داود آموزگار 56ب123
جعفر آي 56الف247
سهيلا ابراهيمي 56ب157
عبدالمجيد ابيار 56ب457
اكبر اجرايي 56الف156
طاهره احمدي 56ب346
محسن ارغوان 56ج367
حيدر اسكندرپور 56الف456
عباس اسكندري 56ب347
رضا اسمعيل خاني 56ب127
مسعود اشرف زاده 57الف246
امين رضا افريني 56الف234
محمد رضا اكبري 57الف135
محمود اميري 57الف235
ابو الفضل انصاري هزار دره 56الف126
رامين بابادائي ساماني 56ب124
محمد باستان 56ج567
امين باقري كراچي 56الف167
ابراهيم بديعي 56الف123
شهريار برومند 56ب345
عباس بشردوست 56ب356
كرامت بلاغي 56ج256
ناصر بهاري خوب 57الف357
سيما بهبودي 56ب267
فريبرز پرويزي 56ج245
سعيد پروين حقيقي 56ب145
عليرضا پژوهش 56ج134
علي پهلوساي 56ج124
سكينه توتونچيان 56ب156
مهرداد توحيدي 57الف345
سعيد توكلي 56ب146
رضا ثابت اقدم 56ب134
محمد علي ثابت حاجيوني 57الف145
عليرضا جاويد 56ج135
خدايار جعفري 56الف467
محمد جعفري 57الف124
ابوالفتح جمشيدي مطلق 56الف134
ميترا جنتي جهرمي 57الف356
فرهاد جوانمردي 56ج236
رسول حاجي زاده 56ب126
سيد نا صرالدين حجت 56ب247
محسن حساني 56ج356
رحيم حسن زاده 56ب125
احد حسين دوست 56الف135
محمد كاظم حقيقت 57الف156
حيفا حميدي 56الف457
محسن خادمي 56ج456
عبدالغفار خاضعي 56ب456
محمد خباز شيرازي 57الف126
كاظم خلوصيان 56ج247
محمد علي خورسنديان 57الف146
محسن درخشنده گلپايگان 56ج457
احمد درويشي 56الف136
سيد احمد رضا دستغيب 56ب235
سيد احمدرضا دستغيب 56ب236
سيد مرتضي دستغيب 56ب246
محمد امين ده بزرگي 56ج467
مريم ده بزرگي 57الف236
علي دهقان فارسي 56ج125
بهرام دوكوهكي 56الف237
مريم ديهيم 57الف237
سيد حسين ذوالانوار 56ب237
محمد حسين ذوالعدل 57الف125
محمد رحيمي 57الف134
جلال رحيميان 56الف257
مريم رزم آهنگ 57الف245
ايرج رستمي 56الف235
سعيد رستمي 56ب137
مسعود رضائي 57الف247
سيد ابراهيم رضوي 56ب167
ابراهيم رنجبر 56الف124
غلامحسين رهبر 56ج137
رحمت روحاني سروستاني 57الف457
محمد هادي روحيان 57الف167
مهدي روزي طلب 57الف267
منصور روستا 57الف257
غلامرضا زارع 56ج146
كريم زارع 56ج345
كرامت الله زارع پناه 56ج257
فرهاد زارع داريوني 56ج235
علي زاهد روزگار 56ج126
ابو طالب زاهدي 56الف127
كرامت اله زندي قشقايي 56ج267
حسين علي ساساني 56الف356
احمد رضا ستاري 56الف137
غلامحسين ستايشگر 56ج145
علي ستوده 56ج127
غلامرضا سراداري 56ج147
غلام رضا سياري 56ج136
سيد احسان شاه اميريان 56ب234
مسلم شريفي 57الف256
محمد جعفر شعله 57الف123
يوسف شمس 57الف456
نرگس خاتون صباغ 57الف367
مهرزاد صنعتي ابنوي 57الف347
ابراهيم طالب پور 56الف125
فرزانه طالبي 56ج234
احمد رضا طالبي نژاد 56الف145
حميد طالع زاده شيرازي 56الف367
سعيد طوسانيان 56ب147
محمد عباس پور 57الف137
جواد عرفان منش 56الف345
سيروس فارسي 56ب256
علي فاني بنادكي 56ب567
پرويز فتاحي 56الف246
فاضل فتوحي آزاد 56ج156
محمد فرشيد مهر 57الف147
فرخ فضلي 56ج157
محبوبه فولادفر 56ج346
جعفر قادري 56الف256
محبوبه قاسم زاده 56ج347
عظيم قاسمي 56ب467
فرهاد قاسمي 56ج237
فرزاد قندهاري 56ج167
فضل اله قيصري 56ج246
خليل كلانتري 56الف567
امير پيروز كلاهي آذر 56الف157
زهره كلبعلي 56ب136
جهانزير كوه نبرد خلاري 56الف267
بهنام گرامي نيك 56الف245
محمد خليل گراهم 57الف127
جواد گرگين 56الف346
سيروس مختار 56ب257
محمد هادي ملازم 57الف234
مهرداد منصوري 57الف346
ارش مهدوي 56الف146
سيد عبدالرزاق موسوي 56ب245
محمد رضا نامور منصور ابادي 57الف136
اسد نصيري 56الف147
علي اكبر نصيري 56ج123
بابك نصيري قرقاني 56الف236
محمد مهدي نعمتي 57الف157
حميد رضا نوراني 56الف357
حسن نيلي احمدآبادي 56الف347
زهرا وحيد 56ب135
عباس وهابي 56ب357
محسن يزدان پناه 56ج357
عبدالحميد يوسفي 56ب367
به نام خدا
چند روزی تا 24 اسفند 86 باقی نمانده. روزی که باید نماینده ای را انتخاب کنیم تا مجلسی سازد که تجلی ارادۀ ملی است. می گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست و ما بهار 86 را با نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی آغاز کردیم تا سالی نکو داشته باشیم اما چه شد که پایان 86 نکو نیست و رنگی از اتحاد و انسجام در آن دیده نمی شود؟
انتظار 24 اسفند از ابتدای 86 برای همگان زیبا بود زیرا بالاخره بعد از 4 سال به ندانم کاری ها و عوام فریبی های مجلس هفتم و پیروی کورکورانه اش را از دولت نهم پایان می بخشید. مجلس هفتمی که دو بودجۀ تورمی و غیر علمی دولت اقتدارگرای نهم را به تصویب رساند و آن قدر ضعیف و نا توان بود که در آخرین لحظات پایان عمر خود نتوانست مقابل قدرت لجام گسیختۀ دولت اقتدارگرا را بگیرد و برای امضای قانونی که رئیس دولت نهم از آن سر باز زده، در نامه ای بی ریط از مقام رهبری اجازه می گیرد در حالی که دولت همواره باید پاسخگوی مجلس باشد اما این مجلس ضعیف و ناکارآمد که بارها با همراهی های جاهلانۀ خود حقوق حقۀ مردم را ضایع کرده، پاسخگوی دولت است.
مجلس هفتم به پایان خود رسید در حالی که اجاره نشینان کرسی های بهارستان آنجا را با مسجد و نمازخانه بارها اشتباه گرفتند و در صحن مجلس بارها شاهد ریاکاری های نمایندگان بودیم، نمایندگانی که شأن نمایندگیشان را حفظ نمی کردند، نماز جماعت هایی را در صحن مجلس هنگام سخنرانی ها برپا می کردند که نوعی بی حرمتی به ساحت مقدس نماز بود، نمایندگانی که عادت به نشستن بر روی صندلی نداشتند و بارها با در آوردن کفش های خود جلسات گپ و گفتگوی چند نفرۀ خود را بر روی زمین صحن بر پا می کردند.
افسوس 24 اسفندی که می آید نه آن 24 اسفند زیباست که مردم انتظار آن را می کشیدند.مردمی که همواره دارای فهم و بینش سیاسی دقیقی هستند و این را در دوم خرداد 76 ثابت کردند.اما دولت نهم و طرفداران سینه چاک آن همواره منکر این فهم و بینش هستند و معتقدند که این ملت عزیز و شریف محتاج به قیم است، قیمی که به اسم مردم می نویسد اما به نام اقتدارگرایی می خواند.
در حالی به 24 اسفند نزدیک می شویم که علی رغم تأکید مقام رهبری بر پرهیز از بداخلاقی های انتخاباتی بارها شاهد این بداخلاقی ها بوده ایم که دیگر نمی توان به آن بداخلاقی گفت بلکه جنایتی تاریخی است در حق این ملت ستم دیده که شهیدانی در راه اسلام و آزادی داده تا انتخاباتی آزاد بر پایۀ مردم سالاری داشته باشد.
شورای نگهبان با لبیک گفتن به دولت اقتدارگرا در حالی به بداخلاقی انتخاباتی دست زد که به هیچ یک از ارزش ها و آرمان های انقلاب توجهی نکرد، سخنان امام خمینی(ره) و مقام رهبری را به گوشه ای گذارد و اقدام به رد صلاحیت های گستردۀ نیروهای فرهیخته و نخبه و انقلابی کشور به جرم اصلاح طلب بودن زد.عزیزانی که هریک در ساختن این انقلاب و این جمهوری اسلامی سهم عمده ای داشتند. شورای نگهبان تا جایی به بیعت خود پای بند ماند که حتی رحمی به منتقدان هم مسلک خود نکرد و آن ها را هم از گردونۀ انتخابات خارج کرد. شورای نگهبان این بار مردم را به مرگ گرفت تا به تب راضی شوند.با رد صلاحیت فله ای و تأیید قطره چکانی نامزدها در چند روز باقی مانده به 24 اسفند تأیید صلاحیت فله ای انجام داد که تقریبا تمام فله ای های صلاحیت شده از طرفداران جریان اصولگرایی هستند تا شورای نگهبان به نوعی خوش خدمتی خود را به رییس دولت اقتدارگرا نشان دهد.
در این دوره طرفداران جریان اقتدارگرا بد اخلاقی انتخاباتی را به حد اعلای خود رساندند تا جایی که به مراجع گرانقدر منتقد عملکرد دولت و روند تأیید صلاحیت ها واکنش های تندی نشان دادند، فاطمه رجبی همسر الهام وزیر الوزرا و سلطان سمت های دولتی ماشین فحش خود را با توجه به منع شرعی ایشان توسط مقام رهبری با قدرت به کار انداخته، توهین به بیت امام و قدردانی و دلداری حسین شریعتمداری از مدیر سایت نوسازی و اعتراض اشخاص اصولگرای اقتدارگرا به بستن سایت نوسازی، دخالت فرماندهان نظامی اقتدارگرا در امر انتخابات و امور سیاسی و جهت دهی به اذهان علی رغم مخالفت شدید امام خمینی(ره) و منع دخالت نظامیان در امور سیاسی، و در آخر تمام این بد اخلاقی های انتخاباتی باعث از دست دادن عزیزی شد که تا آخرین لحظات زندگی با سعادتش وفاداری خود را به اندیشه ها و شخص امام(ره) نشان داد. آیت الله توسلی همراه همیشگی آقای خاتمی در حال دفاع از ارزش ها و بیت امام دعوت حق را لبیک گفتند.
انتخابات 24 اسفند در حالی می خواهد برگزار شود که با نگاهی به تاریخ گذشتۀمان ما را به یاد انتخابات رضاخانی و مجالس فرمایشی و هزار فامیلی می اندازد.انتخاباتی که نه آزاد است و نه رقابتی و کرسی های آن برای گروه 6+5 خالی گذاشته شده تا با میثاق نامه ای که از افراد این گروه گرفته شده دیگر در مجلس هشتم حتی شاهد یک استیضاح از وزیران رییس اقتدارگرای 6+5 نباشیم.
مجلس هشتم در حالی می خواهد متولد شود که از همان روزهای اولیۀ سال 86 احمد جنتی، محمود احمدی نژاد، غلامحسین الهام، فاطمه رجبی، غلامعلی حداد عادل، محمد رضا باهنر و حسین شریعتمداری جشن پیروزی خود را گرفته بودند. جشنی که سردار جعفری فرماندۀ جدید سپاه به تازگی به آن پیوسته. وی با سخنرانی خود برای دانشجویان بسیجی و اذعان اینکه ما دو قوه از سه قوه را در اختیار داریم و ان شاالله قوۀ قضاییه هم با ما همراه شود، هم توانست به این کلوپ بپیوندد و هم نوعی بی حرمتی به مقام رهبری کند چرا که منظور ایشان و همفکرانشان این است که اصلاح طلبان نیروهایی ضد انقلاب هستند و ما توانستیم دو قوه را از این جریان بگیریم و قوۀ سوم که قوۀ قضاییه است و رییس این قوه منصوب مقام رهبری است انشاالله به جریان اصولگرایی بپیوندد به این معنی که این قوه همچنان در دست اصلاح طلبان ضد انقلاب است چرا که اصولگرایان خود را نیروهای اصلی انقلاب، پیروی خط امام و رهبری و حافظ جمهوری اسلامی، دلسوز مردم و هزار جملۀ دهن پر کن دیگر می دانند.
امیدواریم روزی شاهد برپایی انتخاباتی باشیم که خون شهیدان انقلاب و دفاع مقدس را پایمال نکند، انتخاباتی که باعث حضور مردم عزیزمان پای صندوق های رأی شود، حضوری که در دوم خرداد 76 به واقعیت پیوست.
محمد علی تارخ
عضو شورای منطقه شاخه دانشجویان فارس
گروه سیاسی
گروهي از سازمانهاي مردمنهاد فرهنگي و كانونهاي دانشجويي با انتشار بيانيهاي، ويژگيهاي نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي را برشمردند. آنان ضمن اشاره به لزوم توجه بيشتر نمايندگان به مسايل ملي و پاسداشت ميراث فرهنگي و معنوي و محيط زيست ايران، خواهان اعلام پايبندي نامزدهاي مجلس شوراي اسلامي به اصول مطرح شده از سوي اين انجمنها و كانونها شدند.
متن كامل بيانيهي انتخاباتي سازمانهاي مردمنهاد فرهنگي و كانونهاي دانشجويي به شرح زير است:
ميدانِ ديد نمايندگان نبايد محدود به منافع محلي باشد و بايد مسايل را بر مبناي توسعهي درازمدت و هدفمند و يكپارچهي ايرانِ پهناور و از زاويهي منافع ملي تحليل كنند و ياريگر همهي تيرههاي ايراني براي رسيدن به حقوقشان - به دور از هرگونه تبعيض - باشند. پيگيري حق 50 درصدي ايران در درياي مازندران و دفاع از حقوقمان در اروندرود و ايستادگي در برابر هوچيگريهاي برخي سردمداران شيخنشينهاي خليج فارس دربارهي جزاير ايراني و توطئههاي آشكار دشمنان شكوه و اقتدار ايران در مورد عنوان تاريخي خليج فارس، از جمله مسايلي است كه بايد پيوسته پيگيري شود.
2- پاسداري از زيستبومهاي ايران
شوربختانه ضعف مسؤولان سازمان حفاظت از محيط زيست از سويي، و نيرومندي پيمانكاراني كه از طريق وزارتخانهها اهداف سودجويانهشان را در قالب طرحهايي به ظاهر عمراني پي ميگيرند، كار را به جايي رسانده كه ايران از نظر شاخصهاي پايداري محيط زيست در ميان 146 كشور جهان رتبهي 132 را بهدست آورد. روند تخريب جنگلها و خاك (كه با ادامهي آن تا كمتر از 20 سال ديگر خاك مرغوبي براي كشاورزي و نزديك به 60 سال ديگر جنگلي نخواهيم داشت) و روند ويران شدن مناطق حفاظتشده، پاركهاي ملي و تالابها و درياچهها، به اندازهاي سهمگين است كه براي كاستن از شتاب آن تنها عزمي ملي را نيازمنديم. آشكار است كه نهتنها نمايندگان منتخب جوامع مدني فرهنگي بلكه همهي نمايندگان بايد براي علميسازي مديريت در اين مورد و پشتيباني بيدريغ از كارشناسان، همگام شوند.
3- عشق به تاريخ و فرهنگ ايران
نمايندگان بايد ضمن آشنايي با تاريخ و فرهنگ ايران، به كليت آن - بدون جدا كردن بخشهايي معين - عشق بورزند و در برابر تحريفهايي همچون گذاردن بخشهايي از تاريخ ايران رو در روي بخشهايي ديگر - كه نشانههايي از آن گاهي به رسانهها يا حتي كتابهاي درسي راه مييابند - بايستند. از ديد ما مردماني كه باشندگان نخستين اين سرزمين بودند، آنهايي كه فرمانرواييهاي شكوهمند باستاني ما را پي ريختند و كساني كه ضمن پذيرش دين مبين اسلام از مبارزه براي استقلال ايران كوتاه نيامدند و انقلاب بزرگي را در دانش جهاني رقم زدند، و كوتاه آنكه همهي انسانهايي كه ايستاده بودن ايران امروزمان را - كم يا بيش - به آنها مديون هستيم، شايستهي احترام هستند.
از نگاه جوامع مدني فرهنگي، مصداقهاي عشق به تاريخ و فرهنگ ايران عبارتند از:
تمام مردماني كه جشن/ عيد بزرگ نوروز را برپا ميكنند، گذشتهاي يگانه با ما دارند و جدا از سياستهاي ايرانستيزانهي برخي از حاكمان آن سرزمينها بايد در روابط خارجي جايگاه مهمي را براي آن مردمان قائل شد.
براي نمونه ميتوان اشاره كرد به توجه بيشتر به جشنهاي ملي ايرانيان از جمله نوروز، مهرگان، شب چله (يلدا)، چهارشنبهسوري، سيزدهبهدر و... - در كنار جشنهاي مذهبي ايرانيان - و همچنين تلاش براي بازگرداندن نشان تاريخي و مليمذهبي شيروخورشيد سرخ - بهجاي هلال احمر عثمانيان - كه در شرايطي سخت و با زحمت بسيار در زمان خود (1334 قمري/ 1903 ميلادي) جزو سه نماد جهاني امدادرساني قرار گرفت ولي با بيتوجهي ما احتمال حذف آن ميرود.
پ) پاسداري از ميراث فرهنگي ايران
ما عملكرد سازمان متولي ميراث فرهنگي (سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري) را در تمام اين سالها كه شكل گرفته است - به نسبت اهميت ميراث فرهنگي در سرزمين كهنسالي چون ايران – به جز كمشمار حركتهاي خودجوش معدودي مدير آگاه، ضعيف ارزيابي كرده و از نمايندگانمان خواهيم خواست تا ضمن تلاش براي تبديل آن سازمان به وزارتخانهاي در خور، از گزينش مديراني آگاهتر و كارشناستر كه با شور و شوق بيشتري به ايران عشق بورزند براي مديريت آن، حمايت كنند. ايستادگي در برابر فشارهاي غيررسمي برخي كانونهاي قدرتطلب و جلوگيري از طرحهاي بيمطالعهي آسيبرسان به ميراث فرهنگي از جمله ساخت برخي سدهاي بزرگ مخزني - كه نابودكنندهي زيستگاهها هم هستند - و شماري از راهسازيهاي غيراصولي و همچنين دفاع از بافتهاي تاريخي برخي شهرها و روستاها و تلاش در راه بهبود وضعيت گردشگري و... از جمله وظايف اين نمايندگان به شمار ميرود.
بيانيه به تأييد اين سازمانهاي مردمنهاد فرهنگي و كانونهاي دانشجويي رسيده است:
انجمن دوستداران میراث فرهنگی ايذه (تاریشا)، انجمن دوستداران ميراث فرهنگي افراز (تهران)، انجمن حقوق زنان ایرانبان (قزوين)، انجمن اهورامنش (مرودشت)، انجمن توفا (شوشتر)، انجمن چيستاگشت (تهران)، کانون جوانان پارس (شيراز)، انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان (تاريانا)، انجمن فرپاد (شيراز)، انجمن کهندژ (همدان)، انجمن دوستداران میراث فرهنگی کاسپین (قزوين)، جمعیت دوستداران میراث فرهنگی یادگار (يزد)، جمعیت جوانان عصر سبز (يزد)، جمعیت سپندارمدان (تهران)، جمعیت مبارزه با اعتیاد (قزوين)، جمعيت دختران حنانه (تهران)، خانهی مأوای جوان (گرگان)، كانون ايرانشناسي پاسارگاد دانشگاه تهران، كانون ايرانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي (تهران)، كانون ايرانشناسي دانشگاه اميركبير (تهران)، کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ (اصفهان)، کانون اندیشهي سپید (تبريز)، کانون پاسارگاد (گرگان)، کانون دانشگران فردا (گرگان)، کانون نفس به نفس (تبريز)، موسسهي حمايت از زيستبومهاي عشاير، موسسهي مهرآیین (رامهرمز)، موسسهي نوآوران (تبريز)، موسسهي میزان (تبريز)، موسسهي طنين آرتا (تبريز)، موسسهي ايلگار (تبريز)، موسسهي کندوکاو (تهران)، فرزندان اهورايي ايران (مشهد)
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم فهیم وهمیشه درصحنه استان فارس
درآستانه انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی باتلاش های پیگیرو شبانه روزی تمامی گروهاوشخصیت های اصلاح طلب استان فارس هماهنگ بافعالیتهای اصلاح طلبان که درسطح کشور باحضور احزاب و گروههای اصلاح طلب و بامحوریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمدخاتمی شکل گرفت برآن هستیم تا گزارشی از آنچه که گذشت ووضعیتی که در پیش روست ،تصمیم نهایی را بر عهده شما مردمی بسپاریم که تنها سرمایه جاودان انقلاب و مخاطب اصلی وصایای امام راحل (ره)هستید.
1-ائتلاف اصلاح طلبان استان فارس پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم با حضور نمایندگان احزاب و شخصیتهای برجسته اصلاح طلب شکل گرفت و درطول بیش از دوسال فعالیت مستمرخود،علاوه بر نقش آفرینی درانتخابات سومین دوره شوراهای اسلامی شهر وروستا،وبا تشکیل جلسات،سخنرانیهاوهمایش هاوتقویت جریان های سیاسی اصلاح طلب،حضور موثری برای جلوگیری از رکود جریان پیشگام اصلاح طلبی و نقد سیاستهای اقتدارطلبانه حاکم داشته است .
اصلاح طلبان فارس درانتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی هماهنگ وحتی پیشگامترازسراسر کشورباهدف فراهم ساختن زمینه حضور گسترده مردم در یک انتخابات سالم ،رقابتی وعادلانه با معرفی نامزدهای اصلاح طلب ومورد پذیرش مردم برزمینه تحکیم وتقویت اصل جمهوریت تاکید داشت.
اصلاح طلبان که اساس فعالیت خودرا بر سیاست ورزی قانونی،مسالمت آمیز ،تدریجی وبرمبنای عقل وعلم وروش های مردم سالارانه قرارداده اند. مشارکت حداکثری مردم وارائه برنامه های کلان نگر و انتخاب افراد اصلح دراین انتخابات را هدف خود قرار داد.
2- اصلاح طلبان که تجربه ردصلاحیت های گسترده و بی ضابطه دوره قبل را درخاطر داشته و بدلیل هماهنگی مجریان وناظران انتخابات دراین دوره خطر بیشتری را احساس میکردنددراولین گام برای خنثی سازی ردصلاحیت های گسترده ،افراد واجدالشرایط را تشویق کردند که برای اعلام نامزدی ثبت نام نمایند،بطوریکه برای جلوگیری ازبهانه جوئیها ی مرسوم کف انتظارات خود را بشدت پایین آورده اند وحتی باحداقل تفکراصلاح طلبی نیزافرادرادرمجموعه خود پذیرفته اند.به این ترتیب درسطح استان فارس برای18کرسی نمایندگی در15حوزه انتخابیه تعداد 83 نفرازاصلاح طلبان نام نویسی کرده اندکه علی رغم رایزنی ومذاکره بامسئولین موثر درجهت اجرای دقیق قانون وپیشگیری ازاعمال سلیقه های جناحی وفردی ولی متاسفانه درمراحل بررسی صلاحیت هاتاکنون داوطلبانی که انتخاب آنان قطعی به نظر می رسید ردصلاحیت شده اند به گونه ای که در 11 کرسی اصلاح طلبان هیچ نامزدی برای رقابت ندارند.
3-باتوجه به مواردفوق برای ائتلاف اصلاح طلبان فارس به دلیل ردصلاحیت نامزدهای خود درحوزه های انتخابیه شیراز،مرودشت ارسنجان پاسارگاد،کازرون،لارستان،سپیدان،سروستان کربال کوار،نی ریز استهبان وممسنی امکان معرفی نامزد نداشته و درسایر حوزه های انتخابیه نیز بررسی لازم انجام ونسبت به معرفی نامزد واجد شرایط اقدام خواهدشد.
بدیهی است مردم فهیم درحوزه هایی که امکان ارائه نامزد برای اصلاح طلبان وجود ندارد باعنایت به وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام(ره)که تاکید داشتند نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.خود مصادیق را تشخیص داده و تصمیم مقتضی را اتخاذ خواهندکرد.
مردم آگاه ما با حضور هوشمندانه در انتخابات نشان خواهند داد که استقلال،آزادی،جمهوری اسلامی آرمانی است که همچنان زنده است وبا رفتار سیاسی خود در روز 24 اسفند ماه به جریانی که برای رای مردم هیچ ارزشی قایل نبوده ونیست و جمهوریت نظام رانفی میکند وبرداشتی متحجرانه از اسلام دارند مقابله خواهند کرد.
ائتلاف اصلاح طلبان فارس علی رغم وضعیت پیش آمده ، هم چنان پایدار به فعالیت های سیاسی فرهنگی ادامه خواهد دادوازمردم شریف برای برای حضور در برنامه ها و حفظ انسجام وامید برای آینده دعوت می نماید.
ستاد ائتلاف اصلاح طلبان فارس
بسمه تعالي
« حزب معبد من است » شهيد دكتر بهشتي
نكاتي درباره حزب و كاركردهاي آن
تعريف حزب
حزب (Party) گروهي از شهروندان نسبتاً سازمانيافته است كه براي محقق ساختن هدف يا اجراي برنامه خاصي، سعي در كسب قدرت دارند.
چگونگي ظهور احزاب
پيدايش احزاب در سايه عواملي چون نهادينه شدن قانون اساسي، استقرار پارلمانها و پديده تفكيك قوا بوده است. وجود احزاب با نهادينه شدن دموكراسي در جوامع رابطه مستقيم دارد، هرچند امروزه نظامهاي غير دموكراتيك نيز با هدف تربيت كادر مديريتي خود، دست به تشكيل احزاب ميزنند.
عناصر و اجزاي تشكيل دهنده احزاب
_ سازمان مركزي، كه به انحاي مختلف در احزاب وجود دارد و رهبري حزب نيز به عهده آن است ( البته در احزاب داراي ساختار دموكراتيك، اين بخش از حزب با آراي بدنه حزب شكل ميگيرد)؛
_ اعضا؛
_ اساسنامه، كه مجموعه قواعد و مقررات حكمفرما بر تشكيلات حزب است؛
_ مرامنامه، كه آرمانها و هدفهايي را بازگو ميكند كه حزب براي رسيدن به آن تشكيل شده است؛
_ مانيفست، كه شامل عقايد، نظرها، برنامهها و پيشنهادهاي حزب در ادارهحكومت ميباشد.
احزاب در شرايط زير مستعد شكلگيري هستند:
1_ رشد جامعه مدني؛
2_ آمادگي شهروندان براي مشاركت در فعاليتهاي سياسي؛
3_ وجود شكافهاي اجتماعي فعال.
كارويژههاي احزاب
1_ پذيرش و به رسميت شناختن تضادهاي موجود در جامعه و سمت و سود دادن به آن؛
2_ نمايندگي منافع طبقات اجتماعي؛
3_ تسهيل شناخت داوطلبان ورود به قدرت ( به عنوان مثال، اگر در انتخابات پارلمان، شهروندان از كانديدايي شناخت نداشته باشند، با شناخت حزب معرفيكننده وي ميتوانند در مورد رأي دادن به او تصميمگيري كنند )؛
4_ تربيت نيرو براي مديريت كلان؛
5_ بسيج شهروندان براي حضور در انتخابات يا صحنههاي ديگر؛
6_ ايفاي نقش به عنوان حد واسط جامعه و دولت؛
7_ تقويت و تثبيت روحيه خودباوري اجتماعي و جامعهپذيري سياسي؛
8_ پيشگيري از تنشها و شورشهاي كور اجتماعي و سياسي از طريق انتقال به موقع مطالبات اجتماعي به هيئت حاكمه؛
9_ اطلاعرساني و آگاهيبخشي به شهروندان درباره ضعفها يا نقاط قوت هيئت حاكمه؛
10_ آموزش عملي سياست و سياست ورزي ( آموزش از طريق رسانه ممكن است فقط به ارتقاي دانش شهروندان كمك كند و آموزشهاي دانشگاهي در حد يك آموزش آكادميك باقي بماند، در حالي كه آموزشهاي حزبي تا حد زيادي توأم با عمل بوده، فنون و مهارتهاي سياستورزي را در اختيار اعضا ميگذارد).
انواع حزب
الف) احزاب نخبهگرا: اين دسته از احزاب چندان اتكايي به عضو گيري گسترده ندارند و آنچه در اين نوع اجزاب تأثير گذار است، فراكسيون پارلماني آنهاست.
ب) احزاب تودهاي: عضويت در اين احزاب به سهولت صورت ميگيرد و متكي به اعضاي فراوان هستند؛
البته ميتوان احزاب را بر اساس ايدئولوژيك بودن يا غير ايدئولوژيك بودن تقسيم كرد كه در اين حالت، احزاب ايدئولوژيك از سازمان مركزي منسجم و كادر بسته برخوردارند، در حالي كه احزاب غير ايدئولوژيك اتكاي چنداني به عضوگيري رسمي ندارند و باز عمل ميكنند.
انواع نظامهاي حزبي
تعداد احزاب در كشورها به عوامل مختلفي بستگي دارد كه عبارتاند از: 1_ نظام انتخاباتي؛ 2_ فرهنگ سياسي؛ 3_ تعداد و نحوه عمل شكافهاي اجتماعي.
بر اين اساس نظامهاي حزبي موجود عبارتاند از:
1_ نظام دو حزبي: در اين جوامع ممكن است احزاب ديگري نيز وجود داشته باشند ( مثلاً حزب ليبرال دموكرات در انگليس) اما همواره قدرت ميان دو حزب اصلي جابهجا ميشود. علت اين امر يا اين است كه در اين نوع جوامع، تنها يك شكاف فعال اجتماعي وجود دارد يا اينكه دو حزب از طريق فراكسيونها و طيفهاي داخلي خود، تمام گرايشهاي مطرح اجتماع را دربرگرفتهاند.
2_ نظام چندحزبي: در كشورهاي اروپاي غربي شاهد چنين نظامهايي هستيم. در اين كشورها دولتها به وسيله ائتلافي از احزاب گوناگون تشكيل ميشوند.
3_ نظام تكحزبي: اين نوع نظام نخستينبار به دست لنين در شوروي پايهگذاري شد. بعدها در آلمان (حزب نازي)، ايتاليا (حزب فاشيست) و اسپانيا نيز شاهد چنين نظامي بودهايم.
منابع مالي احزاب
1_ منابع درونحزبي: الف) حق عضويت؛ ب) پرداخت ويژه به وسيله اشخاصي كه به واسطه عضويت در حزب به مقامهاي مهمي رسيدهاند؛ ج) انجام خدمات اقتصادي يا فرهنگي از سوي حزب و استفاده از سود حاصل از آن.
2_ منابع برونحزبي: الف) كمكها و يارانههاي دولتي؛ ب) كمك افراد يا صنوف هوادار.
مشروعيت احزاب در نظام اسلامي
پديده حزب برآمده از دنياي جديد و عصر مدرن است و نميتوان با تفحص در سنت اسلامي و متون ديني گفتار يا توصيهاي يافت كه دقيقاً ناظر به اين پديده باشد. با اين حال اگر ويژگي اصلي حزب را "تلاش جمعي در راه هدفي مشخص" بدانيم، ميتوان در رفتار پيشوايان ديني يا آيات قرآن نمونههايي را سراغ كرد. به عنوان مثال، پيوستن پيامبر اكرم در دوران جواني به پيمان "حلف الفضول" كه تشكل گروهي از جوانان براي كمك به ستمديدگان و نيازمندان بود يا آيات و رواياتي كه بر امر به معروف و نهي از منكر يا كسب آگاهي و بصيرت، به صورت جمعي و گروهي، تأكيد دارند ( براي نمونه: آل عمران، 104 و توبه، 122) نشانههايي از مشروعيت ديني تحزب ميباشد.
امروزه تعدادي از فقها و مراجع تقليد نيز بر ضرورت تحزب در نظام اسلامي وقوف يافته، فتاوايي صادر كردهاند. از جمله حضرت آيتالله العظمي منتظري در پاسخ به استفتايي درباره حكم شرعي تشكيل احزاب مستقل از دولت و عضويت در آنها نوشتهاند: « امر به معروف و نهي از منكر علاوه بر وجوب فردي و مقطعي در موارد جزئيه، نسبت به ساختار ديني و اخلاقي جامعه نيز واجب مؤكد است؛ و اين امر ميسر نيست مگر با تشكل و تحزب افراد مؤمن و آگاه و صالح و همبستگي آنان و تهيه مقدمات و وسايل لازمه، هماهنگ با شرايط زمان و مكان؛ و به حكم عقل، تحصيل مقدمه واجب واجب است؛ خواه مسئولين بالاي حكومت صالح باشند يا ناصالح. اگر صالح باشند، احزاب متدين و قوي و علاقهمند نيروي فعال و مردمي آنها خواهند بود، و اگر غير صالح باشند احزاب در مقابل انحرافات و تعديات آنان ميايستند؛ و حتي اگر در رأس حكومت مانند پيامبر خدا (ص) يا اميرالمؤمنين (ع) باشد، باز همه جامعه و مسئولين صالح نميباشند و طبعاً نياز به نيروي متشكل متدين فعال وجود دارد ... و اگر افراد خوب و صالح متشكل نشوند طبعاً صحنه اجتماع براي تسلط نيروهاي ناصالح و فاسد خالي ميشود و جامعه به فساد كشيده ميشود»( رساله استفتائات، جلد دوم، صص 264_269)
گذشته از اين، تأكيد نظري و تلاش عملي عالمان مبارزي چون نواب صفوي، شهيد بهشتي، امام موسي صدر، و دبير كلي چند ساله آيتالله خامنهاي بر حزب جمهوري اسلامي را ميتوان دلايل روشني دانست بر مشروعيت و حتي وجوب احزاب در نظام اسلامي و بيپايگي سخنان و مواضعي كه حزبگرايي را عامل تفرقه يا دستاورد نامشروع غرب معرفي ميكنند.
منابع براي مطالعه بيشتر
1_ حزب سياسي و عملكرد آن در جوامع امروز، احمد نقيبزاده، نشر دادگستر؛
2_ احزاب سياسي و نظامهاي حزبي، حسينعلي نوذري، نشر گستره.
گردآوري: گروه سياسي شاخه دانشجويان جبهه مشاركت فارس
شاخه دانشجویان جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه فارس برگزار می کند :
کار ویژه احزاب در نظام دموکراتیک
(اولین جلسه عمومی آموزشی- تئوریک)
با حضور دکتر مسعود سپهر
زمان : یک شنبه 5 اسفندماه 86 ساعت ۱۶:۳۰
مکان :خیابان مشیر فاطمی-کوچه نصریه- پلاک 7
انا لله و انا الیه راجعون
وبلاگ شاخه دانشجویان منطقه فارس ارتحال جان گداز آيت ا... محمدرضا توسلي،پاسدار راستین انقلاب،امين و حامي بيت معمار كبير انقلاب اسلامی ایران را كه ضايعهاي سنگين براي ملت مسلمان ايران است، به بيت شريف حضرت امام(ره)،عموم مردم آزاداندیش ایران و خانواده مكرم و فرزندان آن مرحوم تسليت عرض نموده و علو درجات را براي روح پرفتوح آن مرحوم از خداوند متعال آرزومنداست.
مدیریت وبلاگ شاخه دانشجویان
منطقه فارس
فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینظر و ما بدلو تبدیلا
رحلت مظلومانه عالم ربانی ومجاهد نستوه آیت ا... محمدرضا توسلی ،ازیاران صدیق امام راحل (قدس سره) که عمربا برکت خویش را درحفظ و حراست از کیان جمهوری اسلامی و راه امام صرف نمود و با پایمردی در این طریق از طعن طاعنان وعناد تمامیت خواهان نهراسید وتا آخرین لحظه عمر شریف بادلسوزی در پی زدودن انحراف از چهره نظام برآمد،بر همه آزاد اندیشان و پیروان راه امام تسلیت باد.به همین مناسبت مجلس یادبودی پنجشنبه2/12/1386 از ساعت 30/15الی 30/17درمسجد جامع دانشگاه شیراز واقع در بلوار جام جم برگزارمی گردد.شرکت عموم مردم متعهدودلسوزان راه امام(قدس سره)موجب خشنودی روح آن بزرگوار و پیمانی دوباره با راه امام در جهت تحکیم پایه های جمهوریت و اسلامیت نظام خواهد بود.
ستاد ائتلاف اصلاح طلبان فارس
جمعي از جوانان و دانشجويان اصلاحطلب در نامهاي خطاب به حجتالاسلام (سيد محمد خاتمي) با اشاره به تكرار رفتار مراجع بررسي صلاحيت نامزدهاي انتخابات مجلس شوراي اسلامي در ردصلاحيت گسترده و سليقهاي كانديداها، خواستار چارهانديشي بزرگان جنبش اصلاحطلبي مردم ايران در اين باره شدند.
متن نامه جوانان و دانشجويان اصلاحطلب به اين شرح است:
جناب حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي
با سلام
همانطور كه مستحضريد هيأتهاي اجرايي و نظارت برانتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي با رد صلاحيت گسترده و سليقهاي نامزدهاي اصلاحطلب، امكان حضور موثر و رقابت در انتخابات را از يكي از دو جناح حاكميت جمهوري اسلامي ايران سلب كردهاند. تلاش براي اخراج شخصيتهاي تاثيرگذار در پيروزي انقلاب اسلامي، ايثارگران هشت سال دفاع مقدس و نزديكان حضرت امام(ره) از حاكميت، موضوع جديدي نيست كه اين روند انحرافي از نخستين ماههاي پس از رحلت بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي آغاز شده و تاكنون به فراخور مقتضيات زمان و مكان ادامه يافته است.
با اين حال تا قبل از انتخابات مجلس هفتم (زمستان 82) طرفداران حاكميت يكپارچه، هيچگاه جسارت تسويه كامل نظام از (غير خودي)ها را نيافتند و دست كم براي حفظ ظاهر، حضور اصلاحطلبان در برخي نهادهاي حاكميتي تحمل ميشد.
هرچند كه در آن زمان نيز نهادهاي انتصابي نظام اجازه پيشبرد اهداف اصلاحطلبانه و پيگيري مطالبات مردمي را سلب ميكردند. از اين رو ميتوان فرآيند بررسي صلاحيتها در مجلس هفتم را نقطه عطف تسويه حساب درون حاكميتي و اخراج فلهاي اصلاحطلبان از نظام ارزيابي كرد.
جناب آقاي خاتمي
تكرار رويدادهاي مجلس هفتم در روند اخير بررسي صلاحيتها از اين واقعيت تاسفبرانگيز پرده بر ميدارد كه حضور حداكثري اقتدارگرايان در همه نهادهاي انتخابي و انتصابي كشور نيز آتش انتقامجويي از اصلاحطلبان را كه با روي كار آمدن دولت جنابعالي روياي تشكيل خلافت اسلامي را هشت سال به تاخير انداختند، خاموش نكرده است.
طرفداران حاكميت يكپارچه پس از انتخابات نسبتاً آزاد و البته قابل دفاع مجلس ششم كه به پيروزي قاطع اصلاحطلبان انجاميد، آب توبه بر روي خود ريخته و در پيماني استوار كمر همت بستند تا بار ديگر تاريخ تكرار نشود. به نظر ميرسد آنان در اين مسير راهبرد ‹‹واكسيناسيون اصلاحطلبان›› را با مهارت كامل به مرحله اجرا در ميآورند.
همانطور كه ميدانيد واكسن عامل ضعيف شده بيماري است كه با تزريق به بدن مريض، آستانه تحمل وي را بالا ميبرد و او را در برابر ورود ويروس يا باكتري اصلي مقاوم ميسازد؛ اقتدارگرايان نخستين گام از دور جديد فعاليتهايشان پس از شوك دوم خرداد را با رد صلاحيت محدود اصلاحطلبان در سومين دوره انتخابات شوراهاي اسلامي شهر آغاز كردند. اين در حالي بود كه انتخابات دوره دوم شوراها كه زير نظر مجلس اصلاحات برگزار شد، آزادترين انتخابات در سالهاي اخير ايران بوده است.
سپس در انتخابات مجلس هفتم محدوده رد صلاحيت، به نمايندگان اصلاحطلب مجلس نيز گسترش يافت و با تقسيمبندي مخالفان اقتدارگرايي به دو دسته اصلاحطلب خوب و بد، عملاً بخش بزرگي از نمايندگان جنبش اصلاحي مردم ايران را خانهنشين كردند.
آنان اكنون آستانه تحمل اصلاحطلبان را چنان بالا بردهاند، كه بدون هيچ دغدغهاي صلاحيت معاونان وزير و وزراي دولت اصلاحات را براي حضور در مجلس زير سوال ميبرند و حاشيه امنيت را از آنان نيز ميستانند. كسي چه ميداند؛ شايد در انتخابات بعدي، دغدغه اصلاحطلبان نامعلوم بودن تاييد صلاحيت روساي جمهوري پيشين ايران باشد، چرا كه در انتخابات مجلس هشتم باز هم آستانه تحملشان بالاتر رفته است.
جناب آقاي خاتمي
به نظر ميرسد راهبرد واكسيناسيون اصلاحطلبان در برابر رد صلاحيتها بدون همراهي و مشاركت خود اصلاحطلبان نميتوانست چنين دستآورد بزرگي را براي اقتدارگرايان به ارمغان بياورد؛ به ديگر سخن انفعال اصلاحطلبان و تن دادن آنان به هر چه كه پيش ميآيد يكي از دلايل پيشروي گام به گام حاميان حاكميت يكپارچه به شمار ميرود.
جانمايه تفكر اقتدارگرايي را ميتوان در سخنان يكي از فقهاي سابق شوراي نگهبان يافت؛ آنجا كه بر روي منبر از اشتباه در تاييد صلاحيتهاي مربوط به انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري و مجلس ششم سخن گفت و اينكه اگر رد صلاحيت كرده بودند چهل روز اعتراض ميشنيدند و چهار سال راحت بودند.
جناب آقاي خاتمي
آش رد صلاحيتها آنقدر تند شده است كه از شخصيت معتدلي چون شما كه در طول هشت سال بحرانآفريني اقتدارگرايان براي دولتتان حاضر نشديد آرامش كشور را با حركتهاي راديكال برهم بزنيد، تعابير تندي درباره بررسي صلاحيتها ميشنويم. شما موج رد صلاحيتها را فاجعه خوانديد. از جنابعالي نقل كردهاند كه درباره رفتار اخير مراجع بررسي صلاحيت گفتهايد: حاكميت خود انتخابات را تحريم كرده است. اما سيد محبوب ما، شما هم به خوبي مستحضريد كه با حلوا حلوا دهان شيرين نميشود و صرفاً با سخنرانيهاي آتشين نميتوان نظر رد صلاحيت كنندگان را تغيير داد. اتفاقاً آنان خود را براي اعتراضات چهل روزه ما آماده كردهاند تا چهار سال آسوده بخوابند.
جناب آقاي خاتمي
ما جوانان و دانشجويان اصلاحطلب بر اين باوريم كه نبايد اجازه دهيم بار ديگر رد صلاحيتها پديدهاي عادي تلقي شود و پس از اندكي گرد فراموشي بر روي آن بنشيند؛ از اين رو خواستار چارهانديشي بزرگان جريان اصلاحطلبي در اين باره هستيم. تجربه رد صلاحيتهاي گذشته خاطر نشان ميكند كه از هم اكنون ميتوانيم پرونده مجلس هشتم را مختومه بدانيم مگر آنكه معجزهاي رخ دهد؛ اما همان تجربه به ما يادآوري ميكند كه نبايد اجازه دهيم رد صلاحيتهاي فلهاي هزينهاي اندك براي عاملان و آمران در بر داشته باشد. هنوز از ياد نبردهايم هنگامي كه يك روزنامه اصلاحطلب پس از انتخابات مجلس هفتم براي برگزيدگان آن به جاي واژه ‹‹نماينده›› اصطلاح ‹‹راه يافته مجلس هفتم›› را در خبرها به كار برد، چه واكنشهايي در اردوگاه اقتدارگرايي برانگيخته شد.
در پايان از جنابعالي ميخواهيم كه كميتهاي را مامور يافتن راهكارهاي عملي، تاثيرگذار و درازمدت مقابله با رد صلاحيتهاي فلهاي كنيد، البته بدون چشمداشت به تغيير رويه كلي بررسي صلاحيتها در انتخابات اخير.
بيشك اگر در فرصت باقيمانده يعني تا زماني كه موضوع انتخابات اخير در افكار عمومي هنوز برجسته است، راهكارهاي يادشده تدوين و پيگيري نشود، قصه پر غصه رد صلاحيتها در رايگيريهاي آينده مانند انتخابات رياست جمهوري دهم هم تكرار خواهد شد و بار ديگر اصلاحطلبان خود را در جاي نخست خواهند ديد كه تنها راه جلو پايشان همان اعتراض چهل روزه است.
30/11/1386