهاي عشاير، موسسهي مهرآیین (رامهرمز)، موسسهي نوآوران (تبريز)، موسسهي میزان (تبريز)، موسسهي طنين آرتا (تبريز)، موسسهي ايلگار (تبريز)، موسسهي کندوکاو (تهران)، فرزندان اهورايي ايران (مشهد)
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم فهیم وهمیشه درصحنه استان فارس
درآستانه انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی باتلاش های پیگیرو شبانه روزی تمامی گروهاوشخصیت های اصلاح طلب استان فارس هماهنگ بافعالیتهای اصلاح طلبان که درسطح کشور باحضور احزاب و گروههای اصلاح طلب و بامحوریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمدخاتمی شکل گرفت برآن هستیم تا گزارشی از آنچه که گذشت ووضعیتی که در پیش روست ،تصمیم نهایی را بر عهده شما مردمی بسپاریم که تنها سرمایه جاودان انقلاب و مخاطب اصلی وصایای امام راحل (ره)هستید.
1-ائتلاف اصلاح طلبان استان فارس پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم با حضور نمایندگان احزاب و شخصیتهای برجسته اصلاح طلب شکل گرفت و درطول بیش از دوسال فعالیت مستمرخود،علاوه بر نقش آفرینی درانتخابات سومین دوره شوراهای اسلامی شهر وروستا،وبا تشکیل جلسات،سخنرانیهاوهمایش هاوتقویت جریان های سیاسی اصلاح طلب،حضور موثری برای جلوگیری از رکود جریان پیشگام اصلاح طلبی و نقد سیاستهای اقتدارطلبانه حاکم داشته است .
اصلاح طلبان فارس درانتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی هماهنگ وحتی پیشگامترازسراسر کشورباهدف فراهم ساختن زمینه حضور گسترده مردم در یک انتخابات سالم ،رقابتی وعادلانه با معرفی نامزدهای اصلاح طلب ومورد پذیرش مردم برزمینه تحکیم وتقویت اصل جمهوریت تاکید داشت.
اصلاح طلبان که اساس فعالیت خودرا بر سیاست ورزی قانونی،مسالمت آمیز ،تدریجی وبرمبنای عقل وعلم وروش های مردم سالارانه قرارداده اند. مشارکت حداکثری مردم وارائه برنامه های کلان نگر و انتخاب افراد اصلح دراین انتخابات را هدف خود قرار داد.
2- اصلاح طلبان که تجربه ردصلاحیت های گسترده و بی ضابطه دوره قبل را درخاطر داشته و بدلیل هماهنگی مجریان وناظران انتخابات دراین دوره خطر بیشتری را احساس میکردنددراولین گام برای خنثی سازی ردصلاحیت های گسترده ،افراد واجدالشرایط را تشویق کردند که برای اعلام نامزدی ثبت نام نمایند،بطوریکه برای جلوگیری ازبهانه جوئیها ی مرسوم کف انتظارات خود را بشدت پایین آورده اند وحتی باحداقل تفکراصلاح طلبی نیزافرادرادرمجموعه خود پذیرفته اند.به این ترتیب درسطح استان فارس برای18کرسی نمایندگی در15حوزه انتخابیه تعداد 83 نفرازاصلاح طلبان نام نویسی کرده اندکه علی رغم رایزنی ومذاکره بامسئولین موثر درجهت اجرای دقیق قانون وپیشگیری ازاعمال سلیقه های جناحی وفردی ولی متاسفانه درمراحل بررسی صلاحیت هاتاکنون داوطلبانی که انتخاب آنان قطعی به نظر می رسید ردصلاحیت شده اند به گونه ای که در 11 کرسی اصلاح طلبان هیچ نامزدی برای رقابت ندارند.
3-باتوجه به مواردفوق برای ائتلاف اصلاح طلبان فارس به دلیل ردصلاحیت نامزدهای خود درحوزه های انتخابیه شیراز،مرودشت ارسنجان پاسارگاد،کازرون،لارستان،سپیدان،سروستان کربال کوار،نی ریز استهبان وممسنی امکان معرفی نامزد نداشته و درسایر حوزه های انتخابیه نیز بررسی لازم انجام ونسبت به معرفی نامزد واجد شرایط اقدام خواهدشد.
بدیهی است مردم فهیم درحوزه هایی که امکان ارائه نامزد برای اصلاح طلبان وجود ندارد باعنایت به وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام(ره)که تاکید داشتند نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.خود مصادیق را تشخیص داده و تصمیم مقتضی را اتخاذ خواهندکرد.
مردم آگاه ما با حضور هوشمندانه در انتخابات نشان خواهند داد که استقلال،آزادی،جمهوری اسلامی آرمانی است که همچنان زنده است وبا رفتار سیاسی خود در روز 24 اسفند ماه به جریانی که برای رای مردم هیچ ارزشی قایل نبوده ونیست و جمهوریت نظام رانفی میکند وبرداشتی متحجرانه از اسلام دارند مقابله خواهند کرد.
ائتلاف اصلاح طلبان فارس علی رغم وضعیت پیش آمده ، هم چنان پایدار به فعالیت های سیاسی فرهنگی ادامه خواهد دادوازمردم شریف برای برای حضور در برنامه ها و حفظ انسجام وامید برای آینده دعوت می نماید.
ستاد ائتلاف اصلاح طلبان فارس
شاخه دانشجویان جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه فارس برگزار می کند :
کار ویژه احزاب در نظام دموکراتیک
(اولین جلسه عمومی آموزشی- تئوریک)
با حضور دکتر مسعود سپهر
زمان : یک شنبه 5 اسفندماه 86 ساعت ۱۶:۳۰
مکان :خیابان مشیر فاطمی-کوچه نصریه- پلاک 7
انا لله و انا الیه راجعون
وبلاگ شاخه دانشجویان منطقه فارس ارتحال جان گداز آيت ا... محمدرضا توسلي،پاسدار راستین انقلاب،امين و حامي بيت معمار كبير انقلاب اسلامی ایران را كه ضايعهاي سنگين براي ملت مسلمان ايران است، به بيت شريف حضرت امام(ره)،عموم مردم آزاداندیش ایران و خانواده مكرم و فرزندان آن مرحوم تسليت عرض نموده و علو درجات را براي روح پرفتوح آن مرحوم از خداوند متعال آرزومنداست.
مدیریت وبلاگ شاخه دانشجویان
منطقه فارس
فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینظر و ما بدلو تبدیلا
رحلت مظلومانه عالم ربانی ومجاهد نستوه آیت ا... محمدرضا توسلی ،ازیاران صدیق امام راحل (قدس سره) که عمربا برکت خویش را درحفظ و حراست از کیان جمهوری اسلامی و راه امام صرف نمود و با پایمردی در این طریق از طعن طاعنان وعناد تمامیت خواهان نهراسید وتا آخرین لحظه عمر شریف بادلسوزی در پی زدودن انحراف از چهره نظام برآمد،بر همه آزاد اندیشان و پیروان راه امام تسلیت باد.به همین مناسبت مجلس یادبودی پنجشنبه2/12/1386 از ساعت 30/15الی 30/17درمسجد جامع دانشگاه شیراز واقع در بلوار جام جم برگزارمی گردد.شرکت عموم مردم متعهدودلسوزان راه امام(قدس سره)موجب خشنودی روح آن بزرگوار و پیمانی دوباره با راه امام در جهت تحکیم پایه های جمهوریت و اسلامیت نظام خواهد بود.
ستاد ائتلاف اصلاح طلبان فارس
جمعي از جوانان و دانشجويان اصلاحطلب در نامهاي خطاب به حجتالاسلام (سيد محمد خاتمي) با اشاره به تكرار رفتار مراجع بررسي صلاحيت نامزدهاي انتخابات مجلس شوراي اسلامي در ردصلاحيت گسترده و سليقهاي كانديداها، خواستار چارهانديشي بزرگان جنبش اصلاحطلبي مردم ايران در اين باره شدند.
متن نامه جوانان و دانشجويان اصلاحطلب به اين شرح است:
جناب حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي
با سلام
همانطور كه مستحضريد هيأتهاي اجرايي و نظارت برانتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي با رد صلاحيت گسترده و سليقهاي نامزدهاي اصلاحطلب، امكان حضور موثر و رقابت در انتخابات را از يكي از دو جناح حاكميت جمهوري اسلامي ايران سلب كردهاند. تلاش براي اخراج شخصيتهاي تاثيرگذار در پيروزي انقلاب اسلامي، ايثارگران هشت سال دفاع مقدس و نزديكان حضرت امام(ره) از حاكميت، موضوع جديدي نيست كه اين روند انحرافي از نخستين ماههاي پس از رحلت بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي آغاز شده و تاكنون به فراخور مقتضيات زمان و مكان ادامه يافته است.
با اين حال تا قبل از انتخابات مجلس هفتم (زمستان 82) طرفداران حاكميت يكپارچه، هيچگاه جسارت تسويه كامل نظام از (غير خودي)ها را نيافتند و دست كم براي حفظ ظاهر، حضور اصلاحطلبان در برخي نهادهاي حاكميتي تحمل ميشد.
هرچند كه در آن زمان نيز نهادهاي انتصابي نظام اجازه پيشبرد اهداف اصلاحطلبانه و پيگيري مطالبات مردمي را سلب ميكردند. از اين رو ميتوان فرآيند بررسي صلاحيتها در مجلس هفتم را نقطه عطف تسويه حساب درون حاكميتي و اخراج فلهاي اصلاحطلبان از نظام ارزيابي كرد.
جناب آقاي خاتمي
تكرار رويدادهاي مجلس هفتم در روند اخير بررسي صلاحيتها از اين واقعيت تاسفبرانگيز پرده بر ميدارد كه حضور حداكثري اقتدارگرايان در همه نهادهاي انتخابي و انتصابي كشور نيز آتش انتقامجويي از اصلاحطلبان را كه با روي كار آمدن دولت جنابعالي روياي تشكيل خلافت اسلامي را هشت سال به تاخير انداختند، خاموش نكرده است.
طرفداران حاكميت يكپارچه پس از انتخابات نسبتاً آزاد و البته قابل دفاع مجلس ششم كه به پيروزي قاطع اصلاحطلبان انجاميد، آب توبه بر روي خود ريخته و در پيماني استوار كمر همت بستند تا بار ديگر تاريخ تكرار نشود. به نظر ميرسد آنان در اين مسير راهبرد ‹‹واكسيناسيون اصلاحطلبان›› را با مهارت كامل به مرحله اجرا در ميآورند.
همانطور كه ميدانيد واكسن عامل ضعيف شده بيماري است كه با تزريق به بدن مريض، آستانه تحمل وي را بالا ميبرد و او را در برابر ورود ويروس يا باكتري اصلي مقاوم ميسازد؛ اقتدارگرايان نخستين گام از دور جديد فعاليتهايشان پس از شوك دوم خرداد را با رد صلاحيت محدود اصلاحطلبان در سومين دوره انتخابات شوراهاي اسلامي شهر آغاز كردند. اين در حالي بود كه انتخابات دوره دوم شوراها كه زير نظر مجلس اصلاحات برگزار شد، آزادترين انتخابات در سالهاي اخير ايران بوده است.
سپس در انتخابات مجلس هفتم محدوده رد صلاحيت، به نمايندگان اصلاحطلب مجلس نيز گسترش يافت و با تقسيمبندي مخالفان اقتدارگرايي به دو دسته اصلاحطلب خوب و بد، عملاً بخش بزرگي از نمايندگان جنبش اصلاحي مردم ايران را خانهنشين كردند.
آنان اكنون آستانه تحمل اصلاحطلبان را چنان بالا بردهاند، كه بدون هيچ دغدغهاي صلاحيت معاونان وزير و وزراي دولت اصلاحات را براي حضور در مجلس زير سوال ميبرند و حاشيه امنيت را از آنان نيز ميستانند. كسي چه ميداند؛ شايد در انتخابات بعدي، دغدغه اصلاحطلبان نامعلوم بودن تاييد صلاحيت روساي جمهوري پيشين ايران باشد، چرا كه در انتخابات مجلس هشتم باز هم آستانه تحملشان بالاتر رفته است.
جناب آقاي خاتمي
به نظر ميرسد راهبرد واكسيناسيون اصلاحطلبان در برابر رد صلاحيتها بدون همراهي و مشاركت خود اصلاحطلبان نميتوانست چنين دستآورد بزرگي را براي اقتدارگرايان به ارمغان بياورد؛ به ديگر سخن انفعال اصلاحطلبان و تن دادن آنان به هر چه كه پيش ميآيد يكي از دلايل پيشروي گام به گام حاميان حاكميت يكپارچه به شمار ميرود.
جانمايه تفكر اقتدارگرايي را ميتوان در سخنان يكي از فقهاي سابق شوراي نگهبان يافت؛ آنجا كه بر روي منبر از اشتباه در تاييد صلاحيتهاي مربوط به انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري و مجلس ششم سخن گفت و اينكه اگر رد صلاحيت كرده بودند چهل روز اعتراض ميشنيدند و چهار سال راحت بودند.
جناب آقاي خاتمي
آش رد صلاحيتها آنقدر تند شده است كه از شخصيت معتدلي چون شما كه در طول هشت سال بحرانآفريني اقتدارگرايان براي دولتتان حاضر نشديد آرامش كشور را با حركتهاي راديكال برهم بزنيد، تعابير تندي درباره بررسي صلاحيتها ميشنويم. شما موج رد صلاحيتها را فاجعه خوانديد. از جنابعالي نقل كردهاند كه درباره رفتار اخير مراجع بررسي صلاحيت گفتهايد: حاكميت خود انتخابات را تحريم كرده است. اما سيد محبوب ما، شما هم به خوبي مستحضريد كه با حلوا حلوا دهان شيرين نميشود و صرفاً با سخنرانيهاي آتشين نميتوان نظر رد صلاحيت كنندگان را تغيير داد. اتفاقاً آنان خود را براي اعتراضات چهل روزه ما آماده كردهاند تا چهار سال آسوده بخوابند.
جناب آقاي خاتمي
ما جوانان و دانشجويان اصلاحطلب بر اين باوريم كه نبايد اجازه دهيم بار ديگر رد صلاحيتها پديدهاي عادي تلقي شود و پس از اندكي گرد فراموشي بر روي آن بنشيند؛ از اين رو خواستار چارهانديشي بزرگان جريان اصلاحطلبي در اين باره هستيم. تجربه رد صلاحيتهاي گذشته خاطر نشان ميكند كه از هم اكنون ميتوانيم پرونده مجلس هشتم را مختومه بدانيم مگر آنكه معجزهاي رخ دهد؛ اما همان تجربه به ما يادآوري ميكند كه نبايد اجازه دهيم رد صلاحيتهاي فلهاي هزينهاي اندك براي عاملان و آمران در بر داشته باشد. هنوز از ياد نبردهايم هنگامي كه يك روزنامه اصلاحطلب پس از انتخابات مجلس هفتم براي برگزيدگان آن به جاي واژه ‹‹نماينده›› اصطلاح ‹‹راه يافته مجلس هفتم›› را در خبرها به كار برد، چه واكنشهايي در اردوگاه اقتدارگرايي برانگيخته شد.
در پايان از جنابعالي ميخواهيم كه كميتهاي را مامور يافتن راهكارهاي عملي، تاثيرگذار و درازمدت مقابله با رد صلاحيتهاي فلهاي كنيد، البته بدون چشمداشت به تغيير رويه كلي بررسي صلاحيتها در انتخابات اخير.
بيشك اگر در فرصت باقيمانده يعني تا زماني كه موضوع انتخابات اخير در افكار عمومي هنوز برجسته است، راهكارهاي يادشده تدوين و پيگيري نشود، قصه پر غصه رد صلاحيتها در رايگيريهاي آينده مانند انتخابات رياست جمهوري دهم هم تكرار خواهد شد و بار ديگر اصلاحطلبان خود را در جاي نخست خواهند ديد كه تنها راه جلو پايشان همان اعتراض چهل روزه است.
30/11/1386
احمد قابل، محقق و پژوهشگر ديني گفت: همانطور كه پيامبر مخاطبان عصر خود را به نفي سنن غيرمعقول پيشينيان دعوت ميكند و بشر را به استفاده از عقل و خرد خويش فرا ميخواند، امروز نيز هرچه غيرمعقول باشد، شريعت پيشاپيش بر آن خط بطلان كشيده است.
وي كه به مناسبت عيد سعيد قربان در دفتر جبهه مشاركت ايران اسلامي منطقه فارس سخن ميگفت، اظهار داشت: ما وقتي اسم خود را مسلمان و تابع شريعت مصطفي(ص) ميگذاريم، فرض را بر اين گذاشتهايم كه متني الهي وجود دارد كه سخن خداست و پيامبر واسطه انتقال آن متن است. اما چون در اين متن قرار است موجودي نامحدود با موجودي محدود سخن گويد، لاجرم محتواي آن در حد ظرفيت آن موجود محدود "نازل" شده و تنزل يافته است.
وي ادامه داد: در خصوص تفسير شريعت نيز پيامبر حق افزودن يا كاستن چيزي بر آنچه از جانب خداست ندارد و در قرآن، خداوند پيامبر را تهديد كرده است كه اگر كوچكترين امر نادرستي را به خداوند نسبت دهد رگ گردنش قطع خواهد شد.
قابل در ادامه گفت: آنچه در قرآن آمده و آنچه پيامبر و امامان در قالب احاديث و روايات بيان كرده اند در صورتي كه انتساب آن سخنان به آنان ثابت شود "متن اوليه شريعت" نام دارد و ميتوان كليت اين متن را به خداوند نسبت داد.
وي در بيان تاريخ تحريف شريعت گفت: تحريف شريعت، هم در متون اوليه اسلام (غير از متن اصلي قرآن) اتفاق افتاده است و هم در فهمها و برداشتهاي پيروان شريعت كه "متون ثانويه شريعت" را تشكيل ميدهند.
قابل تصريح كرد: تحريف هر حقيقتي دقيقاً از فرداي اعلام آن حقيقت آغاز شده است. آغاز تحريف شريعت نيز از همان زمان حضور پيامبر با جعل احاديث ايشان بود كه خود ايشان نيز بارها اين نكته را تذكر داده و جاعلان احاديث خود را لعن نموده اند. اگر در 1400 سال پيش و در زمان حضور خود صاحب شريعت، تحريف آن نيز شروع شده است بيترديد پس از وفات ايشان نيز تحريفات ادامه داشته و تا كنون گرد و غبار فراواني بر چهره دين نشسته است. بنابراين كار كساني كه امروز نوانديش و روشنفكر نام گرفتهاند، برگرفتن و زدودن اين غبارهاست نه چنانكه برخي از روشنفكران غير ديني ميگويند "بزك كردن دين".
وي با بيان اينكه اولين تحريف در دين همين است كه كسي گمان كند هرچه به نام شريعت و صاحب شريعت در ديروز و امروز تحقق يافته و مييابد مورد نظر و رضاي صاحب شريعت بوده افزود: امروز صاحبان تفكر مدرن در برابر فهم نادرست انديشههاي فيلسوفان دوران جديد، از قبيل نيچه و كانت و ماركس واكنش نشان ميدهند و مدعي ميشوند آنها چيزهايي غير از آنچه منتقدان ميگويند گفتهاند. همين سخن را ميتوان در مورد فهمها و تفسيرها و برداشتهايي نيز كه از شريعت در تاريخ شده است روا دانست و بسياري از آنها را فهم نادرست شريعت خواند.
قابل در شمارش انگيزههاي تحريف شريعت گفت: مهمترين عامل تحريف شريعت نه بدخواهي تحريف كنندگان، بلكه جهل آنان بوده است؛ از جهل مخاطبان پيامبر تا جهل واسطههايي كه سخن ايشان را به ديگران رساندهاند. به عبارت ديگر، همه مخاطبان پيامبر و ائمه در درجه واحدي از دانش و فهم نبودند و فهم و برداشتشان از سخن ايشان و توانايي حافظهشان در انتقال آنها تفاوت داشته است.
قابل با تأكيد بر اين آيه قرآني كه دين را حنيف و منطبق بر فطرت و سرشت انسان ميخواند، تصريح كرد: فطرت به گفته بسياري از صاحب نظران چيزي جز عقلانيت انسان نيست و بر اين اساس، دين تماماً منطبق بر عقلانيت بشر در تمام زمانها و مكانهاست نه فقط عقلانيت بشر زمان نزول.
وي اظهار داشت: همانطور كه پيامبر مخاطبان عصر خود را به نفي سنن غيرمعقول پيشينيان دعوت ميكند و بشر را به استفاده از عقل و خرد خويش فرا ميخواند، امروز نيز هرچه غيرمعقول باشد شريعت پيشاپيش بر آن خط بطلان كشيده است.
وي غلو را عامل ديگر تحريف دانست و عنوان كرد: ما هم در مسير محبت و مدح ائمه اطهار و هم در مسير بيزاري از مخالفانشان گاه دچار غلو ميشويم. به عنوان مثال چنين گمان ميكنيم كه اهل سنت در عين اينكه قبول دارند عمر بن خطاب چنان جفاهايي را بر حضرت زهرا(ع) روا داشته است، از او و كارش دفاع و حمايت ميكنند. درحالي كه علماي اهل سنت نيز معتقدند جسارت و اهانت به حضرت زهرا(ع) از بزرگترين گناهان است، ولي ادعا ميكنند كه چنين كاري از عمر سرنزده است.
قابل ادامه داد: در مدح ائمه(ع) نيز تاريخ شيعه اقوال غلوآميز زيادي را ثبت كرده است كه پيشينهاش به همان زمان حضور ائمه بازميگردد. منتها غاليان پس از حملهها و لعنتهاي ائمه، يك گام عقبنشيني كردند و احاديثي ساختند به اين مضمون كه ائمه را به مقام خدايي نرسانيد و سپس هرچه ميخواهيد در مدحشان بگوييد. با كمال تأسف، اين نوع غلو در مجالس و محافل مذهبي امروز شايع است.
اين پژوهشگر ديني "بدخواهي بدخواهان" را از ديگر عوامل تحريف عنوان كرد و گفت: اينان براي اينكه اسلام را زشت و ناهنجار جلوه دهند به جعل حديث و تحريف واقعيتهاي اسلام ميپرداختند، به گونهاي كه يكي از اين افراد در هنگام مرگ خود ميگويد چهارهزار حديث جعل كرده و در كتابهاي شيعه گذاشتهام.
وي افزود: اينان گاه چون شناخته شده بودند و مستقيماً نميتوانستند به كتابهاي راويان صديق ائمه دست پيدا كنند، با واسطههايي به اين كتب دست مييافتند و در ميان سطور آنها و بين عبارات آنها دست به تحريف ميزدند.
صاحب وبلاگ شريعت عقلاني، در ادامه به كيفيتهاي تحريف اشاره كرد و گفت: يكي از اين نحوهها، گسترش بيمبناي دايره حرامها يا حلالهاي الهي است. قرآن كريم در برخي از آيات، به كساني كه بيدليل برخي خوردنيها را حرام كرده بودند ميتازد و از آنها ميپرسد مگر خدا گفته است كه اين چيزها را نخوريد؟
وي اظهار داشت: در تاريخ اسلام نيز چنين تحريفاتي صورت گرفته و ما با تورم احكام حرمت در شريعت مواجهيم كه با اصل اصالة الاباحه ناسازگار است.
وي با انتقاد از سختگيريهاي اخيري كه در پوشش زمستاني بانوان اعلام شده است كه گفت: كساني كه چكمه را علامت تبرج ميدانند با كدام استدلال فقهي چنين ميگويند و در اين مورد، از كدام فقيه سؤال كردهاند؟ چرا برخي كاسه داغتر از آش شدهاند و دين را از مسير فطرت و عقل خارج ميكنند؟
قابل ترويج دينداري رياكارانه و توسل به خشونت و تكفير را از حربههاي تحريفكنندگان عنوان كرد و تصريح نمود: در تمام حوزههاي اعتقادات، اخلاق و احكام اسلام، تحريف واقع شده و بايد حتي به قيمت خطرات و صدماتي كه ما را تهديد ميكند، به پيرايش و تحريفزدايي پرداخت.


اطلاعيه شاخه دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي_منطقه فارس
به مناسبت سفر جناب آقاي كروبي به استان فارس
جريان اصلاحات چونان خيمهاي است كه بدون برافراشته ماندن ستونهايش فروخواهد نشست. چهرههاي تأثيرگذار و موجهي چون خاتمي و كروبي امروز ضامن بقا و انسجام طيفهاي متنوع اصلاحطلب و چونان ستون خيمه اصلاحات هستند. بركاتي كه حضور هشت ساله خاتمي در قامت رياست جمهوري و حضور چهارساله كروبي در قامت رياست مجلس ششم براي توسعه سياسي و فرهنگي ايران داشت هيچگاه از خاطر ملت رشيد و فهيم ايران محو نخواهد شد. امروز همه طيفهاي اصلاحطلب به رغم گلهگذاريهايي كه گاه اينجا و آنجا از همديگر مطرح ميكنند، اقدامات شجاعانه جناب كروبي را در دفاع و حمايت از حقوق زندانيان سياسي اعم از دانشجويان و ملي_مذهبيها و ... ، موضعگيري صريح و قاطع ايشان در ماجراي دكتر آقاجري، واكنش بجا و تحسينبرانگيزشان به بازداشت آقاي لقمانيان، اعتراض صريح و بيپردهشان به رد صلاحيتهاي گسترده در انتخابات مجلس هفتم و دهها نمونه ديگر از خدمات ايشان به جنبش اصلاحي ملت ايران را از ياد نبرده، قدرداني از ايشان و ارج نهادن به پيشينه پرافتخار چهرههايي چون كروبي را كمترين وظيفه خويش ميدانند.
كروبي پس از پايان دوران حضورش در حاكميت نيز با مدرنترين و دورانديشانهترين شيوه، يعني تأسيس حزبي فراگير و به راه اندازي مجاري متعدد رسانهاي، به سياستورزي اصلاحطلبانه خود ادامه داد و امروز به حق، طيف گستردهاي از اصلاحطلبان رهبري كرده، علاقه، احترام و همدلي طيفهاي ديگر را نيز به همراه دارد.
شاخه دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي منطقه فارس، ضمن گراميداشت حضور اين شيخ اصلاحات در خطه فارس، ارادت و همپيماني خود را با پيشكسوتان و ريشسفيدان جريان اصلاحي اعلام ميدارد و براي ايشان آروزي سلامتي، طول عمر، عزت و پيروزمندي دارد.
والسلام
شاخه دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي
منطقه فارس
مراسم بزرگداشت 16 آذر در جبهه مشارکت فارس با سخنرانی دکتر مسعود سپهرقائم مقام دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب واستاد دانشگاه از سوی شاخه های جوانان و دانشجویان فارس در محل دفتر ائتلاف اصلاح طلبان فارس با حضور بیش از یکصد نفر از جوانان و دانشجویان مقیم شیراز برگزار گردید.
در ابتدای مراسم بیانیه مشترک شاخه های دانشجویان جبهه مشارکت فارس وحزب اعتماد ملی فارس توسط دبیر شاخه دانشجویان جبهه مشارکت فارس قرائت گردید.
در ادامه دکتر سپهر سخنان خود را با تبریک روز دانشجو به حاضرین آغاز کرد.وی پس از اشاره به سابقه تاریخی 16 آذر به انتقاد از سخنان اخیر رئیس دانشگاه تهران در رابطه با روز دانشجو پرداخت وضمن برشمردن خصوصیات دانشجویان دلایل اهمیت قشر دانشجو در دنیا را برشمرد. وی یکی از بارزترین خصوصیات دانشجو را آرمان خواهی وی دانست و آرمان خواهی را در دو حوزه عدالت و آزادی مورد بررسی قرار داد.
وی بر لزوم سازمان دهی جنبش دانشجویی در جهت تاثیر گذاری هرچه بیشتر تاکید کرد و با اشاره به قانون اساسی جمهوری اسلامی فعالیت تمامی احزاب در دانشگاه را به غیر از فعالیت های مسلحانه لازم و مفید تلقی نمود. وی در ادامه تاسف خود را ازاینکه در حال حاظر حتی معمول ترین فعالیت های دانشجویان با محدودیت همراه می شود ابراز نمود.
در پایان نیز دکتر سپهر پاسخگوی سوالات حاضرین در جلسه بودند وبه سوالات مطرح شده در حوزه های مختلف ازجمله سیاست داخلی و خارجی،انتخابات پیش رو وائتلاف اصلاح طلبان در فارس و کشور پاسخ دادند.



در پی مخالفت شورای تامین استان فارس با سخنرانی دکتر مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی به مناسبت یاد روز دانشجو در تالار صدرا وسینا شیراز که قرار بود از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز برگزار گردد، وی در جمع تعدادی از فعالان سیاسی جبهه اصلاحات فارس حضور یافت و به ایراد سخن پرداخت .
انتقاد از لغو بی دلیل و ناگهانی برنامه دانشجویان،لزوم حضور گسترده در انتخابات پیش رو، ابراز نگرانی از برگزاری سالم انتخابات،تشریح فضای جاری کشور وبازگویی شرایط فعلی نظام بین الملل از جمله محورهای سخنان وی بود.
گفتنی است خانم ها پوران شریعت رضوی و بهاره هدایت نیز از دیگر سخنرانان دعوت شده انجمن اسلامی بودند که شورای تامین با سخنرانی آنان نیز مخالفت کرد.


بسمه تعالي
بيانيه مشترك شاخه هاي دانشجويان جبهه
مشاركت ايران اسلامي و حزب اعتماد ملي استان فارس
به مناسبت روز دانشجو
جنبش
دانشجويي ديروز
16
آذرماه، يادروز آن سه آذر اهورايي است كه مشعل ناميراي آزاديخواهي و حقطلبي را
بر فراز بام بلند دانشگاههاي اين سرزمين كهن، تا دوردست آينده برافروختند؛ مشعلي
با سوختبار انديشه، جواني، شجاعت و آرمانخواهي در ميان نسلهايي كه طعم تلخ جنگ و
مرگ و اسارت و درد جانكاه استبداد و حقارت با جانشان اجين شده بود و شبهاي قيرقون
خود را در تحقق رؤيايي شيرين و دلكش به انتظار نشسته بودند: ايراني آباد، آزاد و
سرافراز.
آن سه قطره خوني كه در صبح سرد پاييزي 16 آذرماه
1332 زمين دانشگاه را رنگين كرد، به تعبير معلم شهيد شريعتي، هنوز ميجوشد و ميجوشاند.
اين خونها زماني ريخت كه دولتي كودتايي بر سر كار بود و سوداي برقراري آرامشي
قبرستاني و امنيتي پادگاني را در ايران پس از مصدق در سر ميپروراند. نشريات و
مطبوعات توقيف، احزاب و تشكلها منحل و منزوي و فضاي دانشگاههاي كشور يخزده و
يأسآلود بود و " در خرابآباد اين شهر بيتپش، آواي جغدي هم به گوش نميرسيد".
اما به
خون غلطيدن آن سه يار دبستاني، خوني تازه در رگهاي از تپش افتاده دانشگاه جاري و
حيات و سرزندگي جنبش دانشجويي را تا آيندههاي دور تضمين كرد؛ سرزندگي و نشاطي كه
افتخاراتي پرشمار و تصويرهايي پرشكوه را بر تارك تاريخ اين جنبش نشاند و نقش بيبديل
دانشجويان و دانشگاهيان در پيروزي مردميترين انقلاب قرن بيستم، يعني انقلاب
اسلامي ايران، و حضور پرشور و خالصانه همانان در تنگناها و پيشآمدهاي پس از
پيروزي، از جمله در جبهههاي جنگ، از نمادها و نمودهاي آن است.
آنچه تمام
حركتها و جوش و خروشهاي جنبش دانشجويي را چونان نخ تسبيح به هم پيوند ميدهد و
معياري براي فهم و تحليل آن در دست ناظران و محققان تاريخ ميگذارد، آرمانهايي
چون استقلال، عدالت، آزادي و معنويت است كه در هر مقطع و برههاي، به نسبتهاي
مختلف، انگيزه و موتور محركه كنشها و واكنشهاي دانشجويي بوده است. در هر زماني
كه يكي از اين آرمانها در معرض تهديد و تحديد و آماج تاخت و تاز قرار گرفتهاست،
جنبش دانشجويي با سامان دادن گفتمان و ادبياتي مرتبط و شعارها و هدفهاي مناسب، در
برابر هجوم به آن آرمان صفآرايي كرده است. اگر روزي با خيرهسري حاكمان يا
تجاوزگري دولتهاي بيگانه، استقلال يا تماميت ارضي كشور به خطر افتاده است، جنبش
دانشجويي شعار استقلال و دفاع از آب و خاك را در كانون گفتماني خود قرار داده است
و آنگاه نيز كه هجوم انديشهها و مكاتب مادي و الحادي پايههاي اعتقادي و معنوي
جامعه را به لرزه انداخته است، طيفي از اين جنبش به رهبري روشنفكران دينباوري چون
بازرگان و سحابي، دست به تشكيل انجمنهاي اسلامي زدهاند تا به دفاع عقلاني و
منطقي از زيست معنوي در جهان مدرن بپردازند.
جنبش
دانشجويي امروز
بر
اساس آنچه گفته شد، اگر امروز بسامد مطالبات و شعارهاي آزاديخواهانه در گفتمان
جنبش دانشجويي بيشتر است، نه به معناي فراموش شدن آرمانهاي ديگر، بلكه به سبب
حاكميت سياستهاي اقتدارگرايانه و آزاديستيزي است كه سالياني است بر جامعه و
دانشگاه سايه افكنده است.
جنبش
دانشجويي و در رأس آن، انجمنهاي اسلامي دانشجويان، به اميد بهبودي و اصلاح اين
سياستها، نقشي تاريخي در خلق حماسه دوم خرداد ايفا كردند و آقاي خاتمي را با
پشتوانه بيش از بيست ميليون رأي بر جايگاه رياست جمهوري نشاندند. اما به رغم تلاشهاي
دولت اصلاحات در ايجاد فضايي پرنشاط در دانشگاه و نهادينه سازي ساختارهاي توسعه
سياسي و فرهنگي در جامعه، فرصتسوزيهاي دوستان از يك سو و سنگاندازيها و مانعتراشيهاي
مخالفان و دشمنان اصلاحات از سوي ديگر، آن اميد نخستين را كمرنگ ساخت و در نهايت،
كار ملك و دولت به دست جرياني افتاد كه نهتنها از ابراز مخالفت خود با چندصدايي و
آزاديهاي سياسي و اجتماعي ابايي ندارد، بلكه به صراحت فرياد ميزند كه از واژه
دموكراسي دچار تهوع ميگردد.
فضاي
امروز دانشگاهها به حق، از تأسفبارترين وضعيتهاي تاريخ دانشگاهي ايران است. اگر در تاريخ معاصر،
و در خاطرات فعالان دانشجويي دوران گذشته ميخوانيم كه دانشجويان مبارز به رغم
دستگيري و زندان و محكوميت، باز به دانشگاه بازگشته و به تحصيل خود ادامه ميدادند،
امروز حتي حق تحصيل را كه از ابتداييترين حقوق مصرح در اعلاميههاي حقوق بشر و
قانون اساسي است، از دانشجويان فعال و منتقد دريغ ميدارند و با ترفندهايي چون درج
ستاره در كنار نام دانشجو و يا عدم ارائه كارنامه قبولي، از ورود او به مدارج
بالاتر تحصيلي جلوگيري ميكنند و گويا در اين اقدامات غيرقانوني چنان پشتگرم و
مورد حمايتاند كه حتي به احكام نهادهايي چون ديوان عالي كشور به نفع دانشجويان
نيز وقعي نمينهند.
بازنشستگي
اجباري و اخراج خوشنامترين و زبدهترين استادان دانشگاه را نيز بايد به افتخارات
دولت نهم افزود. دكتر محمد مجتهد شبستري، دكتر حسين بشيريه و دكتر محسن كديور،
تنها نمونههايي از اين دست تصفيههاست كه جامعه دانشگاهي را از برجستهترين
مغزهاي توليد دانش در كشور محروم ميكند. طبيعي است كه در نبود آنان، جاي براي
كساني باز شود كه بدون صلاحيتهاي علمي و با استفاده از رانتهاي ريز و درشت، در
هيئتهاي علمي دانشگاهها جا خوش كنند و سقوط آزاد دانشگاههاي كشور را در رتبهبنديهاي
علمي بينالمللي سرعت بيشتري بخشند.
تعليق
و تعطيل انجمنهاي اسلامي و تشكلهاي دانشجويي، توقيف پي در پي نشريات دانشجويي،
صدها مورد احضار و صدور احكام شداد و غلاظ از سوي كميتههاي انضباطي و دستگيري و
بازداشتهاي طولانيمدت دانشجوياني چون توكلي و قصابان و منصوري و نكونسبتي، حوادثي است كه در اين دو سال، از فرط تكرار،
ديگر عادي و روزمره شدهاند.
جالب
اينجاست كه تمام اين اتفاقات آزاديكش در شرايطي اتفاق ميافتد كه رياست محترم
دولت، در مجامع آكادميك كشورهاي ديگر، ايران را آزادترين كشور جهان ناميده، در
دفاع از كرامت انساني و حقوق بشر، گوي رقابت را از پدران مكتب ليبراليسم نيز ميربايد!
دامنه
مصائب و بلاهايي كه از منجنيق فلك بر سر دانشگاه باريدن گرفته است، تنها در حوزه
مربوط به سياست نيست. امروز رتبه علمي دانشگاههاي كشور، عموماً به پايينترين رديفهاي
جداول ردهبندي دانشگاههاي جهان رسيده است و دولت به جاي ارتقاي كيفي و علمي
دانشگاههاي تحت مديريتش، در سوداي اين است كه چه كند تا دانشگاه آزاد را نيز به
چنگ آورد يا چه تدبيري بينديشد تا با سهميهبندي و ... دختران كمتري وارد دانشگاه
شوند.
جنبش
دانشجويي استان فارس
تمام
آنچه درباره وضعيت دانشگاهها در سالهاي اخير گفته شد، كم و بيش درباره دانشگاههاي
موجود در استان فارس (اعم از دولتي و آزاد) نيز صادق است. احضارهاي متعدد فعالان
دانشجويي به كميتههاي انضباطي، توقيف نشريات دانشجويي و نظارت پيش از چاپ بر
آنها، عدم اعطاي مجوز به تشكلهاي دانشجويي منتقد، دخالتهاي ناروا و اهانتآميز
در نحوه پوشش و آرايش و روابط دانشجويان، روا داشتن تبعيض و بيعدالتي در اعطاي
امكانات و مجوز برگزاري مراسم به تشكلهاي دانشجويي، و مهمتر از همه، قصه پرغصهاي
كه بر سر قديميترين تشكل دانشجويي استان، يعني انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه
شيراز و علوم پزشكي رفته است، از بارزترين نمونههاي اين ادعاست. مديريت جديد
حاكم بر دانشگاه دولتي شيراز، ابتدا به بهانه لزوم اخذ مجوز فعاليت بر اساس آييننامه
جديد تشكلهاي دانشجويي، دفاتر و فعاليتهاي اين انجمن را به تعطيلي كشاند و در
ادامه، به شماري از مهرههاي مورد اعتماد خود در ميان دانشجويان كه در تشكلي گوش
به فرمان گرد آمده بودند چراغ سبز نشان داد كه نام پرافتخار اين انجمن را غصب كنند
و خود را "انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز" بخوانند.
البته
اينان نيز نمكدان نميشكنند و به جاي دفاع از حقوق دانشجويان و به جاي اعتراض بر
اين همه بلا و مصيبت كه بر دانشگاههاي كشور ميگذرد، همپيمان با برخي از نهادهاي
نظامي موجود در دانشگاه، به دنبال امور موهومي چون برجهاي دوقلو و سهقلو در
شيراز ميگردند و نام هياهوهاي بچهگانه خود را "عدالتخواهي" ميگذارند.
جالب
است كه در عدالتخواهي اينان، پرسشهايي از اين قبيل جا ندارد كه به رغم درآمد بيسابقه
دولت جديد از محل فروش نفت كه در دو سال اول، برابر با درآمد يك دوره رياست جمهوري
خاتمي و دو دوره رياست جمهوري هاشمي بوده است، چرا رشد اقتصادي كشور سير نزولي
داشته و گراني و بهاي مسكن و مشكلات معيشتي مردم سربه فلك كشيده است؟
در
عدالتخواهي اين دوستان، پرسش از قراردادهاي كلان اقتصادي دولت با برخي از نهادهاي
نظامي حامي رييس جمهور كه تيشه به ريشه بخش خصوصي كشور زده است جايگاهي ندارد. از
ميان اين دوستان عدالتطلب، كسي از دولت نميپرسد كه چه كساني در واردات اقلامي
چون شكر سود ميبرند كه اجازه ميدهد چندين برابر نياز دروني كشور شكر وارد شود تا
توليدكننده داخلي اين محصول به خاك سياه بنشيند؟ و نيز از ميان آنان كسي نيست كه
بپرسد بر اساس كدام صلاحيت علمي و تجربي جوانكي خام، به صرف حضور در ستادهاي
انتخاباتي جناب احمدينژاد و حمايت سينهچاكانه از او، بر مصدر مديريت يكي از
بزرگترين صنايع خودروسازي مينشيند و تازه بر وزير مربوطه فشار ميآورند كه تمام
شركتهاي خوروسازي را در هم ادغام كنند و به دست باكفايت اين فرد بسپارند؟
آري،
بهتر است براي اينكه گردي بر دامن دولت مهرورز ننشيند و شبههاي در عدالتگستري او
پيش نيايد، صحبتي از ريخت و پاشها و حيف و ميلهاي كلان دولتي به زبان نياوريم و
در همين حوالي شهر محل تحصيلمان، پروژهاي بيابيم و نام دهنپركن برج دو قلو بر
آن گذاريم و يك روز با بيانيه، روز ديگر با تجمع در دانشگاه و روز سوم با تظاهرات
در خيابانهاي شهر، كه البته مطمئنيم كه بر خلاف تجمعات و تحصنهاي دانشجويان
اصلاحطلب در امنيت و سلامت كامل برگزار خواهد شد، به نحوي عرق عدالتخواهيمان را
تسكين دهيم.
البته
اي كاش در اين ميان، دم خروس سرسپردگي اين دوستان به فرماندهان دولتيشان با
افزودن عنوان "پيگيري پرونده جاسوس هستهاي"(!) نمايان نميشد و باور
ميكرديم كه دست كم در همين محدوده تنگ و نازل، واقعاً دغدغهاي از عدالت نيز وجود
دارد.
در
پايان، شاخه های دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي منطقه فارس و حزب اعتماد ملی
استان فارس ضمن گراميداشت روز دانشجو و ياد و خاطره شهداي 16 آذرماه 1332، رئيس
دولت، وزارت علوم و تشكلهاي دانشجويي حامي دولت را به بازانديشي درباره رسالتها
و وظايفشان در قبال جامعه دانشگاهي فراميخواند و هشدار ميدهد كه ملك و دولت و
رياست، اگر ماندني بود به دست اينان نميرسيد و دفتر بر صدرنشيني آنها نيز در
آيندهاي نهچندان دور، به برگ آخر خواهد رسيد. از آن پس، آنچه در خاطره ملت صبور
و نجيب ايران خواهد ماند، فهرستي از خدمات يا سياههاي از خيانتهاست.
اين شاخه به نوبه اميد دارد دولتمردان امروز و
حاميان سينهچاكشان در آن هنگام، مفتخر به
فهرست خدمات باشند نه خجلتزده از سياهه خيانات.
والعاقبه للمتقين
شاخه دانشجويان حزب اعتماد ملي استان فارس
شاخه دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي منطقه فارس
به نام خدا
واژۀ دانشجو به فردی نسبت داده میشود که در جستجوی حقایق و تجربیات جدید وارث و نگهدارندۀ تجربیات و دانش نسل های قدیم سکّاندار حرکت بشر به طرف توسعه و پیشرفت است.چیزی که دانشجو را از بقیۀ افراد اجتماع متمایز میکند و ویژگیِ منحصربه فرد و نقش استثنائیِ او را روشن میسازد نیروی خلاقیّت و سلامت فکر است. دانشجو نوگراست و دائم به ایجاد تغییرات و پدیدآوردن نظم نوین فکر می کند. بدون تردید مسائل اجتماعی و سیاسی همواره از دغدغه های اصلی دانشجویان در کشور ماست و جنبش دانشجویی در دوران مختلف تاریِخ معاصر ایران کوشش های به سزایی در ایفای نقش مؤثر در تحولات سیاسی و اجتماعی جامعۀ ایران داشته است. اگر بخواهیم در دورۀ کنونی به بررسی موانع و مشکلاتی که بر سر راه جنبش دانشجویی قرار دارد بپردازیم درمی یابیم که بخشی از این مشکلات ناشی از عملکرد حکومت و بخشی ناشی از عملکرد خود دانشجویان است. شاید عمده ترین مانع بر سر راه جنبش دانشجویی رفتار محافظه کارانه و اقتدارگرایانۀ حکومت باشد. حکومت گران به جای آنکه زمینۀ رشد و بالندگی اقشار مختلف جامه و بویژه دانشجویان را فراهم کنند با اجرای سیاست های اقتدار طلبانه و ایجاد محدودیت در تمام ابعاد،به جای همراهی با جنبش دانشجویی دست به کنترل آن میزند. این رفتار محافظه کارانه در سیاست به نوعی بنیان روانی وابسته است. شخصیت ها و گروه های مقتدر که کلید کارها و برنامه های کلان کشور را در دست دارند در چهاچوب روانی خاصی طبقه بندی می شوند. در این راستا تعریفی را که از یک شخصیت مقتدر می توان إرائه داد چنین است: [این شخصیت سخت هوادار تطابق خویش با عرف و سنت است،کورکورانه از نظام های ارزشی متعارف اطاعت می کند،مطیع و وفادر قدرت هاست. دیدی سطحی از یک دنیای اجتماعی و اخلاقی دارد که به مقوله هایی کاملاً متمایز( نیک و بد ـ سیاه و سفید ـ طرفدار خالص و بی قید و شرط سیاست های نظام و همسو با صهیونیزم بین الملل و غیره...) تقسیم شده است. دنیایی که روش منظّم و دارای حدّ و مرز است، ودر آن قدرتمندان را شایستگی فرمان راندن است زیرا که در زمرۀ بهترین افرادند و بقیه ضعفا و زیردستان هستند. دنیایی که در آن ارزش اشخاص تنها به وسیله ضابطه های برونی مبتنی بر شرایط اجتماعی تعیین می شود. مجموعۀ این رفتارهای سیاسی خصوصاً وجه تمایز افرادی است که نسبت به خود تردید دارند و هرگز توفیق نیافته اند که شخصیّت ویژه خود را بسازند و آن را تثبیت کنند و از«من» خود و هویت خاص خوش دفاع کنند. از آنجا که در درون خویش چیزی ندارند که بدان توسل جویند به قالب های بیرونی منشبث می شوند.بدین سان ثبات نظم اجتماعی پایۀ ثبات شخصیّت خود ایشان می شود؛ با دفاع از نظم اجتماعی از خوشتن ـ از اساس «من» و از تعادل روانی خود دفاع می کنند. فرافکنی ـ تجاوز طلبی و نفرتشان از مخالفان و خصوصاً از «دیگران» و از کسانی که متفاوت اند و از آنان که طریقۀ زندگیشان و نظام ارزشهایشان نظم اجتماعی را به مبارزه می خواند و به اساس و عمومیّت این نظم شک می کند از اینجا ناشی می شود. بدین سان اشخاصی که از جهت درونی استحکام کمتری دارند به ظاهر بزرگ ترین استحکام بیرونی را نشان میدهند. این وحدت گروهی مخرّب روحیۀ خلاّق دانشجو را بر نمی تابد؛ إیده های نو و نظام های ارزشی جدید، افکار منجمد طرفدار اقتدار سنتی را به چالش می کشد و وحشت، پایل های فکری او را متزلزل می کند مانند وحشت کودکان از تاریکی ـ وحشت انسان از ورود به دنیای ناشناخته ـ وحشت خروج از انجماد ـ وحشت خروج از امنیّت نسبی و مصنوعی حاضر. از دید او دانشجو قصابّی است که با یک چاقوی تیز به جان حاصل زحماتش افتاده و نه جرّاحی که با شکافتن بدن یک پیکرۀ بیمار به دنبال خارج کردن عامل بیماری از این پیکره است. بنابراین با تمام قوا برای به عقب راندن این جنبش هجوم می آورد.
امّا عملکرد دانشجویان در واکنش به این هجوم چگونه است؟
دانشجو مواضع سیاسی خود را دارد. دانشجو برای دفاع از هویّیت خود، برای دفاع از حریم خود نمی تواند نسبت به مسائل سیاسی بی تفاوت و بی توجّه باشد. فعآلان سیاسی در دانشگاه ها در سال های گذشته و همچنین در دهه های گذشته با وجود تمام مشکلات به حیات خود ادامه داده اند و بر ادامۀ راه خود استواراند. امّا دیگر آفتی که حریم دانشجو را به سختی تهدید می کند این است که دانشجو چنان محو دنیای پیرامون و حرف های هزار لا و هزار توی سیاستمداران و کوچه پس کوچه های دنیای سیاست شده که گویی کار اصلی خود را فراموش کرده است. دانشگاه قبل از هر چیزی محیط فکر،محیط تحصیل و محیط تحقیق و پژوهش است. متأ سّفانه چیزی که امروز ما در محیط دانشگاه های کشور می بینیم چیزی است غیر از آنچه که باید باشد. گروهی به دنبال کار سیاسی هستند ـ گروهی به دنبال مدرک ـ و گروهی نیز به دنبال گرفتن نمرۀ قبولی و رفع تکلیف و در کل به دنبال هر چیز دیگری به غیر از دانستن و فهمیدن و آفرینش و ابداع هستند. عموماً دلیل این بی انگیزه گی نبود آیندۀ شغلی و تضمین کاری پس از فارغ التحصیلی عنوان می شود. امّا این نمی تواند دلیل کافی برای کم کاری و بی توجِهی باشد. شرایط اسف باری که پوچی،بی هویتی، بی تکلیفی و بی هدفی جوانانی که نام خود را دانشجو گذاشته اند به وجود آورده دانشجو را به یک قشر مصرف کننده تبدیل کرده که سربار خانواده هاست و بخش مهمی از منابع اقتصادی خانواده ها را به خاطر هیچ به هدر می دهد. دانشجویانی که دغدغۀ مسائل اجتماعی و سیاسی را دارند اگر احساس وظیفه ای می کنند باید بخشی از آن را صرف این کنند که برای درمان این بیماری راهی بیابند؛ هرچه باشد آنها در خلال فعّالییت های سیاسی نشان داده اند که نسبت به سایرین مسئولیّت پذیرترند و نسبت به محیط اطرافشان آگاه تر و حساس تر.
در میان سخن پراکنی های آقایان اقتدار طلب فعلی این سخن هم گفته شده که دانشجویان ضمن داشتن دید سیاسی و مواضع سیاسی به جای سیاسی کاری به امور تحصیل و تحقیق خود مشغول باشند. این سخن می تواند به عنوان عزم ایشان و هم فکرانشان برای دور نگه داشتن جنبش دانشجویی از فعالیت برای احیای حقوق مسلّم خود باشد. امّا این سخن جنبۀ نیکویی هم دارد که همان توجّه بیشتر به تحصیل و تحقیق به عنوان وظیفۀ اصلی دانشجوست.
سخن نیک را باید پذیرفت حتی اگر از زبان اشخاصی بیرون بیاید که اندیشه شان بر خلاف اندیشۀ ماست و اگرچه این سخن بر سنگ دیوار یک کوچۀ مخروبه نوشته شده باشد.داشتن ذهن دینامیک و فکر خلّاق ـ گردش در اطلاعات ـ جذب اطلاعات جدید ـ آزمایش ایده های نو و ثبت تجربیات گذشتگان عمده ترین وظیفۀ یک دانشجو است.
آموختن امری پیوسته و همیشگی است و تحت هیچ شرایطی نباید به دست فراموشی سپرده شود.
چو گوئی که وام خرد توختم همه هرچه می باید آموختم
یکی نغز بازی کند روزگار که بنشاندت پیش آموزگار
دکتر هجر



جبهه مشارکت ایران اسلامی شیراز به مناسبت ایام سالگرد وفات آیت الله طالقانی مراسمی را برگزار می نماید.
کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی شیراز ضمن اعلام این خبرافزود:جنبش اصلاحات و جریان روشنفکری دینی مدیون اندیشه های تابناک آیت الله طالقانی است و این برنامه گام کوچکی است برای پاسداشت بینش و منش ابوذر زمان و مفسر بزرگ قرآن آیت الله طالقانی.
بنا بر اعلام کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی شیراز این برنامه روز پنج شنبه مورخ 22 شهریورماه در محل دفتر جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه فارس واقع در شیراز-چهارراه ادبیات-بلوار چهل مقام –کوچه اول سمت راست-پلاک 24 از ساعت 17با سخنرانی دکتر محمد مهدی جعفری از شاگردان و همفکران آیت الله طالقانی برگزار مشود.

اين روزها مصادف است با سالگرد ربوده شده امام موسي صدر كه به راستي يكي از تأسفبارترين رويدادهاي تاريخ تشيع و به ويژه جريان نوگراي اين مذهب بود. اين شخصيت به رغم تأثير شگرفي كه در سده اخير داشته است چنانكه بايد و شايد براي نسل امروز شناخته شده نيست. امام موسي صدر از آن شخصيتهايي است كه سيره عمليشان درسآموزتر از ميراث تئوريك و فكريشان است. كمتر مصلح و متفكري را ميتوان در تاريخ نام برد كه اين چنين شخصيت چند وجهي و ذو ابعادي داشته باشد. تبحر شگفتانگيز در علوم حوزوي، ورود به دانشگاه و تسلط بر علوم جديد، منتسب بودن به خانوادهاي مشهور و ريشهدار، آزادفكري و شجاعت در طرح فتاوا و نظريات جديد فقهي، تسلط به زبانهاي خارجي، شناخت كافي از دردها و معضلات روز، كفايت و توان مثال زدني در مديريت و هدايت تودهها، اعتقاد به فعاليت تشكيلاتي و نظاممند، تساهل و تسامح در رفتار با تيپهاي گوناگون مردم، خوشخلقي و تواضع، اعتقاد راسخ به آزادي و كرامت انساني و ... ويژگيهايي است كه همه در اين شخصيت جمع شده و از او چنان كاريزمايي ساخته بود كه حتي مسيحيان نيز مسحور شخصيت او بودند و مي گفتند: « كأنه سيدنا مسيح؛ گويا كه او مولاي ما مسيح است ».
برخي از نظريات و رويكردهايي كه امام موسي در حدود 40 سال پيش مطرح كرده است، از آراي كنوني روشنفكران ديني است. از جمله اين نظر ايشان كه زمان و مكان در اجتهاد، دو عنصر اساسي و رهگشا است و مجتهد پيش و بيش از آنكه در پي اين باشد كه پيامبر و ائمه در زمان خود چه گفته و چه كردهاند، بايد به دنبال پاسخ به اين سؤال باشد كه اگر آن بزرگان امروز بودند چه ميكردند.
در سيره عملي امام نيز مواردي مشاهده ميشود كه نيروهاي سياسي و به ويژه اصلاحطلبان، امروز بدان رسيدهاند در حالي كه او در دهه سي و پس از ورودش به لبنان به كار بسته است. امام موسي هنگامي كه وارد لبنان شد، پيش از آنكه شعارهاي سياسي و مدرن سر دهد، بهبود رفاه و وضعيت معيشتي و رشد آگاهي و دانش شيعيان جنوب لبنان را سرلوحه برنامههاي خود قرار داد و قبل از آنكه دست به تأسيس حزب سياسي بزند دهها نهاد مدني و اجتماعي و خيريه پايه گذاري كرد كه پسران و دختران تربيت شده در اين نهادها بعدها به كادرهاي مؤثر و كليدي جنبش امل تبديل شدند. اگر امروز ما پس از شكستهاي پي در پي، در پي راهي براي ترجمه دموكراسي به آب و نان و تفهيم ارتباط اين دو به مردم هستيم، امام موسي از همان آغاز، جامعه شيعي لبنان را چنان رهبري كرد كه يك دهه بعد، همه به اين نتيجه رسيده بودند كه بدون حضور در عرصه سياسي لبنان و مشاركت در ساختار قدرت اين كشور، نمي توانند رفاه و توسعه متناسب با شأن خود را به دست آورند.
به راستي كه ما به شخصيتهايي چون امام موسي صدر سخت محتاجيم و حتي اگر امروز پس از سي سال از ناپديد شدن او به انديشه و سيره او سر بزنيم درسهاي آموختني فراواني ميتوانيم از او بياموزيم. از همين رو است كه شهيد مطهري درباره او گفته است: « آقاي صدر 50 سال جلوتر از زمانش بود ».